غیبی که در «فَلَا يُظْهِرُ عَلَى غَيْبِهِ»، مطرح هست همان سطحی است که خداوند خود را عالم الغیب معرفی مینماید
یه چند نکته در مورد آیات 26 و 27 سوره ی جن، خداوند می فرماید که اعوذ به الله من الشیطان الرجیم بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ*عَالِمُ الْغَيْبِ فَلَا يُظْهِرُ عَلَى غَيْبِهِ أَحَدًا*إِلَّا مَنِ ارْتَضَى مِن رَّسُولٍ فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ رَصَدًا خدا عالم غیب هست خداوند به غیبش اشراف داره و بر غیبش هیچ کسی رو ظهور نمیده کسی نمی تونه ادعا کنه که من بر غیب خدا ظاهر شدم بر کدوم غیب؟ همون که خداوند می فرماید عَالِمُ الْغَيْبِ یعنی غیبی که خداوند اون رو در محدوده ی خودش قرار میده و خودش رو مشرف به اون غیب معرفی می کنه به عنوان افتخار خدایی مطرح هست، فَلَا يُظْهِرُ عَلَى غَيْبِهِ اینجا کدوم غیب هست؟ ممکنه یه کی بفرماید خب اینجا غیب یه معنای داره عرض می کنیم باشه هر معنایی داره مربوط به همون بحث عَالِمُ الْغَيْبِ هست، ممکنه برخی ها استدلال کنند که مثلاً یه موضوعات پنهان یه موضوعات مختلف پنهان، عرض می کنیم باشه شما هر سطحی که عَالِمُ الْغَيْبِ رو معنا کردید فَلَا يُظْهِرُ عَلَى غَيْبِهِ همون هست اینکه خداوند خودش رو عَالِمُ الْغَيْب معرفی می کنه این غیب رو هر چی میدونی، خداوند هیچ کسی رو بر غیبش ظاهر نمی کنه هیچ کسی توان ظهور به غیب رو نخواهد داشت ظهور بر غیب رو نخواهد داشت
اگر مقصود در «مَنِ ارْتَضَى مِن رَّسُولٍ»، رضایت فرد از رسول باشد آنگاه ظهور در غیب در گرو رضایت افراد خواهد بود که ایراد مفهومی خواهد داشت
هیچ کسی توان غلبه بر این غیبی که متعلق به خداوند هست رو نخواهد داشت إِلَّا مَنِ ارْتَضَى مِن رَّسُولٍ معنای إِلَّا مَنِ ارْتَضَى مِن رَّسُولٍ چی هست؟ اولاً ما از این آیه متوجه میشیم که هیچ کسی در محدوده ی غیبی که خداوند عَالِمُ الْغَيْب وارد نمیشه الا گروهی، یعنی اینجا یک استثناء داره الا گروهی، الا کسانی، این کسان چه معنایی دارند اینها کی هستند؟ إِلَّا مَنِ ارْتَضَى مِن رَّسُولٍ آیا این به معنای این هست که کسانی از رسولان که خداوند از اونها راضی باشه؟ به نظر میرسه این معنا خیلی درست نیست ایراداتی به این معنا وارد هست حتی ایرادات مفهومی، یا به این معناست که کسی که از رسول راضی باشه؟ این معنا هم به نظر میرسه درست نیست هم ایراد ترجمه ای داره هم ایراد مفهومی، اینکه کسی به غیب وارد بشه منوط به رضایت خودش هست حالا هر سطح از رضایت هر درجه ای از رضایت از رسول، ایراد مفهومی داره ضمن اینکه ایراد ترجمه ای هم داره
ترجمه دقیقتر «مَنِ ارْتَضَى مِن رَّسُولٍ»، کسی که از رسولی رضایت گرفته است پس هم رسول و هم کسانی که از رسولی رضایت گرفته باشند بر غیب ظهور مییابند
با بررسی این مطلب دقیقتر این هست که گفته بشه الا کسی که رضایت گرفت از رسولی، یعنی وقتی می خواد فارسی معنا بشه باید گفت که رضایت گرفت، الا کسی که رضایت گرفت از رسولی، خب وقتی این معنا میشه دو تا مطلب درش هست یعنی محدوده ی گروهی که وارد غیب میشند مشخص میشه 1- رسولان چرا؟ چرا عرض می کنیم رسولان؟ چون رسولان کسانی هستند که رضایت دهنده هستند به اینکه دیگرانی وارد غیب بشند یا نشند دیگرانی ظهور در غیب پیدا بکنند یا نکنند حداقل اون دایره ی از رسول یعنی مِن رَّسُولٍ عرض نمی کنیم که همه ی رسولان هستند ولی هر کسی از رسولان که مصداق مِن رَّسُولٍ هست اون در غیب ظهور داره و دیگر چه کسانی؟ اون کسانی که از اون رسول یا از اون رسولان رضایت می گیرند، رضایت می گیرند برای چی؟ برای ورود در غیب، برای ظهور در غیب، یعنی رسول از اون فرد نسبت به اون فرد رضایت میدند، رضایت می دهند به چی؟ به ورود اون فرد به ظهور اون فرد بر غیب، خب رسولانی هستند که بر غیب ظهور دارند و خود اون رسولان رضایت نامه ی از اون رسولان مجوز ورود به غیب هست مجوز ورود در غیب هست و بر اساس این رضایت این گروه از افراد سلوک خاصی در زندگی پیدا می کنند، از رسولانی که وارد در حیطه ی غیب شد چه کسانی هستند؟ عرض می کنیم که اولاً کسانی که وارد این حیطه شدند مطابق این آیه ابتداً رسولان هستند بعد کسانی که از رسولی رضایت گرفته باشند رضایت نامه ای گرفته باشند برای ظهور در غیب،
