دوستان قرآن مهم هست، قرآن محور هست، قران مسیر اصلی هست، حتی شما با اهل بیت علیهم السلام هم بخواهی حرکت کنی قرآن مسیر اصلی هست. مسیر رشد در دنیا و آخرت، قرآن هست، قرآن مانند نردبان هست و از پله های قرآن باید بالا رفت، قرآن مانند نردبان هست، نردبان ارتفاع گرفتن.
نماز شاخه و فضایی از قرآن
نماز انسان زمانی که خیلی ارتفاع پیدا کنه، وقتی خیلی نماز بشه حالت قرآن پیدا میکنه. شما در بحث نماز دارید که با نماز ارتفاع بگیرید، با نماز بالا برو، نماز معراج هست، نماز عروج هست و بحث هایی از این دست در نماز زیاد دارید. بله با نماز میشه بالا رفت. چرا؟ چون حال وهوای نماز حال و هوای قرآن هست، نماز شاخه ای از قرآن هست، نماز فضایی از قرآن هست، چرا در قرائت نماز، اینقدر قرآن وجود داره؟ نماز بدون قرائت بخش هایی از قران اصلا معنا نداره، در ظاهر نماز قرآن موج میزنه، در باطن نماز هم قران موج میزنه.
ارتباط بسیار نزدیک درجات عالی نماز و قرآن
نماز بگونه ای تعامل با قرآن هست لذا کلی عرض میکنیم که نماز فضایی از قرآن هست، نه این مفهوم که نماز خود قران هست. در عالیترین درجات نماز، نماز بسیار به قرآن نزدیک هست، یک تعامل بسیار با قرآن هست، یک فضای تنگاتنگ با قرآن هست، لذا در مورد عالیترین درجات نماز که مربوط به سید ما رسول الله صلوات الله علیه و آله هست میفرماید که« وَ قُرْآنَ الْفَجْرِ ». این بحث نماز هست ولی در یک فضای بسیار تنگاتنگ با قرآن قرار گرفته است.
نماز، مسیری به سوی قرآن برای بهره بردن از آن
از یک جهت نماز مسیر گام برداشتن به سوی قران هست، مسیر بهره بردن از قرآن هست. نماز یک فضای تنگاتنگ با قرآن داره، یک رفتار دینی برای انسانها در بهره بردن از قرآن هست، این رفتار آنقدر ارتفاع پیدا میکنه که در یک درجه ی بالا( که البته در آیات قرآن در مصداق رسول الله صلوات علیه و آله مطرح شده ) به اون نماز« قُرْآنَ الْفَجْرِ » گفته میشه. این نکته ی جالبی هست؛ من نماز میخوانم که به قرآن نزدیک بشم، نماز میخوانم که بهره ام از قرآن بیشتر بشه. این یک میدان هست، یک کلاس هست. شما داری نماز میخوانی، این یک نشانه هست دیگه، در ظاهر نماز قران خواندن رو بر شما واجب کرده، پرداختن به آیات یا سوره هایی از قرآن رو بر شما واجب کرده و اگر به اون نپردازی ظاهر نمازت درست نیست و نمیتونی به نماز بپردازی.
قرائت قرآن (تعامل با قرآن)، ملاک ارتفاع انسانها در دورههای مختلف
بله پس بهره بردن از قرآن مهم هست، تعامل جدی با قران مهم هست. ما در روایات داریم که انسانها بر اساس تعاملی که با قران دارند، بر اساس میزان قرائتی که از کتاب خدا میتوانند داشته باشند( در یک معنای کلی قرائت از کتاب خدا یعنی تعامل با قران ) بر اساس میزان تعاملی که با قران دارندارتفاع پیدا میکنند و بالا میروند، در درجات بهشت قرار میگیرند، مضمون این روایت از بسیاری از اهل بیت علیهم السلام نقل هست و این اهمیت قران رو میرساند، در قیامت جایگاه ها بر اساس قران تعیین میشه، حتی برای اولیاء و محبین اهل بیت علیهم السلام.
ارتفاع گرفتن فقط بوسیله قرآن، قاعدهای استثناء ناپذیر در بهشت
شما محب اهل بیت علیهم السلام هستی، یک جایگاه اولیه برای شما معلوم میشه و ارتفاع گرفتن و بالا رفتن و در درجات بالاتر بهشت قرار گرفتن بر اساس قران هست، اگر قرآن بلد نباشی، تعامل دقیق تر با قرآن رو ندانی و به اون علم نداشته باشی همون جا به شما یاد داده میشه برای اینکه بر اساس این قاعده بالا بری. اینکه اونجا به شما تعلیم میشه نشان دهندهی این هست که این یک قاعده هست، بر اساس قرآن در بهشت بالا رفتن یک قاعده و اصل هست، قاعده و اصل شکسته نمیشه.
