مذکور در لیلۀ‌القدر، جزئی از ماجرای لیلۀ‌القدر


مذکور در لیلۀ‌القدر، جزئی از ماجرای لیلۀ‌القدر

سه‌شنبه 13 رجب 1438 دفتر نواب ‌

وجود تفاوت زیاد مابین مذکور بودن و بهره بردن از ماجراهای خدایی

صلواتی بفرستیم اللهم صل علی محمد و آله محمد و عجل فرجهم بین بهره بردن و مذکور بودن تفاوت هست شما یه موقعی از قرآن بهره می بری یه موقعی مورد ذکر قرآن هستی، شما از خداوندی خداوند بهره می بری یه موقعی مورد ذکر خداوند هستی، اینها با هم تفاوت دارند، در عمده ی عرصه های خداوندی و مسیرها و ماجراهای خداوندی اینطور هست شما گاهی بهره می بری و گاهی می توانی در اون صحنه مورد ذکر باشی، یه موقع در یک صحنه ای خداوند ذاکر یک فردی هست یه موقعی در اون صحنه افراد زیادی استفاده می برند این دو تا با هم فرق دارند‌

دعا و استجابت دنیا بهره‌ای از فضای لیلۀ‌القدر می‌باشد و مذکور خدا بودن نیست

از جمله‌ی این ماجراها موضوع لیلۀ القدر هست یه موقعی بسیاری از انسانها بسیاری از مسلمانها از این ماجرا استفاده می کنند یکی از استفاده هاشون دعا و اجابت دعا هست یه کسی وقتی دعا میکنه و دعاش مستجاب میشه، خداوند دعای او رو میشنوه و اجابت میکنه دلیل بر این نیست که این فرد مذکور خداست، فرد داره از این فضا بهره مند میشه، هر کسی دعا میکنه و دعاش مستجاب میشه مذکور خداست؟ اینطور نیست که، یه فضایی وجود داره یه امکانی وجود داره این فرد از این امکان بهره مند میشه، عمده ی مسلمانها در شب لیلۀ القدر از این امکان و یک سری شرایط و امکانات دیگه بهره مند میشند ولی لزوماً مذکور خداوند نیستند در لیلۀ القدر، در این ماجرا خداوند اونها رو ذکر نمی کنه در دایره ی این ماجرا خداوند اونها رو ذکر نمیکنه‌

حتی بهره بردن از لیلۀ‌القدر موضوعی بسیار قیمتی است و هر کسی به آن دسترسی ندارد چه برسد به مذکور لیلۀ‌القدر شدن

پس یه مسئله ی عالی یه مسئله ی متعالی وجود داره با عنوان انسان مذکور در لیلۀ القدر، خداوند یه ماجرایی قرار داده یه ظرفی قرار داده با عنوان لیلۀ القدر بعضی اشیاء و انسانها رو در این ظرف ذکر میکنه بقیه از این ظرف و از این ماجرا و از این مناسبها بهره‌مند میشند، خب این می‌تونه برای یک انسان مهم باشه چطور میشه در ماجرای لیلۀ القدر مذکور خدا بود؟ این حرف بزرگی هست، شما ممکنه بگی حالا ما اصلاً چطور می تونیم از لیلۀ القدر بهره ببریم؟ بله خود این مقوله ی بهره بردن از لیلۀ القدر خیلی بزرگ هست ما حالا در بحث معارفی می خوایم این بحث رو مطرح کنیم، اینکه این به این معنا نیست که بحث بهره بردن از لیلۀ القدر ضعیف هست یا اینکه ما الان از لیلۀ القدر بهره می بریم، نه ما در بهره بردن از ماجرای لیلۀ القدر نه در مذکور بودنش، در بهره بردنش شاید کسی نتونه ادعا بکنه بیشتر از یک درصد جلو رفته باشه در بهره بردنش، در مذکور بودنش که فقط به عنوان یه بحث دنبال می کنیم. ‌