منظور از غیب در این آیات مفهوم مقابل عالم شهادت میباشد
کدام غیب؟ غیبی که خداوند عَالِمُ الْغَيْب هست اینجا غیب به معنای لغویش نیست بلکه به معنای اصطلاحیش هست یعنی غیبی هست که به خداوند منتسب هست عَالِمُ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَۀ اونجایی که خداوند عَالِمُ الْغَيْب هست جای دیگه خداوند می فرماید عَالِمُ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَۀ خدا عالم به غیب و شهادت هست اینجا خداوند در مورد عَالِمُ الْغَيْب بودنش صحبت می کنه پس کدام غیب؟ غیبی که مقابل شهادت هست غیبی که مقابل شهود هست،
از رسالتهای مهم رسولان، کشاندن افراد به موقعیتی است که بر غیب ظهور کنند و در مقابل نیز، رفتار انسانها باید رسیدن به این موقعیت برای کسب رضایت ظهور بر غیب باشد
حالا خدایی که عالم به غیب هست کسی رو در غیب راه نمیده الا رسولانی یا شاید همه ی رسولان ما الان با این بخشش کاری نداریم ولی حداقل این بحث هست که اون کسانی که راه دارند رسولانی هستند و کسانی که از اون رسولان یا از رسولی از اون رسولان مجوز ورود گرفته باشند رضایت گرفته باشند پس منطقاً کسی که از رسولی می خواد رضایت بگیره و وارد غیب بشه به عبارتی رسولی که خودش مرجع اعطای این رضایت در ظهور بر غیب هست خود این رسول باید در غیب ظهور پیدا کرده باشه وارد شده باشه یعنی اگه می خوایم رسولانی رو دنبال کنیم که مرجع اعطای این رضایت هستند حداقل خودشون باید به غیب وارد شده باشند به عبارتی یکی از رسالتهای رسولان کشوندن انسانها به سمت غیب هست کشوندن افراد به سمت غیب هست به سمت غیب مقابل شهود، یکی از ارتفاعات رفتارهای رسولان این هست که افراد رو به سطحی بکشونند که این قابلیّت رو داشته باشند که به اونها مجوز ورود به غیب بدند به تبع یکی از رفتارهایی که انسانها باید در مقابل رسولان دنبال کنند این هست که به سطحی از رفتار در قبال رسولان برسند که این قابلیّت رو پیدا کنند از اونها رضایت ورود در غیب بگیرند
خداوند از مجرای عالم الغیب بودن خود، برخی از افراد را از مسیر بعضی از رسولان به غیب میکشاند
پس خدایی که عالم غیب هست ذیل عالم غیب بودن یک رفتاری رو دنبال می کنه و اون ظهور دادن برخی از انسانها بر غیب هست یعنی ورود اون افراد به غیب یعنی علم اون افراد به غیب یعنی انباء اون افراد به غیب یعنی غلبه ی اون افراد به غیب، بخشی از همه ای این معانی در این ظهور دادن بر غیب وجود داره، خدا از وجه عَالِمُ الْغَيْب بودن این رفتار رو دنبال می کنه، از چه مسیری؟ از مسیر رسولان، از این نگاه از این نگاه عَالِمُ الْغَيْب بودن خداوند شما مطرح می کنی چرا رسول؟ یکی از پاسخ هاش این هست ظهور دادن برخی از افراد بر غیب، کشوندن افراد از شهود به سمت غیب،
اولین رسول یعنی آدم ع ابتدا با علم بر اسماء وارد حیطه غیب شد و سپس اولین رسالتش را یعنی انباء موضوعات غیبی به ملائکه شروع نمود، این انباء در مسیر ظهور بر غیب میباشد
در ابتدای خلقت بشر خداوند همین رفتار رو دنبال کرد همین رفتار اجرا شد اولین رسول آدم علیه السلام اولین رسالتی که انجام داد و رفتاری که دنبال کرد ذیل همین فضا هست خود آدم به عنوان رسول به عنوان خلیفه ی خدا که رسول خدا هست ابتدا به واسطه ی خداوند وارد در فضای غیب شد و عالم به بخشی از فضای غیب شد وَعَلَّمَ آدَمَ الأَسْمَاء كُلَّهَا رسالت اولین رسول بر مبنای رسالت بر غیب به شهود بود و اولین کسانی که از این رسالت مخاطب این رسالت قرار گرفتند ملائکه بودند لذا انباء اسماء به ملائکه صورت گرفت، ملائکه انباء اسماء شدند نسبت به موضوعات غیبی با خبر شدند آگاه شدند اسم این ظهور بر غیب نیست ولی مسیر ظهور بر غیب هست مقصد چیه؟ ظهور بر غیب، برای ملائکه چگونه آغاز شد؟ انباء اسماء انباء اسماء غیبی.