دستور قرآن مطابق سوره مزمل، تعامل با قرآن به قدر ممکن
کسی بلد نیست ولی از محبین و شیعیان اهل بیت علیهم السلام هست باید در این مسیر بالا بره، همون جا برای او کلاس فوق العاده میگذارند( مثال عرض میکنیم ) و این قاعده رو به او یاد میدهند که بتواند بر اساس این قاعده و اصل بالا بره. ما باید بتوانی تا جایی که برامون میسر هست با قرآن تعامل داشته باشیم، سوره ی مزمل ما رو به این فضا دعوت میکنه« تاجایی که میسر هست با قرآن تعامل داشته باشید و به قرائت قرآن بپردازید؛ « فَاقْرَؤُا ما تَيَسَّرَ مِنْهُ » تا جایی که میسر هست، با قرآن تعامل کنید. اون بخش هایی از قران که برای شما میسر شده است بپردازید، قرائت کنید، و آنقدری که برای شما میسر هست به قرائت از قران بپردازید. اینجاست که هر نفسی باید خودش، خودش رو حساب کنه، به خودش بپردازه، بر اساس بصیرتی که به خودش داره به حساب و کتاب خودش بپردازه، به خودش بگه آیا من آنقدری که میسر هست که به قرآن میپردازم؟ در مرحله ی اول هر کسی کلاه خودش رو قاضی کنه و با برخی از موضوعات و امورات دیگری که در زندگی اش وجود داره مقایسه کنه. در مقایسه با امورات دیگر من چقدر به قرآن میپردازم و آیا فقط همین قدر برای من میسر هست؟
حاصل قرائت آیات، قرآن شدن آنها برای انسان است
بله به قرائت قران بپردازید یعنی آیات خدا رو برای خودتون قران کنید، در بخشی از معنا، آیات خدا رو برای خودتون قران کنید یعنی مخاطب قرار بگیرید، یک آیاتی در کتاب خدا هست، خب شما چکار دارید؟ چند نوع نحوه ی تعامل میشه با آیات خدا در کتاب خدا برقرار کرد، یکی از تعامل ها قرائت هست و قرآن هست. وقتی شما قرائت کردید اون برای شما قرآن میشه، این یکی از درجات معنایی قران هست، درجه ی معنایی قران همین نیست، خیلی بحث داره اما یکی از درجات معنایش این هست. وقتی شما قرائت کردی، اون آیات برای شما قران شده است،
گام اول در قرائت قرآن، مخاطب قرآن قرار دادن خود
یک معنا در این قرآن شدن برای شما و قرائت شما چی هست؟ اینکه شما مخاطب اون آیات قرار بگیرید. مخاطب اون آیات قرار بگیری که بشنوی، در گوش جان شما فرو بره. شما وارد حیطه ی قرائت شده اید. باید مخاطب قرار بگیری که بشنوی. سمع شما، سمع جان شما، سمع قلب شما درگیر با آیات قرآن و کتاب خدا بشه. سمع شما چه زمانی درگیر میشه؟ در گام اولش شما باید مخاطب قرار بگیری. ما در روایات داریم که وقتی میخواهید به قرآن بپردازید یک جوری بپردازید که انگار مخاطب شما هستید، این مطلب ناظر بر همین معنا هست. پس باید بیاییم در میدان ایجاد یک تعامل با قرآن، ایجاد یک تعامل با کتاب الله. در گام اول اینکه خودمون رو مخاطب آیات قرار بدیم و به قرائت آیات بپردازیم و آنقدر که میسر هست بپردازیم.
آنقدر که میسّر است به قرآن بپردازیم
ما چقدر میپردازیم؟ آقا! اونقدری که برای شما میسر هست خودت رو مخاطب آیات قرآن قرار بده؛« فَاقْرَؤُا ما تَيَسَّرَ مِنْهُ». چه میزان از آیات قران رو شما میتونی خودت رو مخاطب اون قرار بدی؟ قرار بده. بگونه ای بنشین در کنار قران بنشین و به قران بپرداز که انگار داره با تو حرف میزنه. چقدر میتونی اینکار رو انجام بدی؟ چقدر میتونی گوش قلبت رو در اختیار قرآن قرار بدی؟« فَاقْرَؤُا ما تَيَسَّرَ مِنْهُ »، آنقدری که میسر هست اینکار رو انجام بده. هر کسی کلاه خودش رو قاضی کنه، چقدر اینکار رو انجام میدیم؟گوش جان ما چه چیزهایی میشنوه و در اختیار چه چیزهایی قرار دادیم؟ ما مخاطب چه چیزهایی هستیم؟ آیا در مقایسه ی با همه ی این موضوعات، آنقدری که به قران میپردازیم همین اندازه میسر بوده است؟ اینقدری که مخاطب قران هستیم، اینقدری که گوش جان مون در اختیار قرآن هست همین قدر میسر بوده؟ همین فقط در ظاهر عرض میکنیم، میزانی که برای خودمون میسر کرده ایم که به قران بپردازیم رو با میزانی که میسر کرده ایم با مقوله ای مثل تلوزیون بپردازیم همین دو تا رو با هم مقایسه کنیم، در خودمون در جامعه در اطرافیان مون یا در برخی موضوعات دیگر اینها رو با هم مقایسه کنیم، بخشی از این میسر کردن ها بواسطه ی خودمون هست. بله ما باید تعامل بیشتری با قران ایجاد کنیم، در موضوعات مختلف زندگی مون ربط با قران قائل باشیم و دنبال کنیم، در دینیّات مختلف زندگی مون ربط با قرآن قائل باشیم و دنبال کنیم، نماز ما باید با قران ربط داشته باشه، با قران تعامل داشته باشه، این ربط و تعامل رو دنبال کنیم. إنشاء الله که خداوند توفیق بده و ما بتوانیم بهترین تعامل، بهترین ارتباط با قرآن رو پیدا بکنیم و بیشترین استفاده ها رو ببریم، در دنیا، در درجات بهشت گونه به وسیله ی قران بالا بریم، إن شاء الله که گوش جان ما، گوش قلب ما مخاطب آیات قرآن قرار بگیره و بواسطه ی این مخاطب قرار گرفتن در فضایی از رحمت خدا وارد بشیم و به واسطه ی رحمت خدا در سبیل الی الله قرار بگیریم و مسیر به سوی خدا رو صعود کنیم.