خلاصه موضوعات آیه 1تا8 سوره انسان: هدف کلی انسان در آیه یک، مراحل مسیر به سوی انسان مذکور شدن در آیات دو و سه، خطرات مسیر در آیه چهار، معرفی ابرار و عبادالله در آیات 5تا7 ، معرفی کسانی که مورد محبت ابرار و عبادالله هستند در آیه هشت
بله در مباحث سوره ی انسان ما هنوز به بحث ابرار و عباد الله و ماجراشون دقیقا نپرداختیم در مباحث گذشته ی تا به امروز خیلی سطحی عبور کردیم و بحثی نداشتیم حتی ترجمهی صحیح نداشتیم از آیات یه برداشت سریع داشتیم که اون برداشتهای سریع فقط برای عبور و رسیدن به مفهوم آیه ی هشتم بوده لذا لازم هست که آیات مربوط به ابرار و عباد الله درست مفهوم بشند، ما بشناسیم ابرار کی هستند عباد الله چه کسانی هستند الان شناخت نداریم. در ابتدای سوره خداوند یک قاعده ی کلی از یک هدف کلی برای انسان مطرح میکنه، انسان مذکور بودن، در آیه ی دوم و سوم گامها و مسیر حرکت به سوی انسان مذکور شدن، در آیه ی چهارم خطرات مسیر، در آیه ی پنجم و ششم و هفتم معرفی دو دسته از انسانها ابرار و عباد الله، در آیه ی هشتم معرفی انسانهایی که مورد محبت ابرار و عباد الله قرار میگیرند،
انسان در مسیر مذکور شدن وارد سبیل شده تا به ابرار نزدیکتر شدن به خاطر ورود به صحنههای بزرگ
پس انسان به سوی انسان مذکور شدن بعد از طی مراحلی به سمت سبیل هدایت میشند با صفت شکر در سبیل حرکت میکنه به ابرار و عباد الله نزدیکتر میشه و مورد محبت ابرار و عباد الله قرار میگیره، چرا؟ برای ورود به صحنه های بزرگتر، إِنَّا نخََافُ مِن رَّبِّنَا يَوْمًا عَبُوسًا قَمْطَرِيرًا
در سبیل باید به سراغ عباد الله و ابرار رفت تا از رفتارهای ایشان یعنی اطعام بهرهمند شد
خب ابرار و عبادالله کی هستند؟ تا همین جا خداوند بایستی یه معرفی اجمالی و خوبی از ابرار و عبادالله داشته باشه خدایی که ما رو به انسان مذکور شدن دعوت میکنه در این مسیر ما رو هدایت میکنه به سبیل، البته بعد از مراحلی بعد از قرار دادن سمع و بصر ما رو هدایت میکنه به سبیل و از سبیل ما رو میکشونه درب خانه ی افرادی، ابرار و عبادالله، ابتدا ابرار و عبادالله به ما معرفی میکنه بعد به ما آدرس میده شما وارد سبیل شدی کجا میخوای بری، میفرماید که برید تو سبیل، باشه میریم تو سبیل کجا بریم؟ یعنی تو این راه کجا بریم مقصد کجاست ؟ تو این راه چه چیزی می بینیم؟ میگیم خب یه ابرار و عباداللهی هستند دارای یک سری ویژگیها اونها یک کاری انجام میدند، خب آهان فهمیدیم باید بریم از اون رفتار ابرار و عبادالله بهره ببریم. رفتار عبادالله و ابرار چی هست؟ وَ يُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلىَ حُبِّهِ مِسْكِينًا وَ يَتِيمًا وَ أَسِيرًا
لزوم شناخت ویژگیهای ابرار و عبادالله در آیات سوره انسان
