از معدن حسّ صحیح یعنی فضای مابین امام حسین ع و اباالفضل ع حسّ بگیریم


از معدن حسّ صحیح یعنی فضای مابین امام حسین ع و اباالفضل ع حسّ بگیریم

یکشنبه 9 صفر 1439 - دفتر نواب ‌

هر چند انسان گاهی دارای معارفی صحیح میباشد ولیکن باید پیوسته حسّ صحیح نیز داشته باشد، این حسّ صحیح را باید از معادن حسّ صحیح که در قرآن مطرح شده بدست آورد مانند حسّ مابین دو برادر که مصادیقش یوسف ع و برادرش ع، رسول الله ص و امیرالمومنین ع و امام حسین ع اباالفضل ع می‌باشند

بله انسان باید مترصد این باشه که همیشه حس بگیره، حس از معادن صحیح حس، یعنی جایگاه های حس گیری رو بشناسه مثل جایگاه های سوخت، پمپ سوخت و خودش رو هر از چند گاهی به اونجاها وصل کنه پیوسته که وصل باشه که چه بهتر ولی هر از چند گاهی خودش رو وصل کنه به اونجا، حس نداشتن یکی از مشکلات ما انسانهاست حس صحیح نداشتن حس دقیق نداشتن یکی از مشکلات اصلی ما انسانهاست بهش توجه هم نمی کنیم خیلی موقع ها ازش غافل هستیم خیلی اوقات از این مطلب غافل هستیم حس صحیح نداریم گاهی معرفت صحیح داریم ها ... معلومات صحیح داریم حس صحیح نداریم دانش مون خوب هست حالا به نسبت خوب هست ولیکن حس صحیح نداریم حس مون دقیق نیست در قرآن معادن حس گیری معرفی شدند یکی از معادنی که اونجا باید حس گرفت جایگاه هایی که اونجا باید حس گرفت چیه؟ فضای حس بین دو برادر، حس بین یوسف و اخیه، لذا می فرماید که فَتَحَسَّسُواْ فَتَحَسَّسُواْ یعنی اینکه بین یوسف و اخیه یوسف و برادرش حس هست یه جریان حس بین اون دو نفر وجود داره شما از اون حسی که اونجا وجود داره حس بگیرید از اون حس اثر بگیرید همین که می فرماید فَتَحَسَّسُواْ یعنی بین اون دو نفر حس هست شما از اون حس اثر بگیرید از فضای حس بین یوسف و اخیه اثر بگیرید، از فضای حس بین حضرت رسول صلوات الله و امیرالمومنین علیه السلام اثر بگیرید حس تون رو بر اساس اون حس تنظیم کنید از فضای حس بین امام حسین صلوات الله علیه و ابوالفضل علیه السلام اثر بگیرید ‌

همانطور که برای ارتقاء معارف باید برنامه داشت برای ارتقاء حسّ نیز باید برنامه ریزی نمود

ما یه روز دو روز چند روز که از عمر مون می گذره از اوقات مون می گذره حس رو گم می کنیم از نظر حس تخلیه میشیم همون طور که انسان نیاز داره افکارش رو ارتقاع بده معارفش رو دنبال بکنه از معارف غفلت نکنه معارفش رو بروز بکنه باید حس رو هم دنبال کنه، ‌

فَتَحَسَّسُواْ، یعنی برنامه داشتن و تلاش نمودن برای حسّ صحیح کسب کردن

وقتی می فرماید فَتَحَسَّسُواْ یعنی برای این موضوع برنامه داشته باشید فَتَحَسَّسُواْ یعنی شما باید یه کاری انجام بدید اون حس که اونجا هست شما یه طور باش که از اون حس اثر بگیری اون فضای حس که بین دو برادر وجود داره، شما یه گونه ای رفتار کن یه برنامه ای داشته باش که از اون حس اثر بگیری و احساسی بر اساس اون احساس پیدا بکنی فَتَحَسَّسُواْ یعنی اینکه ما باید خودمون رو به لحاظ حس چک بکنیم هر از گاهی باید خودمون رو چک بکنیم حس مون چی هست، احساس حاکم بر ما چی هست، فَتَحَسَّسُواْ یعنی اینکه حس صحیح داشتن برامون مهم باشه برای حس صحیح داشتن دغدغه داشته باشیم يَا بَنِيَّ اذْهَبُواْ فَتَحَسَّسُواْ لازم شد برای حس صحیح داشتن بدوییم تلاش کنیم حرکت کنیم، ‌

