یکی از درس هایی که از سفر اربعین امسال گرفتیم این باشه: توجه به صحنه ها، توجه به صحنه های پیرامون مون، به جستجوی کلام خدا در صحنه ها بودن، به جستجوی آثار و آیات خدا در صحنه ها بودن. تمام صحنه ها برای اینکه ما خدا رو پیدا کنیم، تمام صحنه ها برای اینکه ما با خداوند تعامل کنیم با خداوند ارتباطی ایجاد کنیم، پس خداوند تو اون صحنه هست ولو اون صحنه عَبَس (باشه)، تمام صحنه ها برای اینکه ما بتونیم با خدا حرف بزنیم و حرف خدا رو بشنویم، بله این یکی از درسهای ما باشه از سفر اربعین مون، و بهش مقید باشیم و بهش توجه کنیم.
خداوند، طرف دوم تمام ماجراهای زندگی
خدا فقط یه موجودی نیست در خارج از عالم و یک کسی که در قیامت قراره در یک صحنه ای از ما حساب و کتابی بکشه، و یا یک کسی که ما رو یک روزی خلق کرده وتمام. خداوند خدای درون صحنه هاست، خدای درون تک تک ماجراهای زندگی ماست. خداوند طرف دوم تمام ماجراهای زندگی ماست، طرف سوم نداریم، حتی شما در یک ماجرایی در ظاهر دو طرف هستید یک طرف شما، یک طرف کس دیگه، در واقع شما همه یک طرف هستید و یک طرف ماجرا خداست.شما در یک طرف به نحوی چیده شدید و یک طرف ماجرا خداست و اون صحنه برای همه ی شماست در تعامل با خدا در ارتباط با خدا، خداوند رو باید توی زندگی پیدا کرد، خداوند رو باید در ماجراهای زندگی پیدا کرد. خداوند رو در کتاب ها جستجو نکنیم، خداوند رو در صحنه های زندگی مون پیدا کنیم، در خلوت ها، در جَلوت ها، در پیدا ها ، در پنهان ها، بیشترین کسی که با ما حرف میزنه خداست، نه حتی نزدیک ترین دوست به شما، این رو باور داشته باشیم ، هیچ کسی به اندازه ی خدا با ما حرف نمیزنه، شما ممکنه بگی من دوستی دارم با او خیلی ارتباط دارم، روزها و ساعت ها با او می گذرونم، خداوند از اون دوست شما هم با شما بیشتر حرف میزنه، مهم اینکه من و شما بشنویم، ببینیم، دیدی یک موقعی یه کسی از نزدیکان از دوستان به آدم اعتراض می کنه، میگه تو یه جوری رفتار می کنی که انگار من رو نمی بینی، انگار حرف های من رو نمی شنوی، انگار توجهی به من نداری، خداوند رو باید دید، کلام خداوند رو باید شنید، ذکر یعنی این. یک جهت ذکر یعنی این یعنی تو صحنه ها خدا رو ببینی، کلام خدا رو بشنوی، خدا باید به آدم قلبی بده، قلبی اهل ذکر، قلب اهل ذکر یعنی قلبی که تو صحنه ها خدا رو می بینه، تو ماجراهای زندگیش خدا رو می بینه، فلانی امروزی که گذشت با چه کسی بیشترین تعامل رو داشتی، با چه کسی بیشترین حرف ها رو زدی و شنیدی؟ انسان اهل ذکر میفرماد که خدا ، صبح که چشمم رو باز کردم، از خواب بیدار شدم حرف های من با خدا شروع شد و حرف های خدا در قالب صحنه های بسیار، ماجراهای بسیار با من شروع شد. دوستان خدا خیلی حرف میزنه خیلی... کلام خدا زیاد هست، آثار خدا زیاد هست، هیچ انسانی نیست که از کلام و آثار و آیات خدا بدور باشه. کدام صحنه رفتی کدام ماجرا در زندگی بوده که خدا اونجا نبوده و با تو حرف نزده؟
قرآن، برای تربیت انسانهایی کلام خداشنو و آیه خدا بین
قرآن برای اینکه ما کلام خدا رو بشنویم، برای اینکه ما تربیت بشیم کلام خدا رو بشنویم، نه فقط آیاتی که در قرآن نوشته شده یکی بخونه و ما بشنویم، که این هم از ارتفاعات این ماجراست، این هم خیلی قیمت داره، ولی همه ی اینها برای اینکه ما تربیت بشیم کلام خدا رو بشنویم حتی اون لحظه ای که قرآن جلوی مون باز نیست و ما در صحنه ای هستیم، در یک ماجرایی هستیم، اونجا کلام خدا رو بشنویم. آدم اینجوری بار بیاد، اینجوری تربیت بشه، قرآن اومده اینجوری انسانها رو تربیت کنه، کلام خدا شنو، آیه ی خدا بین.