تعریف مسئله تحقیق نور


تعریف مسئله تحقیق نور

سه شنبه 28 ربیع الثانی 1437 حکیم‌

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم‌

لزوم پیدا کردن جایگاه و ضرورت موضوعات مختلف در نظامات خدایی و یافتن ارتباطشان با انسان

بله در موضوعات و مقولات ما بایستی به چند عنوان در مورد اون موضوع توجه کنیم و اون موارد عبارتند از؛ « جایگاه اون موضوع چی هست »؟( در نظام عالم در نظام بشر در نظام تربیتی ما، در نظام رشد ما جایگاه اون موضوع چی هست؟ ) « ضرورت اون موضوع چقدر هست »؟ « فایده ی اون موضوع برای ما چقدر هست »؟( ما چقدر میتونیم از اون موضوع بهره ببریم؟ چه بهره ای میتونه به ما برسونه ؟ ) اصلا یک موضوعی در عالم هست، خب هست، چه ربطی به ما داره؟ ارتباط اون موضوع با ما چی هست؟ چه فایده ای برای ما داره؟ در مورد موضوع« رسولان »؛« جایگاهشون چی هست؟ ضرورتشون در نظام عالم، نظام بشر، نظام تربیتی ما، نظام رشد ما چی هست؟ ما چه فایده ای میتونیم از اون ببریم؟ » در بسیاری از مقولات خوب هست که آدم دنبال این پاسخ ها باشه. در مورد« قرآن »؛ « جایگاه قرآن در نظام عالم چی هست؟ در نظام بشر چی هست؟ در نظام تربیتی و رشد ما چی هست؟ ضرورتش چقدر هست؟ و فایده اش چقدر هست؟ ما چه بهره ای میتونیم از اون ببریم؟ » در مورد مقوله ی« نور »؛« جایگاهش در نظام عالم چی هست؟ در نظام بشر چی هست؟ در نظام تربیتی ما چی هست؟ ضرورتش چی هست؟ ما چه فایده ای میتونیم از اون ببریم؟ »‌

ابتدا پیدا کردن فوائد موضوع و بالتبع یافتن ضرورت آن و بعد جایگاه‌شناسی آن

ما بایستی از آخر به اول برسیم، در مورد ما شاید بیشتر کاربردی اش اینطور باشه، چقدر ازش میتونیم فایده ببریم؟ چقدر میتونیم از اون موضوع بهره ببریم؟ و بر اساس اون به ضرورتش پی میبریم. بر اساس اون به جایگاه اون موضوع پی میبریم. البته با بحث معرفتی هم میشه سراغ بحث جایگاه اون موضوع رفت. یعنی یک موضوع دو طرفه هست، هم شما باید به دنبال فایده باشی که فایده اش برای من چی هست؟ و از جهت فایده بردن به جایگاهش پی ببری و هم از بحث معرفتی به جایگاهش پی ببری. اگر یک مقوله ای جایگاهش بسیار بالاست و بسیار ضروری هست حتما باید فایده هاش هم بسیار بالا و ضروری باشه. آیا خدا یک مقوله ی بسیار عظیم قرار داده است که به واسطه ی اون مقوله یک لیوان آب خوردن به دست ما بده؟ خب چه کاری هست. آیا اینطور هست که قرار هست که بشر بواسطه ی اون جایگاه بزرگ و اون موضوع ضروری در عالم یک لیوان آب بخوره؟ خب این چه کاری هست؟ خدایا! یک مَلَک میگذاشتی و یک لیوان آب میدادی به دست بشر دیگه اینکارها رو که لازم نداشت. یا اگر به فایده های بزرگ از اون مقوله پی ببریم اون موقع بایستی به این پی ببریم که جایگاه اون مقوله بسیار رفیع هست. البته این جهت دوم رو عموم آدم ها نمی روند. ما مسلمین و شیعیان عمدتا بسیاری از اوقات برای مقولات جایگاه بزرگی و مرتفعی قائل هستیم ولی فایده ی مرتفعی قائل نیستیم، در عمل به فایده ی بزرگی از اون مقوله نمیپردازیم.‌

به دنبال یافتن فوائد، ضرورت و جایگاه مقوله نور

مطرح میشه« نور خدا »؛ جایگاهش کجاست؟ میگی خیلی بالاست،« نور خدا » هست شوخی که نیست. پرسیده میشه" چقدر در نظام عالم ضروری هست ؟ این چیزی که خیلی جایگاهش بالاست چه ضرورتی در نظام عالم و در نظام بشر داره؟ " میگی فکر کنم یک ضرورت هایی داره، بالاخره یک چند تا ضرورت برای این موضوع می شماری. پرسیده میشه که" چه فایده ای برای شما داره؟ " ببینی مدام با این سوال ها شما ارتفاع رو پائین میآری، که چیزی که اولش به آخرش نمیخوره، یک نظام کجِ سراشیبی هست. بله در مقوله ی نور بایستی این موضوع برای ما پررنگ باشه که" نور چه فایده ای برای ما داره؟ چه بهره ای قرار هست که ازش ببریم؟" ‌

«اللَّهُ‏ وَلِيُ‏ الَّذينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ»، بیان جایگاه نور

