فقط شیئی میتواند لِلّه قرار گیرد که مِن الله باشد؛ در حیطه خدا اشیاء غیر خدایی وارد نمیشوند
بسم الله الرحمن الرحیم . از مِن الله تا لِلّه ، یه بحث اینطور میشه دنبال کرد بحثی با عنوان از مِن الله تا لِلّه. از مِن الله تا لِلّه، در مورد خیلی از اشیاء و بسیاری از موضوعات، رفتارها، این بحث مطرح هست که اون شیء لِلّه هست یا اون رفتار، اون فعل باید لِلّه باشه، این رو ما خیلی می شنویم و بر اساس این معرفت خیلی وقت ها سعی می کنیم که لِلّه باشه، رفتار هامون، موضوعات مختلف مون، افعال مون، برخی از اشیاء مون، مثلاً شما مالی داری میگی مالم لِلّه، یا رفتاری انجام میدی مطرح میکنی که این رفتار لِلّه، چطور می تونه این لِلّه محقق بشه؟ یک چیزی رو نباید غافل بشیم مِن الله ، لِلّه با مِن الله محقق میشه، در حیطه ی خدا شیء ای نمی تونه وارد بشه مگر اینکه ریشه در حیطه ی خدا داشته باشه ریشه در حیطه ی خداوندی داشته باشه،
نماز وقتی لِلّه میشود که از صلاۀ خدا شکل گرفته باشد
شما مطرح میکنی نمازم لِلّه ، نمی تونه لِلّه باشه مگر این ریشه در حیطه ی خداوندی داشته باشه یعنی مِن الله باشه، مِن الله بود لِلّه میشه، اینکه ما دغدغه داریم گاهی سعی می کنیم که اعمال مون، رفتار مون، اشیای اطراف مون، موضوعات مختلف رو لِلّه قرار بدیم این وقتی محقق میشه که مِن الله باشه یعنی یه رگه ای از حیطه ی خداوندی داشته باشه و از اونجا شکل گرفته باشه چیزی که از حیطه ی خداوندی از خدایی خداوندی شکل نگیره لِلّه نمیشه، مثلاً مطرح هست که إِنَّ صَلاَتِي وَنُسُكِي وَمَحْيَايَ وَمَمَاتِي لِلّه، نماز من لِلّه وقتی می تونه باشه که این نماز مِن الله باشه یعنی از فعلی خدایی شکل گرفته باشه اثر گرفته باشه اصلاً همون باشه، نماز شما وقتی لِلّه هست که از نماز خدا، صلاۀ شما وقتی صلاۀ لِلّه هست که از صلاۀ خدا شکل گرفته باشه، اثر گرفته باشه اصلاً از اونجا در اومده باشه و الا لِلّه معنا نداره،
هر چیز که بخواهد لِلّه شود باید مِن الله باشد، این یک معرفت و رفتار توحیدی است
تو چی هستی می خوای لِلّه درست کنی، این رفتار توحیدی نیست، شما یه فعلی انجام بدی و به مِن الله اش توجه نکنی و مِن الله نباشه و مدعی باشی که اون فعل لِلّه هست نمی تونه باشه، خداوند بَری هست از تصاحب هر فعلی که از او نیست اگر یکی از معانی لِلّه رو بگذارید به معنای تصاحب خدا، خداوند بَری هست از هر فعلی که از او نیست، هر آنچه که لِلّه هست حتماً مِن الله هست، اصلاً در معنای لِلّه مِن الله وجود داره اگر خداوند در قرآن یه جایی مطرح کرد این لِلّه شما بگید این حتماً یه جاییش به مِن الله وصل هست یعنی یجوری مِن الله هست ،
«إِنَّا لِلّه وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعونَ»، یعنی همه برای خدا هستیم و نه از خدا؛ البته برای لِلّه بودن، مقدمه و شرط، مِن الله بودن، است
مثلاً اون آیه ای مطرح میکنه معروف هم هست إِنَّا لِلّه وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعونَ اونجا می فرماید إِنَّا لِلّه معنای دقیقش این هست که ما همه برای خدا هستیم یا در حیطه ی خدا هستیم یا در مالکیت خدا هستیم و این رو قرار دادیم و این رو پذیرفتیم که اصلاً برای خدا باشیم، شما خیلی موقع ها می بینید در معنا چه چیزی در ذهن شما هست؟ همه از خدا هستیم، این معنا هم درست هست این معنا مقدمه ی لِلّه هست، شما تا از خدا نباشی لِلّه نمیشی یعنی فردی که از خدایی خداوند شکل نگرفته باشه لِلّه نمیشه به واسطه ی خدایی خداوند شکل نگرفته باشه این فرد اصلاً لِلّه نمیشه، چگونه می خواد لِلّه بشه، لذا این فرد هست که چون از الله هست مِن الله هست مدعی میشه که حالا ما لِلّه هستیم، این خیلی قیمت داره این ادعا خیلی قیمت داره وقتی مطرح می کنه که ما لِلّه هستیم کسی بتونه بگه من لِلّه هستم خیلی قیمت داره یعنی یک فلسفه و یک دوره ی تربیتی خدایی بزرگ پشت سر این لِلّه وجود داشته مقدمه ی این لِلّه وجود داشته که امروز می تونه بگه لِلّه؛ کسی که بگه صلاۀ من لِلّه هست یعنی یه دوره ی بزرگ تربیتی رو برای صلاۀ مِن الله طی کرده، صلاۀ او امروز همون جنس صلاۀ خداست لذا بخاطر این می فرماید این الان لِلّه هست اصلاً برای خداست،
