به امید اینکه در سفر اربعین مسکین، یتیم و اسیر امام حسین ع شویم


به امید اینکه در سفر اربعین مسکین، یتیم و اسیر امام حسین ع شویم

چهار‌شنبه16 صفر 1438 -سفر اربعین 95 ‌

بله خداوند توفیق بده که در سفر اربعین ما یک سطحی از مسکین تا اسیر رو حرکت کنیم، یعنی در ابتدا حالت مون و کلا حالت مون اینگونه باشه که نسبت به حرکت در سبیل مسکین باشیم. ما که نمیتونیم در سبیل حرکت کنیم، ما زمین گیر هستیم، خداوند توفیق بده که ولیّی، سرپرستی از حاکمان سبیل، از حاکمان این راه خدا دست بر سر ما بگذاره و بند بند وجود ما رو به وجود حاکم سبیل ببنده و در این راه خدا بکشانه و ببره. ما رو بند به اونجا بکنه، آقا! بند های وجود تو به کجا بسته شده است؟ شما یک موقعی خودت تلاش میکنی که خودت رو بجای وصل کنی، به جایی ببندی، اسم این، اسیر، نیست، اسیر یعنی کسی که اون طرف شما رو به خودش می بنده، این میشه اسیر. فعل« اسارت » که بر فردی انفاق می افته از طرف مقابل هست، از جانب طرف مقابل اتفاق می افته. یعنی خداوند توفیق بده که در فضای زیارت امام حسین علیه السلام اسارت اتفاق بیفته، بخشی از وجود ما به واسطه ی حاکم این سبیل، به واسطه ی امام حسین علیه السلام به بخشی از فضای مربوط به امام حسین علیه السلام بسته بشه، بخشی از وجود ما به فضایی از ماجرای امام حسین علیه السلام بسته بشه، گره بخوره، گره کور بخوره، باز نشه. شما نتونی بازش کنی چون اسیر نمیتونه باز کنه، اسیری که بتونه بند اسارتش رو باز کنه که اسیر نیست، اگر کسی بگه من کسی رو به اسارت گرفته ام و جوری بسته ام که دو دقیقه ای میتونه بند اسارت رو باز کنه و بره، همه میخندند و میگن چه اسیری گرفتی؟ در دل« اسیر » این نهفته است که این نمیتونه بره، نمیتونه بند اسارت رو باز کنه. این رو باید درخواست کنیم، خدایا! تویی که در مسیر تا به اینجا برای ما نشانه قرار داده ای، خدایی که برای ما نشانه قرار دادی، از این خدا درخواست کنیم که در این سفر ما رو اسیر کن؛« اسیر فضای امام حسین علیه السلام ». حداقل بخشی از وجود ما رو به ماجرای امام حسین علیه السلام گره کور بزن. خدا که برای ما نشانه قرار داده، خدایی که نشانه ها در این سفر قرار داد یعنی راه رو باز هست یعنی میشه از خدا درخواست کرد« خدایا! ما رو اسیر امام حسین علیه السلام کن، تو ما رو اسیر امام حسین علیه السلام کن ». ما گاهی خودمون سعی میکنیم، تلاش میکنیم، یک جوری دخیل ببندیم، دخیل بستن از این طرف هست، از طرف خود انسان هست که یک جوری بخشی از وجود خودش رو، روحش رو، قلبش رو، صفاتش رو به ماجرای امام حسین علیه السلام گره بزنه ولی حالا که خود تو محبت کردی و ما رو بر سر سفره ی قرآن آوردی و با این معارف قرآنی آشنا کردی و به فضای مسکین و یتیم و اسیر کشوندی و در سفر سفره ی این معارف قرآنی رو به روی ما باز کردی و نشانه قرار دادی که فلانی ها! این قدم رو که بر میدارید من حواسم هست، میشه توفیق بدی که گام بعدی اسیر شدن باشه؟ قلبِ اسیرِ ماجرای امام حسین علیه السلام. قلبی که اسیر امام حسین علیه السلام شده، قلبی که به فضای بین امام حسین و حضرت اباالفضل علیهما السلام گره خورده است، نه اینکه من گره زدم، نه اینکه من سعی کردم گره بزنم بلکه تو گره زدی، تو اسیرش کردی و حتی زمان هایی که من سعی میکنم که بازش کنم و فرار کنم نمیتونم، این یعنی اسارت. این موضوع برای ما دغدغه باشه، خدایا تو سوره انسان رو برای ما باز کردی، مهم ترین سوال از انسان رو برای ما باز کردی و برای ما دغدغه قرار دادی( ولو یک مدت کوتاه قبل از سفر ) و ما رو به این فضا کشاندی و در فضای انسان مذکور بودن ما رو به فضای مسکین و یتیم و اسیر درب خانه ی اهل بیت علیهم السلام بودن کشاندی، در این مسیر الان اینجا در جوار حرم امام حسین و حضرت اباالفضل علیهما السلام نشسته ایم، نکنه از این سفر برگردیم و اسیر فضای حسین نشده باشیم، نکنه از این سفر برگردیم و حسین علیه السلام ما رو به اسارت نگرفته باشه، نکنه از این سفر برگردیم و حسین علیه السلام قلب ما رو اسیر نکرده باشه.‌

مطالب مرتبط
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به بالقرآن است