در جریان حسّ گرفتن اگر سختی‌ای بود نباید از روح الله مایوس شد

بهرحال اینکه این موضوع برامون مهم باشه و خودمون رو چک بکنیم ارزیابی بکنیم یه وقتی میشه یه لحظه حس می کنی که به این نتیجه میرسی که حس صحیحی نداری بلافاصله باید خودت رو پیدا کنی حس صحیح رو پیدا کنی سعی می کنی می بینی سخت هست می خوای بشه می بینی نمیشه باید چه کار کنیم؟ وَلاَ تَيْأَسُواْ مِن رَّوْحِ اللّهِ از رَّوْحِ اللّهِ مایوس نشیم شما می بینی حس نداری می خوای روحت رو حرکت بدی جریان بدی بفرستی به فضای بین دو برادر به فضای بین یوسف و اخیه به فضای بین حسین و ابوالفضل، روح حرکت نمی کنه اگر دیدی روح حرکت نمیکنه وَلاَ تَيْأَسُواْ مِن رَّوْحِ اللّهِ از حرکت دهنده ی ارواح از حرکت دهنده روح مایوس نشو از دست بالا سر روح مایوس نشو از طوفان روحانی طوفان روحانی که ارواح رو به حرکت در میاره مایوس نشو، نگاه میکنی می بینی فضای بین دو برادر فضای بین حسین و ابوالفضل اون دورهاست و الان یه مدتی غفلت کردی، از اون فضا فاصله گرفتی روح شما در فاصله ای از اون فضا هست روح شما در فاصله ای از اون فضا هست و می خوای روح رو بفرستی اونجا سعی میکنی بره نمیره نمیشه، وَلاَ تَيْأَسُواْ مِن رَّوْحِ اللّهِ با چشم روح یه نگاه به دست بالا سر روح میکنی دست روحانی بالا سر روح ، رَّوْحِ اللّهِ ، یک یاد یک توسل شما ای دست روحانی بالا سر ارواح ای رَّوْحِ اللّهِ ، ای دست روحانی مهربان مادر من از شما مایوس نیستم شما باید روح من رو حرکت بدی طوفان وار روح من رو به فضای بین حسین و ابوالفضل بکشونی‌

اگر از حسّ صحیح فاصله ایجاد شده، فقط کافی است که توسلی به صاحب روح القدس انجام بشه؛ آنگاه آن کس که ایجاد کننده طوفان در بین ارواح است، روح را حرکت داده و در موقعیت مناسبی مابین امام حسین و اباالفضل ع فرود می‌آرود