با توجه به قاعده کلی «فَاذْكُرُوني‏ أَذْكُرْكُمْ» چه موضوع خدایی باید ذکر شود تا در لیلۀ‌القدر مذکور شویم

بله بحث مذکور بودن در لیلۀ القدر رو چطور میشه دنبال کرد؟ ممکنه مطرح باشه که این بحث هم از قاعده‌ی فَاذْكُرُوني‏ أَذْكُرْكُمْ تبعیت می کنه یعنی شما باید اهل ذکر باشی تا مورد ذکر خداوند قرار بگیری، خب فَاذْكُرُوني‏ من رو ذکر کنید یعنی چی؟ یعنی یکی از ماجراهای من رو ، اگه اون ماجرا رو ذکر کنید شما رو ذکر می کنم، اینکه خداوند انسانی رو در ماجرایی ذکر کنه قیمت اون انسان هست خب بعضی انسانها اصلاً توفیق پیدا نمی کنند مورد ذکر خدا قرار بگیرند یه دسته اینها هستند یه دسته دیگه توفیق پیدا می کنند مورد ذکر خدا قرار می گیرند در این دسته ای که مورد ذکر خداوند قرار می گیرند این سوال مطرح هست در چه ماجرایی؟ در کجا خداوند اینها رو مورد ذکر قرار میده؟ مثلا ببینید در سوره ی مریم سلام الله علیها وَ اذْكُرْ فىِ الْكِتَابِ مَرْيم‏ ، وَ اذْكُرْ فىِ الْكِتَابِ اِبراهیم ، در کتاب ذکر کن، اِ پس در کتاب ذکر کن، اینها در این حدی هستند در دایره ی مذکورین خداوند در رتبه ای هستند می تونند در کتاب ذکر بشند حالا اینکه کتاب چی هست چجوری هست جای خود، اینها می تونند اینجا ذکر بشند شما میگید مذکور خدا فی الکتاب، مذکور خدا در کجا؟ در چی؟ در چه ماجرایی؟ در چه سطحی از اون ماجرا؟ چطور میشه به سمت مذکور بودن از جانب خداوند در ماجرای لیلۀ القدر حرکت کرد؟ آیا این قاعده رو داره فَاذْكُرُوني‏ أَذْكُرْكُمْ ، من رو ذکر کنید ، اگر هدف ذکر شدن در لیلۀ القدر هست چگونه خدا رو ذکر کنیم؟ چیه از خدا رو ذکر کنیم؟ ‌

باید ذکری مرتبط با لیلۀ‌القدر صورت گیرد تا مذکور لیلۀ‌القدر شویم

باید این ذکر کردن به ماجرای لیلۀ القدر ربط داشته باشه یه ربطی به این ماجرا پیدا بکنه، چگونه خدا رو ذکر کنیم که از مذکورین خداوند در لیلۀ القدر باشیم؟ در سوره قدر مطرح هست که تَنزََّلُ الْمَلَئكَةُ وَ الرُّوحُ فِيهَا بین ملائکه و الروح و ماجرای لیلۀ القدر ارتباط ایجاد میکنه، خداوند اونها رو تحویل می گیره، خب این ملائکه کی هستند؟ آیا فرشتگان هستند؟ آیا همه فرشتگان هستند؟ تَنزَّلُ کُلُ الْمَلَئكَةُ کُلُّهم اَجمَعین، بعد چه ارتباطی پیدا کردند با لیلۀ القدر؟ در چه سطحی ذکر میشند؟ خط حرکت ما انسانها به سمت لیلۀ القدر چیه؟ ‌