خب این ابرار و عبادالله کی هستند چه کسانی هستند؟ ما باید این رو بشناسیم ما هنوز شناخت خوبی نداریم. الان که از آیه یک شروع کردیم و جلو آومدیم و رسیدیم به معرفی ابرار و عبادالله حالا باید اینجا ابرار و عبادالله رو خوب فهم کنیم خب بریم آیات پنج تا هفت رو ترجمه کنیم سه آیه معرفی ابرار و عبادالله، جالبه دو دسته افراد ابرار و عبادالله، آیا دو دسته هستند؟ آیا یک دسته هستند با دو نام معرفی شدند؟ اگر دو دسته هستند رابطه شون با هم چی هست؟ جایگاه این افراد کجاست؟ اصلا چه ارتباطی با انسان مذکور دارند؟ خدایا تو یه سوال جدی در ابتدای سوره مطرح کردی انسان مذکور، بعد راه معرفی کردی گفتی برید تو سبیل بعد دوباره یک سری افراد خاصی رو معرفی میکنی آیا اینها انسان مذکور هستند؟ ارتباط این افراد با انسان مذکور چیه؟
اطعام مطرح در آیه 8 مربوط به دنیاست
از آیه ی هشت متوجه شدیم بین ما بین سایر انسانها و ابرار و عبادالله بایستی یه ارتباطی وجود داشته باشه یه بهره بردنی، برای همین دنیاست برای قیامت نیست برای بعد از قیامت نیست برای همین دنیاست در دنیا این اتفاق میافته وَ يُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلىَ حُبِّهِ مِسْكِينًا وَ يَتِيمًا وَ أَسِيرًا تو دنیاست، چرا؟ چون در ادامه وقتی آیات رو ادامه میدیم میفرماید إِنَّا نخََافُ مِن رَّبِّنَا يَوْمًا عَبُوسًا قَمْطَرِيرًا یعنی قبل از این داستان بایستی این رفتار اطعام اتفاق بیافته پس ماجرا مال دنیاست.
تدبر و چیدمان مرتبط به هم در آیات سوره انسان
خدایا تو دنیا ما انسانها رو قرار دادی یه هدف گذاشتی گفتی یه انسان خوب یعنی انسان مذکور، ای انسان من برای تو مراحلی قرار میدم با این مراحل شما وارد سبیل بشی، تو سبیل خطراتی وجو داره بعد یه سری انسانها هستند اسم شون ابرار و عبادالله هست تو همین توی دنیا باید ازشون بهره ببری، این حرفها باید به هم ربط داشته باشه ببنید میتونیم بگیم انسان مذکور یه چیز دیگه هست، سبیل چه چیز دیگه هست، ابرار و عبادالله یه داستان دیگه هست، يُطْعِمُونَ الطَّعَامَ هم یه داستان دیگه هست، اینها هم چهار تا داستان، خداوند تو هشت تا آیه چهار پنج تا داستان مطرح کرده و هیچ ربطی هم به هم ندارند، هیچ چیدمان و هیچ تدبیری هم مدّ نظر خداوند نبوده ارتباطی هم ندارند این بحثها باهم ، خداوند داشت ماجرای هدایت انسانها به سبیل رو میگفت یه دفعه یادش اومد که یه ابرار و عباداللهی رو هم بگه خب اینها هم هستند اینها رو هم گفت بعد اونها رو گفت اصلا طعام هم هست اونها طعام هم میدند، بعد داستان انسان مذکور اصلا فراموش شد دیگه تا آخر سوره میریم جلو میبینیم اصلا داستان انسان مذکور نیست و ماجرایی از انسان مذکور وجود نداره، نه اینطور نگاه کردن بچگانه نگاه کردن هست، خدا یه سوال ابتدای سوره مطرح کرده میخواد اون سوال رو حل کنه، ادامه ی سوره از آیه دو به بعد راهنمای حل مسله هست، یک سوال از انسانها پرسیده شده، خب آدمها چجوری باید به این سوال جواب بدند؟ انسانها بایستی چطور به سوال جواب بدند که من انسان مذکور هستم یا نه، خب هر کسی ممکنه از خودش بگه من انسان مذکورم، چهارچوب، موضوع راهنمای حل مسئله باید ارائه بشه هر کی از خودش حرف نزنه والا همهی ماها همهی انسانها میگن اون انسان مذکور که میگه من هستم، پس ادامه سوره از آیه دو به بعد راهنمای حل مسئله هست.
