تعریف صحیح‌تر از ضمیر و مرجع ضمیر


تعریف صحیح‌تر از ضمیر و مرجع ضمیر

چهارشنبه 25 جمادی‌الثانی 1438 دفتر نواب-جلسات نرم افزار قرآن‌

در بحث ضمیر ما می خوایم به یک تعریف رایج خَدشه وارد کنیم اون تعریف این است که اسمائی وجود دارند بعد ما در کلام به جای اسماء جایگزین اسماء ضمایری رو بکار می بریم، ما می خوایم به این تعریف خدچه وارد کنیم بگیم اینطور نیست، یکیش در شناخت اولیه ای اشیاء هست وقتی شما اسم اون اشیاء رو نمی دونی وقتی اسم شون رو نمی دونی از ضمیر استفاده می کنی پس در کلام شما ضمایر به جای اسماء نیامدند. عدم شناخت شما از اسماء مربوط به اشیاء باعث میشه که شما از ضمیر استفاده بکنی پس ضمیر اینجا به جای اسم نیست حتی شما نسبت به اسم شناخت نداری اصلاً نمی دونی اسمش چیه، ولی در معرفی اون اشیاء از ضمایر استفاده می کنی نه در معرفی اون اسماء نه در جایگزینی اون اسماء بلکه در معرّفی اون اشیاء فارق از اینکه اسم شون چی هستند و شما ممکنه اصلاً اسماء اونها رو ندونی و سالها بعد از اون هم ندونی ولی در معرّفی شون از ضمایر استفاده می کنیم، در قرآن ضمایر بدون مرجع هست برخیش ممکنه به این دلیل باشه که خیلی واضح هست اون مصداق خیلی واضح هست بخاطر اون ضمیر اومده، نیاز به معرّفی نبوده از اون مصداق، خود این هم دلیل بر اینه که پس ضمیر خودش به تنهایی بدون اسم می تونه گویای یک مصداق باشه، برخیش به دلیل اینه که گوینده نخواسته بگه، برخیش ممکنه به دلیل این باشه که اون اسم نداره، برخیش به دلیل این ممکنه باشه که اون خیلی اسم داره کدوم اسمش رو بگم، من می خوام اون رو بگم اون ده تا اسم داره، یا باید ده تا اسمش رو بگم ده تا اسم که هر کدوم معرّفی ایی از اون شئ هست، اگه بخوام کل اون شئ رو بگم چجوری بگم باید ده تا اسمش رو بگم، یه اسم جامعی از اون بگم، اگر اسم جامع داشته باشه اسم جامع رو میگم اگر اسم جامع نداشته باشه چی؟ یک شئ ای ده تا اسم داره کل اون شئ رو میخوام بهش اشاره بکنم جچوری اشاره بکنم؟ هر اسمی معرّفی از یک شئ هست که ویژگیهایی از اون شئ رو در خودش داره انسانی که بلیغ باشه انسانی که عالمانه صحبت بکنه در بکار بردن اسماء مربوط به یک شئ بسیار حکیمانه رفتار میکنه با اسماء مربوط به یک شئ درسته که میخواد در وهله ی اول به اون مصداق اشاره بکنه ولی می خواد از مسیر این اسم به اون مصداق اشاره کنه، نمونه ی بارز این مطلب در مورد اسماء خداست، بله پس یک دلیل ممکنه این باشه که چون اون شئ اسماء مختلفی داره با ضمیر بهش اشاره می کنیم کدوم اسمش رو بگیم. دلایل دیگر اینکه در خود ضمیر بار معنایی وجود داره جهت اشاره وجود داره فاصله وجود داره جایگاه وجود داره نوع ارتباطی که شما بایستی شمای مخاطب بایستی با اون شئ بگیری مطرح میشه مثلاً در بحث ذَالِكَ الْكِتَب برای ما که مخاطب این آیه هستیم نوع ارتباطی که می گیریم مطرح میشه نوع ارتباطی که باید بگیریم مطرح میشه به ما جهت میده نوع ارتباط گیری مون رو با َالَْكِتَب مشخص میکنه جایگاه معرّفی میکنه، مثلاً ببینید در مقایسه این دو آیه ی قرآن ذَالِكَ الْكِتَبُ لَا رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِين و آیه ی إِنَّ هَذَا الْقُرْءَانَ يهَْدِى لِلَّتىِ هِىَ أَقْوَمُ در هر دو بحث هدایت مطرح هست قراره در هر دو آیه هدایتی اتفاق بیافته پس تفاوتهای این دو آیه چی هست؟ یکی در ظاهر آیات یکی بحث اَلْقُرْءَان و َالَْكِتَب ، یکی بحث هَذَا و ذَالِکَ ، شما حتی اگر مطرح کنید اینجا اَلْقُرْءَان همون َالَْكِتَب هست این ذَالِکَ این هَذَا همون ذَالِکَ نیست، دو تا جایگاه رو معرّفی میکنه دو نوع دسترسی، دو نوع ارتباط گیری که البته اینجا َالَْكِتَب هم با اَلْقُرْءَان متفاوت هست، بله در بحث همون ذَالِکَ و هَذَا تفاوت وجود داره.‌

مطالب مرتبط
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به بالقرآن است