«نَقعاً»، ذراتی به دور همدیگر جمع شدهاند ولیکن هتوز جمع مدنظر خداوند نشدهاند
در سوره عادیات مطرح هست که« فَأَثَرْنَ بِهِ نَقْعاً (4 ) فَوَسَطْنَ بِهِ جَمْعًا(5العادیات ) ». این« نَقْعاً » چه کسانی هستند؟ «نَقْعاً » ذرات ریزی هستند که به دور هم گرد آمده اند، از دور دست ها به دور هم گرد آمده اند، یک جوری« نَقْعاً » جمع هست، مفهوماً برای ما نزدیک به جمع هست، اما خدا اینجا اون رو جمع حساب نمیکنه، نمیفرماید جمع، یک جوری گرد هم آمده اند، ذرات ریزی به دور هم گرد آمده اند، یک فعل دیگری باید بر روی این گردآمده های به دور هم انجام بشه برای اینکه اونها جمع مورد نظر سوره عادیات باشند، اونکار « فَأَثَرْنَ » هست.
به سمت جمع خدایی رفتن، اثر فعل ثاراللهی بر روی «نَقعاً»
ثاراللهی باید انجام بشه، ثاراللهی بر روی« نَقعَاً » بر روی ذراتی که به دور هم گرد آمده اند، از دور دست ها به دور هم گرد آمده اند، حالا اینها باید« ثاراللهی » بشوند. البته معنای« فَأَثَرْنَ » گسترده تر است، از عالیترین مصادیق معنای اش ثاراللهی هست، این ذراتی که به دور هم گرد آمده اند باید « ثاراللهی » بشوند، تحت تاثیر ثاراللهی رشد کنند، بر اساس ثاراللهی به سمت« وَسَطْنَ بِهِ جَمْعًا » بروند. شکل گرفتن یک جمع، به میآن امدن یک جمع، از انسانهای به گرد هم آمده باید جمع شکل بگیره، از انسان هایی که متأثر از مسیر عادیات تا«المُْغِيرَاتِ صُبْحًا » به گرد هم آمده اند، اینها میشوند« نَقْعاً » و باید جمع شکل بگیره. البته « ثاراللهی » برای این به گرد هم آمدن هم اثر داره ولی از این انسانهای به گرد هم امده باید جمع بگیره.
وجود ارتباط مابین آیه 103 آلعمران و ابتدای سوره عادیات
بله بین فراز های آیه 103 و فراز های سوره عادیات ارتباط هست، در اونجا مطرح هست که اونها با هم اعداء بودند، یکی باید این عداوت ها رو بشکنه، یکی باید عدات ها رو تغییر بده، یکی باید عداوت و تعدی کردن به همدیگر رو بکشونه به فضای دیگر، بگه چرا به فلانی تعدی میکنید؟ چرا در مسیر فلانی میری؟ چرا این مسیر رو داری میری؟ چرا اینجا داری از حدود عبور میکنی؟ وَ الْعَادِيَاتِ ضَبْحًا(1 العادیات) » بیا در این مسیر و حدود رو بکشن، میخواسته حدود شکستن رو یاد بده، و ما متأثر از اون یاد بگیریم. ما رو به فضای «فَأَلَّفَ بَينَْ قُلُوبِكُمْ » بکشونه، قلب ها رو از دنیا بِکَنه، بیاره به هم نزدیک کنه، بگه از دنیا بیا بیرون، از زرق و برق ها، از اون موضوع، از اون موضوع، از اون چیزی که داره اونجا چشمک میزنه بیا بیرون، قلوب تون به هم نزدیک بشه و ما رو به سمت تحول بزرگ، تحول از شب به روز متوجه کنه و حرکت بده .« فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا ».
در آیه 103 آلعمران اثرگیری افراد از سه گام حرکتی عادیات مطرح میباشد
پس ارتباط معنایی بین آیه 103سوره آل عمران و سه فراز اول سوره عادیات وجود داره. در سوره عادیات رفتار «عادیات » مطرح هست که حرکت میکنه، در سوره آل عمران گام های اثرگیری افراد از سه گام رفتار عادیات مطرح هست.
عادیات الگوی رفتاری در مورد جهت صحیح حد و مرز شکستن
خیلی بحث تربیتی داره، آدم ها مدام دارند به هم تعدی میکنند، حتی مسلمین، این میره به خط این، اون میره به خط اون. عادایات با رفتارش یک چیزی به ما یاد میده، این نوع حد و مرز شکستن ها رو رها کن، جهتش رو بگذار اونطرف و منِ عادیات رو نگاه کن، به کجا دارم نگاه میکنم و برای چه چیزی دارم حد و مرز میشکنم به شکلی که به نفس نفس می افتم، در نفس نفس زدن از حد و مرز عبور میکنم، تو در چه چیزی از حد مرز عبور میکنی؟ در تعدی به حقوق فلانی، اینجا از حد و مرز عبور میکنی، در یک فکر منفی از حد و مرز عبور میکنی، به منِ عادیات نگه کن« وَ الْعَادِيَاتِ ضَبْحًا » من در این مسیر به سوی صبح، در این مسیر به سوی جمع خدایی همه ی حد و مرزها رو میشکنم. آقای فلانی! حد و مرز میشکنی اینطوری بشکن، در این مسیر حد و مرز بشکن لذا میفرماید« إِذْ كُنْتُمْ أَعْداءً » شما حد و مرز به صورت منفی میشکستید، حد و مرز شکنندگان منفی بودید، اینطوری حد و مرز بشکنید.
«كُنْتُمْ أَعْداءً»، « فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ» و «فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوانا»، سه تبعه از رفتارهای عادیات در بین افراد
عادیات، خوبان بزرگ در سه آیه ی ابتدایی سوره عادیات رفتار میکنند، تبعه ی رفتارشون برای افراد در سه گام میشه« كُنْتُمْ أَعْداءً »، از این فضای اعداءً که منفی بیرون بیایند، از شکستن حدود و مرز منفی بیرون بیایند ، از عادیات الگو بگیرند و بروند در فضای« فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ» و از این هم جلو تر بروند و متحول بشوند، بر اساس نعمت خد إخوان بشوند « فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوانا ».