اثبات شمولیت محدوده زمانی سوال سوره انسان بر دوران حیات انسان


اثبات شمولیت محدوده زمانی سوال سوره انسان بر دوران حیات انسان

جمعه 14ربیع الثانی 1438 دفتر نواب-جلسات عمومی(دعای ندبه)‌

دو نوع تعبیر از سوال سوره انسان: یکی اینکه سوال مربوط به قبل از خلقت انسان می‌باشد و دیگر اینکه سوال مربوط به دوران زندگی انسان است

بله در مورد آیه اول سوره ی انسان، دو جور میشه به این آیه نگاه کرد، اینکه این آیه ناظر به دورانیست که یک انسان زندگی می کنه در حال زندگی هست، نوع انسان در حال زندگی هست، یا به دوران قبل از خلقت انسان برمیگرده، برخی ها در تفاسیر و تحلیل های مربوط به این آیه، این آیه رو به دوران قبل از خلقت انسان بر می گردونند، یعنی یک انسان یه دوره ای بود که اصلا خلق نشده بود، چون خلق نشده بود پس شی قابل ذکری نبود، پس هیچی نبود، هیچی نبود که او رو ذکر کنند، انسان به یه دوره ای از خودش توجه بکنه، یه دورانی که چیزی نبود، یه دوره ای که خلق نشده بود برخی ها به این برمی گردند حالا در زمره ی این افراد برخی ها هم هستند که این آیه رو به عالم ذر برمی گردونند و استناد می کنند که این به عالم ذر هست یعنی اون موقعی که هیچی نبود انسان، یا یک شی خیلی کوچولویی بود، قابل ذکر نبود، به اون فضا برمی گردونند. یه مطلب دیگه هم در مورد این آیه اینکه آیا این سوال به دوران زندگی انسان برمیگرده؟ این دو تا را باید در کنار هم بسنجیم. به قبل از خلقت انسان برمیگرده یا به دوران خلقت انسان. یعنی موقعی که انسان خلق شده، داره زندگی میکنه، داره راه میره، می خوره، میاشامه، آیا به این دوران هم برمیگرده؟ آیا این سوالی هست که تنها ما رو متوجه کنه به اینکه یه دوره ای بود شما اصلا نبودید، خدا شما رو خلق کرد یا سوالی هست در مورد همین دوره ای که هستیم، همین دوره ای که داریم زندگی می کنیم؟ به تعبیری این سوال ناظر به کدام دوره از زندگی انسان هاست؟ این سوال ناظر به کدام دوره از دَهر هست؟ اگر دَهر رو بگیریم روزگار دَهر رو بگیریم جهان هستی، روزگار جهان هستی، کدام دوره از روزگار جهان هستی مد نظر هست؟ دوره ای که انسان درش بود؟ یا دوره ای که انسان درش نبود؟ عمده ی مفسرین این رو می گیرند بر دوره ای که انسان درش نبود، انسان، تو یک دوره ای بود اصلا نبودی، ما تو رو خلق کردیم، مثل برخی از آیات دیگه که در قرآن هست، انسان اصلا نبود خداوند خیلی موقع ها استناد می کنه به این موضوع، تو نبودی، ما شما رو آفریدیم.‌

نتیجه رویکرد اول به این سوال: اثبات خالقیت خدا

خب نوع توجه ما به این سوال، نوع پاسخ ما رو هم در پی داره، انسان، تو یه دورانی بود که اصلا خلق نشده بودی، ما تو رو خلق کردیم. پس بر اساس این مطلب شما از سوال اول نتیجه میگیری که خداوند آفریدگار. خداوند خالق. خدایا دستت درد نکنه ما نبودیم تو ما رو آفریدی، خیلی درس داره توش، مثل بسیاری از آیات دیگه که در قرآن هم هست که تاکید داره که ای انسان ما تو را آفریدیم. تو قبلش هیچی نبودی ما تو را آفریدیم. در آیات متعددی این مطلب مطرح هست. همین که اصلا خداوند بفرماد ای انسان ما تو رو آفریدیم خب این خودش حاکی از این هست که تو نبودی تو را آفریدیم. والا آفریدن معنا نداره که. همین که خداوند می فرماید که ما انسان رو از نطفه خلق کردیم تبدیل کردیم به علقه تبدیل کردیم به فلان، همین جوری مراحل مختلف خلقت، یعنی تو نبودی ما تو را آفریدیم به عنوان مثال آیه ی پنجم سوره حج خداوند می فرماید که (يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنْ كُنْتُمْ في‏ رَيْبٍ مِنَ الْبَعْثِ فَإِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ تُرابٍ‏ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ مِنْ مُضْغَةٍ ) الا آخر ... خب از همین خداوند اینجا داره استناد می کنه به چی ؟ به این که شما یه موقعی نبودی ما شما رو خلق کردیم و در دوران بعث هم همین کار رو می تونیم بکنیم. یا حتی برخی استناداتی که برخی کافرین در مقابل خداوند میارند و خداوند دلیل میاره براشون. اونها دلیل میارند که آیا در قیامت واقعا بعثی هست؟ حشری هست؟ واقعا ما زنده می شیم؟ خداوند میگه اون موقع سخت تره یا اون موقعی که شما هیچی نبودید من شما رو آفریدم. بله از این دست استدلالها خداوند در قرآن زیاد داره مبنی بر اینکه من شما رو خلق کردم خالق بودن خدا به این مفهوم دیگه. وقتی شما رو خلق کردیم یعنی نبودی که شما رو آفریدم، یعنی شما رو آفریدم. ‌

استدلال اول در مورد صحت رویکرد دوم به این سوال: در آیه دوم که خلقت از نطفه مطرح می‌شود همان خلقت از هیچ، بیان شده است و دیگر لزومی ندارد این موضوع در آیه اول هم آمده باشد

می خوایم یه کمی استدلال کنیم که آیا این نگاه دوم به آیه ی یک سوره ی انسان می تونه وجود داشته باشه یا فقط نگاه اول هست؟ یعنی آیه اول سوالی هست قبل از آیه ی دوم. سوالی هست قبل از خلقت انسانها، مربوط به دوره ی قبل از خلقت انسانها، یک استدلال اگر سوالی باشه مربوط به قبل از خلقت انسانها در آیه ی دوم در بحث خلقت خود این نهفته هست وقتی خداوند می فرماید ما شما رو خلق کردیم از نطفه ای، خب هر انسان عاقلی فکر می کنه قبلش یا چیزی نبوده یا حداکثر نفطه بوده، دیگه پرسیدن نداره، ما شما رو از نطفه خلق کردیم در دلش نهفته هست شما قبلش چی بودی دیگه. ‌

استدلال دوم: این مطلب که انسان با خلقت از نطفه، مذکور می‌شود هیچ استدلال قرآنی ندارد

مطلب دوم، تنها جاییست که خداوند می فرماید که شی مذکور، توی انسان شی مذکور نبودی. نمی فرماید هیچی نبودی. شی مذکور نبودی، اگر آیه اول قبل از آیه ی دوم باشه یعنی ما باید بگیم که انسان قبل از نطفه شی ای بوده ولی با نطفه و بعد از نطفه شی مذکور شده، این خودش استدلال می خواد بر چه اساسی انسان وقتی نطفه میشه و بعد از نطفه میشه شی مذکور؟ شما برای این باید بتونی استدلال قرآنی بیاری که انسان، هر نوع انسان وقتی که نطفه میشه از مرحله ی نطفه به بعد ، نوع انسان میشه شی مذکور، و قبلش شی هست ولی مذکور نیست. یعنی اونایی که سوال آیه اول سوره انسان رو برمی گردونند به قبل از خلقت انسان باید بتونند به این موارد پاسخ بِدن. ‌

استدلال سوم: در این سوال در مورد انسان پرسیده می‌شود که آیا دوره‌ای بر تو گذشته، پس انسان بودن موضوعیت دارد و به قبل از خلقت بر نمی‌گردد

و مطلب دیگه، میفرماید که اگر قبل از خلقت انسان باشه در سوال یک، می فرماید که (هَلْ أَتى‏ عَلَى الْإِنْسانِ حينٌ‏ مِنَ الدَّهْرِ) نمی فرماید که مثلا دورانی گذشت که انسان نبود، هل اتی علی الانسان ، یعنی موضوع انسان هست میگه آیا بر انسان، یه دوره ای گذشت، اگه نبود که معنا نداره بپرسیم بر انسان یه دوره ای گذشت، میگیم در روزگار، هل اتی مثلا علی دهر، دوره هایی که اصلا انسان نبود، می فرماید (هَلْ أَتى‏ عَلَى الْإِنْسانِ حينٌ‏ مِنَ الدَّهْرِ)، بر انسان روزگاری گذشت که شی قابل ذکر نبود، پس موضوع انسان معنا داره یعنی در اون حینٌ مِن دَهر) انسان معنا داره، انسان وجود داشته، وجود داره، والا معنی نداره که. فرض کنید می خوایم مثل این زیست شناس ها صحبت کنیم ، دوره ای که انسان ها نبودند مثلا دوره ی دایناسورها ، خب آیا میشه بگیم که دوره ای بر انسان ها گذشت که انسان ها نبودند دایناسورها بودند؟ این نوع صحبت معنی نداره، شما باید بگی دوره ای بر زمین گذشت، دوران زمین شناسی رو صحبت کنی ، دوره ی زیست شناسی رو صحبت کنی، بگی دوره ای بر زمین گذشت که انسان ها نبودند دایناسورها بودند، اصلا انسانی نیود دایناسور بود، اینجوری باید بگی. نمی تونی بگی دوره ای بر انسانها گذشت که دایناسورها بودند، اینجوری که نمیشه که. محور اون دوره‌ی گذشته، انسانها هستند، در آیه اول سوره ای انسان می فرماید (هَلْ أَتى‏ عَلَى الْإِنْسانِ حينٌ‏ مِنَ الدَّهْرِ) پس موضوع انسانه، موضوع حتی دوره های گذشته ی بر انسانه، دوره هایی که بر انسان گذر می کنه، نه دوره هایی بر روزگار که بر انسان میگذره، بله ممکنه یه دوره هایی بوده که انسان نبوده، مثلا در همین کره ی زمین شاید یه دوره ای گذشته که انسان هایی نبودند ولی روزگار گذشته، موجودات مختلف دیگه ایی بودند، اگر سوال اینطور بود که باید پرسیده میشد آیا از روزگار دوره هایی بوده که توی انسان نبوده باشی؟ می تونست سوال این باشه، می تونست سوال یک سوالی باشه که ما رو متوجه کنه به مثلا سِیر تکوین زمین، سِیر تکوین جهان هستی؛ این سوال داره انسان رو به خودش می کشونه، دوره ای بر تو، آیا دوره ای بر تو گذشته.‌

نگاه به این سوال با رویکرد اول، پرونده موضوع را می‌بندد و نگاه دوم آغاز کننده یک ماجراست

اینا مواردی از استدلال ها هست که می تونه ما رو سوق بده بر اینکه آیه اول سوره ی انسان رو به دوران زندگی انسان برگردونی، نه به دوران عدم زندگی انسان، به دوران قبل از زندگی انسان، بلکه به دوره ی زندگی انسان. این یه وجوه نگاه به این سوال هست، سوال اول سوره ی انسان، شما وقتی تنها اون وجه اول رو داشته باشی و این سوال رو به قبل از زندگی انسان بر گردونی، این سوال رو تمام میکنی، پاسخش میشه که بله ، یه دوره هایی بوده که ما خلق نشده بودیم، و موضوع تمام میشه. بله پس میشه به شکل دوم هم به این آیه نگاه کرد به دوران زندگی انسان. ‌

محدوده زمانی این سوال: عمر تک‌تک انسان‌ها و همچنین تاریخ زندگانی نوع بشر

این هم میتونه در مورد فرد فرد انسانها باشه هم میتونه در مورد نوع انسان باشه در مورد کل انسانها. اگه در مورد نوع انسان بگیریم میشه تاریخ انسان، این سوال رو الان از شما می پرسه آیا بر نوع انسان، یعنی در تاریخ انسان دوره هایی گذشت که شی قابل ذکری نباشه؟ توجه به دوره های مهم تاریخ، توجه به دوره های مهم زندگی انسانها، شما انسانها خلق شدید، دوره هایی بر شما انسانها، بر نوع انسان گذشته، ای انسان توجه کن یه دوره هایی بر نوع انسان گذشت که اصلا شی قابل ذکری نبود. خداوند خیلی ها رو ذکر نکرد. خیلی از انسان ها در دوران تاریخ رو ذکر نکرد. کدام دوره ی تاریخ مورد توجه خداست، کدام دوره های تاریخ انسان مورد توجه خداست. چقدر تاریخ بر انسان گذشته، خداوند به کدام دوره از این تاریخ بها داده، چقدر دوره ی تاریخی بر نوع انسان ها گذشته، خداوند کجا رو ذکر کرده، الان از خداوند بخوایم که خدایا میشه دوره های تاریخ انسان ها رو ذکر کنی؟ ‌

رفتار خداوند در قرآن در مورد تاریخ زندگانی انسان‌ها: آن قسمتی که قابل ذکر است مطرح می‌شود و نه همه زندگی افراد

خداوند در مورد تاریخ انسان ها تاریخ نویس نیست ذکر کنه هست. اون قسمتهایی از زندگی انسانها که مورد توجه خدا قرار میگیره مورد ذکر خدا قرار میگیره. بر اساس این خوبه یه موقعی نگاه اینجوری بشه، قرآن اینطور نگاه کرده به تاریخ انسانها، چرا خیلی از موضوعات در تاریخ انسانها بوده در قرآن نیست؟ حرف خداست دوره هایی بر انسانها گذشته که شی قابل ذکری نیود، خب چی شو ذکر کنه، اونجا هاش که قابل ذکر بود، اون دوره های تاریخی که قابلیت ذکر داشت اون رو ذکر کردیم باقیش دیگه قابل ذکر نبود، آیا بر اونها نگذشته؟ بر اونها گذشته. یه دوره ای بوده؟ بله بوده ولی قابل ذکر نبود، و البته این آیه در مورد فرد فرد انسانها هم هست یعنی هر فرد از انسانها دوره های زندگی خودش؛ ‌

عدم حصر سوال سوره انسان به دوران قبل از خلقت و شمولیت آن بر دوران حیات انسان

بله باید به آیه اول سوره ی انسان جامع تر نگاه بشه. عرض مون این نیست که آیا این آیه به دوران قبل از خلقت انسانها بر نمیگرده عرض مون اینه که فقط به اونجا برنگردونید. اگر به اونجا برگردونی این آیه رو تموم کردی بلکه استدلالاتی در این آیه وجود داره که به این دوره هم بر میگرده و بلکه استدلالاتی وجود نداره که فقط به اون دوره بر میگرده، یعنی حَصر وجود نداره در دوران قبل از خلقت انسانها، خود ظاهر آیه یک هم از نظر زمان باز هست، عام هست، هم می فرماید ( علی الانسان) یعنی نوع انسان. (حینٌ مِن الدهر) دوره هایی از دهر، دهر تا کی هست؟ هنوز هم هست. (لَم یکن شی مذکورا) اون موقعی که شی قابل ذکری نبود. میتونه الان هم اتفاق بیافته، می تونه برای یک انسان الان هم اتفاق بیافته که قابل ذکر نباشه، پس ضرورتی بر حَصر این آیه در دوران قبل از خلق انسانها وجود نداره، ضرورتش وجود نداره و در آیه هم این حَصر دیده نمیشه، خب چه ضرورت داره اینکار رو بکینم و ضرورت هم نداره ما حتما قبل از خلقت انسانها رو نفی کنیم در این آیه، یه کسی اصرار کرد این آقا برای قبل از خلقت انسانهاست، میگیم باشه هست، خب اونجا هم نکاتی برداشت می کنید معارفی برداشت می کنی خیلی خوب، ولی در مورد زندگی انسانها رو نفی نکن.‌

مطالب مرتبط
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به بالقرآن است