لزوم پیدا کردن موقعیت خود در چارچوب سوره انسان
چهارچوب پاسخ به سوال، میخوای به سوال پاسخ بدی؟ باشه از آیه دو شروع کن برو آخر ماجرا رو خوب بچین، اینجا به سوال پاسخ داده میشه، جاتو پیدا کن اونجا سوال رو جواب بده. جای ما در سوره انسان در چهارچوبه ی مطرح شده توسط خداوند برای پاسخ دادن به سوال انسان مذکور کجاست؟ ما باید این رو بتونیم پیدا کنیم
يُطْعِمُونَ الطَّعَامَ آیه 8 سوره انسان حاکی از پیوستگی این اطعام توسط ابرار و عبادالله نسبت به مسکین و یتیم و اسیر؛ کسی که موردی، مورد اطعام قرار گیرد مشمول این آیه نیست
یکی میفرماید که جای من آیه ی هشت هست وَ يُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلىَ حُبِّهِ مِسْكِينًا وَ يَتِيمًا وَ أَسِيرًا عرض میشه که واقعا میفرمایی؟ میگه بله، میگیم چطور؟ میگه من یکبار مورد محبت اهل بیت علیه السلام قرار گرفتم دو بار قرار گرفتم ده بار قرار گرفتم، عرض میشه که نه اگر با ده بار این رو میگی اینطور نیست جای شما اونجا نیست، میگه چرا؟ میگی آیا میفرماید وَ يُطْعِمُونَ الطَّعَامَ ، همیشه این کار رو می کنند اونها اگه همیشه اون کار رو می کنند یعنی همیشه مسکین و یتیم و اسیر طعام از اونها میگیرند، اینجا پیوستگی وجود داره یک بار نبود یک بار بهشون طعام دادن نبود، اونها رفتار شون این هست و ادامه داره پس مسکین و یتیم و اسیر به شکل ادامه دار در فضایی از حب مورد محبت اونها، مورد محبت ابرار و عبادالله قرار می گیرند و اطعام میشن، میتونست آیه یه جور دیگه مطرح بشه که مسکین و یتیم و اسیر هر از گاهی میرند یه طعامی میگیرند، ماجرای آیه ی هشتم ایستگاه نیست برخی ایستگاه های در سبیل نیست، پیوستگی حرکت در سبیل هست اینکه در سبیل چهار تا ایستگاه وجود داشته باشه یا چهار نقطه ای وجود داشته باشه شما بری اونجا یه طعامی بگیری این نیست حالا یه بار اونجا طعام بگیری یه بار هم یه جای دیگه طعام بگیری بالاخره امورات بگذرونی، این نیست، در آیه هشتم میفرماید وَ يُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلىَ حُبِّهِ مِسْكِينًا وَ يَتِيمًا وَ أَسِيرًا صفت هست، ویژگی رفتاری ابرار و عبادالله هست پیوسته این کار رو میکنند حالا اگر کسی در قالب مسکین و یتیم و اسیر از این پیوستگی استفاده نکرد از این آیه خارج میشه، توی این آیه نیست، ابرار و عبادالله پیوسته این رفتار رو انجام میدند ادامه دار هست همین الان هست در آینده هم هست و اگر کسی از این پیوستگی استفاده نکنه مشمول این آیه نیست، مورد اطعام قرار گرفته ده بار، چند بار، ولی مشمول این آیه نیست این آیه درش این پیوستگی وجود داره.