خداوند میفرماید که«اللَّهُ‏ وَلِيُ‏ الَّذينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ» خدا آمده است که ولایت کند و مومنین رو از ظلمات برداره و به سمت نور ببره. نور چقدر مهم هست؟ این آیه یک مقدار یعنی«جایگاه نور » رو میرسونه. نور چقدر جایگاه داره، جایگاهش خیلی بزرگ هست، حداقل این نتیجه ها از درونش در میآد که جایگاهش خیلی باید رفیع باشه، جایگاهش باید خیلی عظیم باشه که خدا بیاد سراغ مومنین نه سراغ هر آدمی، خدا بیاد سراغ مومنین از باب« ولایت » و اونها رو برداره و به سمت نور ببره. معلوم هست که نور خیلی جایگاه داره و خدا اینجا با لحن هم« انحصار » و هم « افتخار » مطرح میکنه. یعنی از محتوای کلام درمیآد که خدا هم داره انحصار میکنه و میگه«اللَّهُ‏ وَلِيُ‏ الَّذينَ آمَنُوا » چرا میگیم انحصار؟ چون تفکیک میکنه و میخواد از یک گروه دیگه تفکیک کنه« وَ الَّذينَ كَفَرُوا أَوْلِياؤُهُمُ الطَّاغُوتُ » اونها ولی شون طاغوت هست، خدا میآد اینها رو ولایت کنه، و بعد با افتخار میفرماید که« خدا » اومده اینها رو ولایت کنه،« خدا » میآد اینها رو ولایت میکنه. ببره به سمت نور؛ پس نور خیلی جایگاه داره. نور باید جایگاهش رفیع باشه و برای خدا خیلی ارزشی و قیمت داشته باشه. چون خدا با ولایت خودش از وجه ولی بودن خودش آمده است سراغ انسان هایی که از نظر خدا ارزشمند هستند( یعنی مومنین ). آیه اینطور هست که خدا اینها رو برمیداره و با این همه افتخار مطرح کنه که من، منِ خدا، ولی این مومنین هستم، میآم اینها رو بردارم و از ظلمات یک کوچه اونطرف تر ببرم؟ خب چه کاریه؟ برای چی مطرح کردی؟ این همه مقدمات بزرگ گذاشتی و خودت اومدی پای کار و از وجه ولی بودنت اومدی پای کار، اومدی سراغ آدم هایی که آدم های خوب تو هستند و اینها رو از بقیه ی دسته ها جدا کردی و گفتی بقیه ی دسته ها به کنار بروند و اصلا من با اونها کار ندارم، اونها به دنبال طاغوت بروند، بروند در همون راهی که بودند، من اومدم سراغ اینها، اینهایی که مومن هستند، اینها رو بردارم و از ظلمات بیارم کجا؟ گفته میشه« نور ». پس نور باید خیلی بالا باشه. خیلی قیمتی باشه. جابجایی از یک کوچه به یک کوچه آنطرف تر نیست. ببینید قیمت نور رو در این آیه ببینیم. البته آیات دیگری هم حاکی از قیمت نور هست ها! ما میخواهیم تا جایی که میشه روی همین آیه استدلال کنیم و قیمت نور رو در بیاریم و بگیم که از همین یک آیه هم کلی قیمت نور در میآد. جاهای دیگری از قرآن هم قیمت نور در میآد پس نور خیلی جایگاه داره و جایگاهش خیلی رفیع هست.‌

به دنبال پاسخ قرآنی ضرورت و فائده مقوله نور

خدایا! چرا داری توجه ما رو به این مقوله مرتفع جلب میکنی؟ چرا داری ما رو به سمت این مقوله ی مرتفع یعنی نور دعوت میکنی؟ فایده اش برای ما چی هست؟ اصلا چه ضرورتی داره که ما به نور بپردازیم؟ اینجا در این آیه خداوند میفرماید که«اللَّهُ‏ وَلِيُ‏ الَّذينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ وَ الَّذينَ كَفَرُوا أَوْلِياؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمات‏ » مگه« الَّذينَ كَفَرُوا » در نور هستند که به سوی ظلمات بروند؟ مگه« الَّذينَ آمَنُوا » در ظلمات هستند که به سمت نور بروند؟ آیا ضرورت داره که ما با مقوله ی نور آشنا باشیم؟ آیا ضرورت داره که ما با راه های بهره بردن از نور آشنا باشیم؟ آیا ضرورت داره که ما خدایی خدا رو در مقوله ی نور ببینیم؟ رفتارهایی که خدا بخاطر نور داره. این رو باید بررسی بشه و برای ما پررنگ بشه و یک پاسخ قرآنی، یک تبیین قرآنی برای این موضوع داشته باشیم. عموما ماها در کلیات هستیم، در کلیاتی مبهم. در مورد مقولات در یکی دو مورد نسبت به کلیات بسیار مبهم و در یکی دو مورد جزئی مثلا یک بهره هایی و یک تبیین از همون کلیت یکی دو مورد جزئی کم و بیش برامون روشن هست و إلّا کلیت یک ماجرا برای ما کمتر تبیین شده است، کمتر میشناسیم و بر اساس اون کلیت تبیین شده جزئیات رو بشناسیم، جایگاه ها رو بدانیم و رفتارهای خودمون رو بدانیم و بشناسیم. مثلا در مورد نور میگیم که خدا رو شکر ما احساس میکنیم رفتیم زیارت و خیلی عالی بود اصلا قلب مون آروم گرفت، دل مون آروم گرفت. اینقدر از نور میشناسیم.‌

مطالب مرتبط
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به بالقرآن است