در سوره قدر دو بار بحث نزول مطرح شده، در هر دو بار فاعل و مورد نازل شده بیان شده ولی مقصد نزول آن دو کجاست؟
در بحث سوره ی قدر یکی از موضوعات محوری در سوره بحث نزول هست در نزول فاعل نزول معلوم هست در هر دوی بحث نزول یه بار به شکل انزال مطرح هست یه بار به شکل تنزّل، فاعل انزال معلوم هست واضح هست خداست می فرماید إِنَّا أَنزَلْنَاه ، مفعول شون هم معلوم هست در انزال اول مفعولش هُوَ هست یعنی اون مورد نازل شده، در مورد دوم هم مورد نازل شده ملائکه و الرو ح هستند، ظرف زمانی هم وقتی به ظاهر آیات توجه بکنیم در ابتدا این معلوم هست که ظرف زمانی هم معلوم هست، ظرف زمانی هم معلوم هست، می فرماید فِي ، فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ ، ولی در عمده ی آیات نزول باید یه مقصد داشته باشه یه اِلی یی، یه اَلی، خب إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ اِلی کجا؟ عَلی کجا؟ تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا اِلی کجا؟ یا اَلی کجا؟ چرا این بحث مطرح هست؟ دو بار بحث نزول مطرح هست اِلی اش معلوم نیست، یاعَلی اش معلوم نیست، بعضی جاها در آیات قرآن ممکنه معلوم نباشه ولی خیلی واضح باشه مثلاً بحث کتاب هست می فرماید خب ما کتاب رو نازل کردیم معلوم هست بر رسول الله، یا به قرائن دیگه اش کاملاً واضح هست که مثلاً بر رسول الله چون جای دیگه اش فرموده مثلاً عَلیکَ، اینجا هم معلوم میشه خب عَلیکَ هست یا الیکَ هست، این مسئله رو چجوری باید حل کرد؟ آیا با قرائنی میشه گفت این چیه؟ چجوریه این مسئله؟ پاسخش به چه شکل میشه؟ در بحث مقصد نزول موضوعش حتماً مطرح هست یعنی موضوع مقصد نزول حتماً وجود داره ولیکن لزوماً ضرورت به گفتنش و بیانش نیست، بله همه جا مطرح نیست چون ضرورتی به گفتنش نیست ولی حتماً موضوع اش وجود داره اگر گفته نشد دلیل بر این نیست که موضوعش وجود نداره، اگه مثلاً یه جایی گفته شد که انزال کتاب انجام شد نزول کتاب انجام شد و گفته نشد که بر کی، این دلیل بر این نیست که بر کسی نازل نشد حتماً بر کسی نازل شد، چون گفته نشده دلیل بر موضع رو حذف نمی کنه مسئله رو پاک نمی کنه، مسئله حتماً وجود داره.