برای مِن الله بودن باید مشخص کنی به کجا وصل هستی
ما از این موضوع نباید غافل بشیم شما خیلی موقع ها میگی می خوام لِلّه یه کاری انجام بدم میگیم ببخشید مِن الله اش کجاست؟ خیلی بحث در میاد از اینجا یعنی اصلاً به کجا وصل هستی این رفتارت رو از کجا می گیری، حتماً باید به خدا وصل باشی به رفتاری خدایی به فعلی خدایی وصل باشی از اون چشمه بگیری تا اون فعل بشه لِلّه . پس ما برای لِلّه بودن باید تکلیف مِن الله رو معلوم کنیم، آقا به همین سادگی نیست ما بگیم که الله اکبر یه دو رکعت نماز لِلّه، به همین سادگی نیست مِن الله کجاست؟ شما میگی ببخشید اصلاً مِن الله چی هست؟ مِن الله یعنی تمام اتصالات رفتاری تو به الله ،
خلیفۀ الله، عاملترین فرد به مِن الله و لِلّه
اون هایی در لِلّه توفیق دارند بزرگترین عاملان به لِلّه خُلفای الله هستند چون بهترین افراد مِن الله هستند بهترین افراد در حیطه ی مِن الله هستند،
غفلت عمومی در مورد مقوله مِن الله؛ مثلا وقتی میگوییم «یُسبِّحُ لِلّه»، باید به مِن الله آن نیز توجه داشته باشیم
ما اصلاً به مِن اللهی توجهی نداریم یه کم به این موضوع فکر کنیم ما خیلی به لِلّهی توجه داریم البته بعضی هامون، خیلی به لِلّه بودن لِلّه بودن برخی رفتارها لِلّه بودن اشیاء مختلف توجه داریم ولی چندان به مِن الله توجه نداریم این مسئله مهم هست، چقدر می شناسیم این بحث رو، بحثش وجود داره مِن الله، شما مثلاً مطرح می کنی که یُسبِّحُ لِلّه همین جا باید سوال بپرسی مِن الله اش کجاست؟ چجوری یُسبِّحُ لِلّه، یُسبِّحُ چجوری لِلّه میشه ولی مِن الله رو نمی دونی مِن الله کجاست؟ به چی وصل هست اصلاً چیه که داره میاد میشه یُسبِّحُ لِلّه ، نمی تونه بشه اگه مِن الله اش معلوم نباشه نمی تونه بشه.
در تمام حسنات باید به دنبال مِن الله باشیم مثلا در نماز باید نمازی مِن الله داشته باشیم یعنی صلاتی از جنس صلاۀ خدا که دارای همان آثار از جمله خروج از ظلمات به سمت نور میباشد
بله ما باید به مِن الله توجه داشته باشیم در رفتارهای به ظاهر خیری که دنبال می کنیم به ظاهر حسنه ای که دنبال می کنیم به مِن الله بودنش باید توجه داشته باشیم در بحث مِن الله مثلاً این فعل من ریشه در چه فعلی از افعال خداوندی داره جنس این رفتار من چی هست، ببینید شما با این بحث مثلاً در بحث نماز شما داری نماز می خونی خداوند ما رو دعوت کرده به صلاۀ میگیم باشه صلاۀ مون رو هم دعوت کرده در عالی ترین مرتبه هاش که لِلّه باشه میگیم خب خیلی خوبه با این بحث کشیده میشیم که این صلاۀ لِلّه باید مِن الله باشه مِن الله باشه یعنی چی باشه؟ یعنی از جنس صلاۀ خدا باشه یعنی من همون صلاۀ خدا رو باید بیارم اقامه کنم یعنی اونجا که می فرماید إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ یا اونجایی که می فرماید هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَمَلَائِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُم مِن الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ پس صلاۀ خداوندی یکی از آثارش خروج از ظلمات به سمت نور هست اگه صلاۀ کسی مِن الله باشه همون آثار رو داره.