بله ما از حسی که داریم نباید غافل باشیم بایستی در ایام مختلف در اوقات مختلف حس مون رو چک بکنیم حس مون رو ارزیابی کنیم فلانی نزدیک اربعین شده حس ات چی هست؟ می خوای بری سفر کربلا حس ات چی هست؟ پاسخش نمیدونم نباشه، وقتی این سوال پرسیده شد شما یه لحظه به خودت توجه میکنی میگی که خب غفلت کردم من الان حس ام رهاست همون چند ثانیه در قلب خودت توجه میکنی به رَّوْحِ اللّهِ به دست روحانی روح القدس، همون جا یه لحظه، خیلی زمان نمیبره یک لحظه هست یه لحظه توجه میکنی به صاحب روح القدس یه لحظه توجه میکنی به مادر مهربون سلام الله علیها ای مادر مهربون من حس ام رهاست من به لحاظ احساس انگار که ول هستم رها هستم گم هستم فضای بین حسین و ابوالفضل ارتفاع داره میشه یک طوفان روحانی بر ارواح ما بر روح من جریان بدی روح من رو بکشونی تو اون فضا اینها همه اش سی ثانیه طول میکشه چند لحظه طول میکشه بعد پاسخ اون پرسش گر رو میدید می فرمایی که من حس ام بین حسین و ابوالفضل هست حس بین حسین و ابوالفضل خیلی گسترده هست صحنه های مختلف داره موضوعات مختلف داره دو جایگاه های مختلف این احساس تبلور داشته نمود داشته جلوه کرده، به شما میگه کجا هستی حس ات چی هست شما یه چند لحظه ای توجه می کنی به مادر مهربون سلام الله علیها توسل میکنی به ایشون بعد می فرمایی حس من در کنار ابوالفضل هست وقتی که چند قدم آن طرف تر از خیمه امام حسین ایستاده بود امام حسین نزدیک خیمه ایستاده بود و علی اکبر در میدان بود حس من حس نگاه ابوالفضل بود در اون لحظه به حسین علیه السلام، چرا اینطوری میشه؟ طوفان روحانی مادر مهربون روح رو می کشونه پرت میکنه در فضای بین حسین و ابوالفضل این روح میره یه جایی فرود میاد یه بار دیگه یه کی از شما می پرسه کجا هستی حس ات چگونه هست؟ حس تو چی هست؟ دوباره متوجه میشی که غفلت کردی حواست نبوده چند لحظه در قلب خودت توسل میکنی به مادر مهربون سلام الله علیها طوفان روحانی مادر مهربون روح شما رو میکنه و در فضایی بین حسین و ابوالفضل فرود میاره می بینی حس تو حس زمانی هست که ابوالفضل به سوی فرات میره حسین تنها در کنار خیمه هاست ابوالفضل تمام توجه اش به حسین هست داره میره سمت فرات دلش اونجاست، یک اضطراب زیاد من باید زود برگردم، بله وَلاَ تَيْأَسُواْ مِن رَّوْحِ اللّهِ از طوفان روحانی مادر مهربون سلام الله علیها نباید نا امید شد مادر مهربون سلام الله علیها برپا کننده طوفان هست طوفان روحانی طوفان ارواح، طوفانی که یک تلاطم و یک حرکت صحیح در ارواح ایجاد میکنه یک کشش ایجاد میکنه با یه توسل با یه توجه با یه یاد از مادر مهربون سلام الله علیها به فضای بین حسین و ابوالفضل کشیده شو، کشیده بشیم به اون فضا‌

در پرداختن به کربلا لزومی ندارد به هر موضوعی پرداخته شود ویا اینکه با هر احساسی وارد ماجراها شد، بلکه باید از معدن حس کربلا یعنی حسّ مابین امام حسین و اباالفضل بهره‌مند شد یعنی در کنار اباالفضل ایستاد به با حس او به امام حسین ع پرداخته شود

این رو در خودمون مراقبت کنیم چک کنیم هر از گاهی خودمون رو بسنجیم حس مون کجاست اگه خدایی نکرده غفلت بوده حواس مون نبوده بلافاصله با یک یاد با یک یاد از مادر مهربون سلام الله علیها، از او یاد کنیم به فضای بین حسین و ابوالفضل علیه السلام خیره بشیم و توجه کنیم چشم مون اونجا باشه، بله از این مسیر احساس مون رو دقیق کنیم هر احساسی این طور نیست که درست باشه یا دقیق باشه یا ما لازم باشه که بریم و اون احساس رو کسب کنیم تو ماجرای کربلا از کجا حس بگیرم؟ عالی ترین معدن حس و دقیق ترین معدن حس که از اونجا بایستی حس بگیریم احساس بین حسین و ابوالفضل هست ببینید اصحاب امام حسین علیه السلام به میدان میرند فرض کنید اون لحظه ای که نوبت رسیده به علی اکبر علیه السلام یا بهترین یاران امام حسین علیه السلام به میدان رفتند به شهادت رسیدند امام حسین علیه السلام میره بالا سرشون رفته بالا سر علی اکبر ارباً ارباً می خواد علی اکبر رو برداره بیاره شما می خوای چه حسی بگیری؟ حس پدر فرزند از دست داده؟ حس عمه ی بزرگوار علی اکبر؟ چه حسی می خوای بگیری؟ حس یک تماشاچی که از بیرون نگاه میکنه و می بینه پدری مصیبت زده شده؟ حس یک تماشاچی که از بیرون نگاه میکنه و می بینه پدری مصیبت زده شده؟ میخوای چه حسی بگیری؟ از عالی ترین احساسی که شما می تونی در این صحنه داشته باشی از عالی ترین حس هایی که شما می تونی در این صحنه داشته باشی حس ابوالفضل هست در نگاه به حسین، برو کنار ابوالفضل بایست، شما کنار ابوالفضل بایست به حسین نگاه کن، حسین علیه السلام وقتی داره میره به سمت میدان رفت سراغ پیکر ارباً ارباً شده ی علی اکبر شما کنار ابوالفضل بایست و به حسین نگاه کن، ابوالفضل ایستاده حسین داره میره به سمت میدان به سراغ پیکر علی اکبر، ابوالفضل به حسین نگاه میکنه امام حسین علیه السلام هم گاهی زیر چشمی به ابوالفضل، شما به این فضا نگاه کن یعنی فضای بین حسین و ابوالفضل، علمدار لشگر علمدار کاروان ایستاده پهلوی کاروان ایستاده یاران حسین، فرزندان حسین یکی یکی میرند به میدان به شهادت میرسند، قلبت رو به ابوالفضل نزدیک کن تپش های قلبت رو به ابوالفضل نزدیک کن، مثل مردمی نباش که در اون اطراف می ایستند و گریه می کنند میگند عجب پدری فرزند از دست داد، سرداری امامی یارانش رو یکی یکی از دست داد، اینطور نباشیم، ‌