معرفی سه گام حرکت به سوی سبیل در آیه دوم(خلقت، ابتلاء، سمع و بصر)، سه مانع پیش رو در آیه چهار(سلاسل، اغلال و سعیر) و سه ویژگی افراد در سبیل در آیه هشت(مسکین، یتیم و اسیر)
گاهی از این آیه بهره برده، آیه ی هشتم معرفی بنزین حرکت هست بر سبیل هست معرفی سوخت حرکت در سبیل هست، اطعام طعام بر اساس محبت توسط ابرار و عبادالله، انسانهایی که وارد سبیل شدند با سه ویژگی از این سوخت بهره مند میشن جالبه در آیه ی دو انسانها با سه گام به سمت سبیل حرکت میکنند خلقت پرداخت شدن، ابتلاء و بهره مندی از واجد سمع و بصر شدن، وارد سبیل میشن به سبیل هدایت میشند باید برند در سبیل، سه خطر پیش رو شون هست سَلَاسِلَاْ وَ أَغلَالًا وَ سَعِيرًا اگر یک ویژگی رفتاری رو مراعات نکنند یعنی شاکر بودن رو مراعات نکنند و اهل کفر بشند سه خطر دست و پا شون رو میبنده نمیگذاره حرکت کنند، اون سه خطری که نمیگذاره حرکت کنند چی هست؟ سَلَاسِلَاْ وَ أَغلَالًا وَ سَعِيرًا سه مانع، سه مانعی که نمیگذاره اینها حرکت کنند، باید اهل شکر باشند باید شاکر باشند با شکر در سبیل حرکت کنند با شکر دارای سه ویژگی بشند مِسْكِينًا وَ يَتِيمًا وَ أَسِيرًا ، سه جایگاه بهره مندی از محبت ابرار و عبادالله، سه جایگاه سوخت رسانی هست شما در یک مسیر حرکت میکنی میگی جایگاه سوخت کجاست؟ سه جایگاه سوخت رسانی در سبیل وجود داره مسکین، یتیم، اسیر؛ هر کی این سه جایگاه رو از دست بده نمیتونه سوخت بگیره،
حرکت در سبیل انسان مذکور شدن در گرو ارتباط صحیح با ابرار و عبادالله
بله باید بپردازیم که ابرار و عباد الله چه کسانی هستند ادامه ی مسیر در سبیل به رابطه ی با ابرار و عبادالله مربوط هست، انسان تو باید انسان مذکور بشی، با یک سری مراحل تو رو سبیل هدایت میکنم در این سبیل خطراتی وجود داره ممکنه حرکت نکنی و بدون ادامه ی مسیر در سبیل، در سبیل به سمت چی؟ نقشه ایی که میخوام پیش روت بگذارم برای انسان مذکور شدن، معرفی سبیل برای انسان مذکور شدن هست، ادامه ی مسیر در سبیل به نوع رابطه ی تو با یک سری انسانها بستگی داره، با یک سری افراد، اون افراد کی هستند؟ ابرار و عبادالله، اصلا نیاز نیست آدم استدلالهای مختلف بیاره این بحث رو همین طور چیدمان بکنه بعد سوال بپرسه، بگه ابرار و عبادالله کی هستند من میخوام باهاشون ارتباط پیدا کنم، یه کسی ادعا کنه بگه من ابرار و عبادالله هستم یا در زمره ی ابرار هستم یا در زمره عبادالله که در این سه آیه پنج و شش و هفت سوره ی انسان مطرح هست، خب این خیلی مهم هست در مسیر انسان مذکور شدن نوع رابطه ی من با ابرار و عبادالله مهمه تعیین کننده هست، این ابرار و عبادالله کی هستند؟ چه ویژگیهایی دارند؟ برای انسان مذکور شدن چه نقشی دارند چه کار میکنند؟ بله خب لازم هست که آیات پنج و شش و هفت رو ترجمه کنیم، فهم کنیم، یه مقداری در مورد جایگاه این آیات در بین آیات ابتدایی سوره ی انسان صحبت شد دیدیم که باید جایگاه پر رنگی داشته باشه خب بفهمیم این چی هست، این سه آیه قراره چه چیزی رو به ما معرفی کنه؟ ابرار و عبادالله اینجا چگونه معرفی شدند چه کار کردند؟ چه کار میکنند؟ جایگاهشون چی هست؟ در انسان مذکور شدن چه نقشی دارند؟ در حرکت درسبیل چه نقشی دارند؟