مذکور شدن یعنی جزئی از حیطه آن ماجرا قلمداد شدن

اینکه بتونیم در لیلۀ القدر در ماجرای لیلۀ القدر مورد ذکر قرار بگیریم، مورد ذکر یه بخشیش اینکه یعنی تو اون حیطه حساب میشند جزئی از اون حیطه حساب میشند. وقتی مطرح هست که وَ اذْكُرْ فىِ الْكِتَابِ مَرْيم، مریم جزئی از کتاب میشه، جزئی از اون کتاب هست، اگه اون کتاب یه ماجرایی هست هر چیزی هست مریم سلام الله علیها جزئی از اون ماجرا هست بخشی از اون ماجرا هست، اون رو اینجا قرارش بده اون تو این ماجراست، یا حداقل اون بخشی از ماجرای مریم، وقتی مطرح هست که وَ اذْكُرْ فىِ الْكِتَابِ مَرْيم اِذ هنگامی که اینجوری بود یعنی اون بخشی از ماجرا جزئی از این ماجراست جزء این ماجرای کتاب هست، اون رو بگذار اینجا، اون رو ما اینجا حساب کردیم، انسانی که جزئی از لیلۀ القدر هست جزئی از ماجرای لیلۀ القدر هست، مسیر این جزئی از ماجرای لیلۀ القدر شدن چیه؟ ‌

چگونه به لیلۀ‌القدر بپردازیم که جزئی از آن شویم

شما این رو ببین فعلاً این تعریف رو داشته باش از مذکور لیلۀ القدر شدن، مذکور در لیلۀ القدر شدن بعد حالا نسبت به این تعریف این رو بگذار ذیل این قاعده فَاذْكُرُوني‏ أَذْكُرْكُمْ ، یعنی چی فَاذْكُرُوني‏ ؟ یعنی چی؟ یعنی چگونه پرداختن؟ چگونه به لیلۀ القدر بپردازم که خداوند من رو جزئی از ماجرای لیلۀ القدر قرار بده؟ ما اینطوری به ماجرای لیلۀ القدر نگاه نمی کنیم، من هم جزئی از ماجرای لیلۀ القدر باشم، حالا ما این رو پله به پله در آینده بیشتر معنا می کنیم فعلاً در قدم اول جزئی از ماجرای لیلۀ القدر‌

هَلْ أَتىَ‏ عَلىَ الْانسَانِ حِينٌ مِّنَ لَیلَۀُ القدر لَمْ يَكُن شَيًْا مَّذْكُورًا؟

حالا این آیه رو شما بخونید آیه ی اول سوره ی انسان هَلْ أَتىَ‏ عَلىَ الْانسَانِ حِينٌ مِّنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُن شَيًْا مَّذْكُورًا ، این آیه رو بیارید در لیلۀ القدر بخونید هَلْ أَتىَ‏ عَلىَ الْانسَانِ حِينٌ مِّنَ لَیلَۀُ القَدر ، حِينٌ مِّنَ الدَّهْر در لَیلَۀُ القَدر ، وقتی می خواید این آیه رو به لیلۀ القدر وصل کنید، آیا بر انسان لیلۀ القدری گذشته است که شئ مذکوری در لیلۀ القدر نباشد ، وقتی در اون آیه می فرماید هَلْ أَتىَ‏ عَلىَ الْانسَانِ حِينٌ مِّنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُن شَيًْا مَّذْكُورًا ، لَمْ يَكُن شَيًْا مَّذْكُورًا در حِينٌ مِّنَ الدَّهْرِ دیگه ، در جای دیگه نه که، یعنی در حِينٌ مِّنَ الدَّهْرِ شئ مذکوری نباشد ، حِينٌ مِّنَ الدَّهْرِ ، لیلۀ القدر ، یکیش، یکی از عالی ترین حِينٌ مِّنَ الدَّهْرِ ها ، انسانهایی که حرکتهای عالی تر رو جستجو می کنند در ذیل آیه ی یک سوره ی انسان این سوال رو از خودشون می پرسند آیا لیلۀ القدری بر من گذشته که من درون لیلۀ القدر مذکور خدا نباشم، آیا لیلۀ القدری بر من گذشته که در اون لیلۀ القدر جزئی از ماجرای لیلۀ القدر نباشم، بله یه بحث در لیلۀ القدر وجود داره جزئی از ماجرای لیلۀ القدر بودن .‌

مطالب مرتبط
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به بالقرآن است