درخواستمان از مادر مهربان ع این باشد که حسّ ما را منطبق با حسّ مابین امام حسین ع و اباالفضل ع قرار دهند و نه اینکه مانند غریبه ها و تماشی‌چی ها باشیم؛ و در این مسی از روح الله مایوس نشویم

بریم کنار ابوالفضل، یعنی این رو بخوایم دنبال این باشیم حس مون منطبق حس بین حسین و ابوالفضل باشه از اینجا حس بگیریم، این رو بخوایم این برامون مهم باشه از مادر مهربون سلام الله علیها بخوایم ما رو ببر تو این فضا، ما رو ببر کنار ابوالفضل ما رو ببر در نگاه های ابوالفضل و حسین، بله این رو دنبال کنیم مثل غریبه ها رفتار نکنیم حس مون حس غریبه ها نباشه، حس مون حس تماشاچی ها نباشه، حس مون منطبق بر حس حسین و ابوالفضل باشه، این سخته اینجا اختصاصی هست پس وَلاَ تَيْأَسُواْ مِن رَّوْحِ اللّهِ توسل کنیم به دست روحانی روح القدس، به دست روحانی مادر مهربون سلام الله علیها، بین این دو برادر چه خبر هست یه بار کاروان امام حسین علیه السلام رو اینجوری حرکت کنیم، ‌

در تمام ایام سال سعی کنیم با حسّ صحیح به ماجراهای مختلف کاروان حسینی ع نگاه کنیم، در تک‌تک صحنه‌ها نگاه کنیم که امام حسین ع و اباالفضل ع چگونه به هم نگاه می‌کنند و در آن حسّ قرار بگیریم

یعنی چه خوب که در طول سال در ایام مختلف در اوقات مختلف کاروان امام حسین علیه السلام رو این گونه مرور کنیم، معارف مختلف کاروان رو تاریخ موقعیت های مختلف کاروان رو وقتی دنیال می کنیم دنبال یک حس باشیم و اون حس رو در فضای بین حسین و ابوالفضل جستجو کنیم وقتی امام حسین علیه السلام در مکه ایستاده و گفت من صبح راهی هستم مَن کَانَ فینَا باذِلاً مُهجَتَه وَ مُوَطِناً عَلی لِقاءَالله نَفسَه فَلیَرحَل مَعنا ابوالفضل چگونه به حسین نگاه می کرد؟ اون موقعی که فلانی از امام حسین علیه السلام پرسید که یا مسئلتی داشت که اصلا نرید این مسیر رو ادامه ندید امام حسین علیه السلام فرمود که رسول الله رو دیدم که به من گفت که خدا خواسته شما رو کشته ببینه و اهل بیت تو رو اسیر ببینه، این یه معرفت هست این رو می شنویم این یه تاریخ هست این رو می شنویم ازش معارفی برداشت می کنیم حس ات چگونه باشه؟ حس بین حسین و ابوالفضل، اصلا یه لحظه تصویر کن ، امام حسین وقتی به اون فرد گفت که به اون فرد فرمودند که رسول الله فرموده که خدا خواسته تو رو کشته ببینه و اهل بیتت رو اسیر، اگه ابوالفضل اون نزدیکی ها بود ابوالفضل چگونه به حسین نگاه می کرد؟ و حسین برگشت به ابوالفضل نگاه کرد چه نگاهی کرد؟ یه بار کاروان رو این گونه مرور کنیم این گونه مرور کنیم برای حس گرفتن برای ارتقای حس برای حس دقیق، ‌

شیعه حسینی ع، کسی است که علاوه بر معارف و اخلاق، حسّ خود را نیز از معدن آن در کاروان بدست می‌آورد

نه اینکه فقط یه ایام خاصی شد این گونه مرور کنیم بلکه در کل اوقات لازم هست که ما حس مون رو دقیق کنیم انسان حسینی، شیعه ی حسینی یعنی کسی که معارفش بر اساس کاروان امام حسین هست اخلاقش بر اساس کاروان امام حسین هست حس اش هم بر اساس کاروان امام حسین هست بر اساس کاروان امام حسین یعنی کجا؟ معدن حس کاروان حسین کاروان امام حسین علیه السلام کجاست؟ حس بین حسین و ابوالفضل،‌

عمده ضعف ما در حس صحیح و پیوستگی در آن است

این یه نقص ماست عمده ی ما ها عموماً از نظر معارف از نظر دانش تا حدودی اطلاعات داریم بلد هستیم اگه نقص داریم داریم سعی می کنیم که ارتقاء بدیم گاهی در اخلاقیات هم سعی می کنیم که بهتر بشیم ولی عموماً به حس مون توجه نداریم حس مون رها هست ول هست بنابر موقعیت ها و موضوعات مختلف گاهی حسی می گیریم و رها می کنیم ‌

پیوسته در فضای حسّی مابین امام حسین ع و اباالفضل ع زندگی کنیم، حتی اشک ریختن ما نیز باید از این حسّ اثر داشته باشد

احساس ما باید در فضای بین احساس حسین و ابوالفضل زندگی کنه، تمرین کنیم این رو تمرین کنیم از تاریخ کاروان درس بگیریم دانش برداریم یه جایی تو یه صحنه ی وایستیم یک جایی یک صحنه ای از ابوالفضل علیه السلام رو پیدا کنیم بریم کنار ایشون وایستیم در اون صحنه بایستیم کنار ایشون و با نگاه ایشون به امام حسین علیه السلام نگاه کنیم تمام صحنه های کاروان می تونه برای ما این فضا رو داشته باشه هر کدومش که راحت تر هستیم هر کدومش که بهتر می تونیم اونجا اثر بگیریم یکی ممکنه بگه که من در صحنه ای که ابوالفضل علیه السلام کنار فرات بود بهتر می تونم اثر بگیریم باشه شما برو اونجا، هر کجا که راحت تر هستی سعی کن خودت رو بکشونی به اونجا تا اثر بگیری این شروع کار هست ها... این شروع کار هست والا فضا مرتفع تر از این بحثهاست، آنقدر مرتفع هست که شما نمی تونی بری باید با اثر رَّوْحِ اللّهِ بری به اون سمت، ما با این تلاش مون بهانه بدیم، اگر اشک می ریزیم بر امام حسین علیه السلام اشک غریبه ها نباشه بعضی ها اشک می ریزند مثل غریبه ها، این خوب هست ها... ولی خب ارتفاع نداره برخی ها اشک می ریزند مثل آشنایان این هم خوبه ولی خب خیلی جای کار داره، برخی ها اشک می ریزند مثل دوستداران این آدم رو این فرد رو دوست داشتند مصیبتی براش پیش اومده ناراحت هستند به خاطر اینکه او رو دوست داشتند ناراحتی او بر قلب این افراد اثر میکنه خداوند می فرماید که تَحَسَّسُواْ مِن يُوسُفَ وَأَخِيهِ حس تون رو بیارید اینجا بیاید در فضای بین حسین و ابوالفضل، عالی ترین حس اینجاست عالی ترین رفتار حسی اینجاست رفتار حسی که ابوالفضل داشت ابوالفضل یه غریبه نبود یه آشنا نبود یه دوستدار نبود، بله از این فضا حس بگیریم. هدیه به پیشگاه امام حسین و ابوالفضل علیه السلام صلواتی بفرستیم اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.‌

مطالب مرتبط
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به بالقرآن است