غالب حسنات از مِن الله نشأت میگیرند هر چند فرد این موضوع را نداند ولیکن معرفت به مِن الله و رشد در آن موجب ارتقاء لِلّه میشود
شاید بشه گفت در همه ی خیر هایی که همه ی حسناتی انسان ها انجام میدند ولو ندانند یک مِن اللهی درش وجود داره ولی توجه به این مِن الله انسان ها رو در بهره بردن از این افعال و در ارتفاع گرفتن در این افعال رشد میده، کسی که معرفت نداره به این مِن الله نمی تونه رشد کنه، همه درجه ای از رحمانیت رو ممکنه داشته باشند نسبت به افراد مختلف تو موضوعات مختلف و یه رحمانیتی از خودشون یه رأفتی از خودشون نشون بدند و نمی دانند که این رأفت مِن الله هست سطح رأفت شون همین خواهد بود شما اگر در معرفت مِن الله رشد کردی در معرفت رحمانیت و رحیمیت در این موضوع مثال رشد می کنی، و قیمت لِلّه ات بزرگ میشه بله یه فردی مثل یه مورچه ای یه دانه ای کنار می گذاره فعلش اثر خاصی هم نداره و مطرح میکنه لِلّه و ممکن هم هست لِلّه باشه ، ما باید در مسیر مِن الله رشد کنیم هر چه در مسیر مِن الله رشد کردی بهره برداریت از اون افعال الله بیشتر میشه لِلّه اونجا قیمت پیدا می کنه،
برای ارتفاع در لِلّه باید در مِن الله رشد کرد
لِلّه اونجا مرتفع میشه چرا؟ چون فعل ات اونجا مرتفع شد چون شما در مِن الله رشد کردی برای قیمت پیدا کردن لِلّه برای ارتفاع دادن به افعال لِلّه باید در مِن الله رشد کرد
تنها فعلی که از جانب خدا در حیطه خدا قرار خواهد گرفت حتی یک تیر انداختن
بله این بحث یه بحث توحیدی هست شما نمی تونی یک فعلی که از حیطه ی خداوندی نیست اون رو در حیطه ی خداوندی قرار بدی، حتماً باید همون فعل رو قرار بدی اصلاً نمی تونی چیزی در حیطه ی خداوندی اضافه بکنی شما نمی تونی فعلی انجام بدی که شما باشی و اون فعل از جانب خدا باشه و اون فعل رو در حیطه ی خدا قرار بدی حتی ولو به اندازه ی تیر زدن به اندازه ی یه تیر زدن اگر فعلی انجام بدی و اون فعل از مِن الله نباشه اون فعل مِن الله نباشه اون فعل قطعاً لِلّه نخواهد بود،
تنها حمدی را میتوانی لِلّه قرار دهی که ذیل حمید بودن خدا از خدا گرفته باشی
مثلاً بحث الحمدالله، الحمدالله این حمد رو می خوای از کجا بیاری، شما میگی از خودم اوردم، اینکه از خودت اوردی نمی تونه لِلّه باشه این حمد رو باید از خدا بگیری از مِن الله بگیری که لِلّه باشه لذا می فرمایی که خداوند حمید هست، اصلاً بهترین حمد ها از جانب خداست شما باید از خدا بگیری تا لِلّه بتونی حمد داشته باشی نمی تونی از جای دیگه بیاری، شما میگی من خدا رو حمد کردم میگیم ببخشید شما حالا اصطلاحاً می تونی این رو بگی ولی منظورتون چی هست؟ میگی نه من خودم خدا رو حمد کردم میگیم اصلاً نمی تونی، من حمدی لِلّه قرار دادم ، نمی تونی، امکان نداره فقط چیزی در حیطه ی خداوند قرار بدی فقط چیزی رو لِلّه می تونی قرار بدی که مِن الله گرفته باشی، و الا نمی تونی، یا عیناً اون شیء رو مِن الله گرفته باشی یا اون شیء رو از شیئی مِن الله گرفته باشی و اون شیء رو در حیطه ی خداوند قرار بدی،
از دلایل تعدد اسماء این است که از انها اثر بگیریم و در مسیر همان اسم خدا، لِلّه فعلی انجام دهیم
خداوند چرا این همه اسماء داره؟ برای اینکه ما مِن اسماء الله اثر بگیریم ما مِن اسماء الله برداشت کنیم و بعد لِلّه رفتار کنیم لِلّه فعل انجام بدیم، لِلّه چی رو انجام بدیم؟ همون اسماء الله رو، شما میگی من مثلاً رحمانیت به خرج دادم لِلّه، میگیم ببخشید این رحمانیت رو از کجا گرفتی؟ تو وقتی رحمانیتت تو لِلّه هست که عبدالرحمن باشی، از اَلرحمن گرفته باشی لِلّه رحمانیت انجام داده باشی،
چیزی به جزء اسماء الله و ملحقات آن توان ورود به حیطه لِلّه را ندارد
ما نسبت به این موضوع توجه نداریم یه مقدار معرفت مون کم هست یه مقدار تا حدود بسیار زیادی معرفت مون کم هست، بله توحید رو بخوایم دنبال کنیم توحید در افعال خودمون در رفتار خودمون رو یکی از بحث هاش اینجاست اینجا دنبال کنیم، شما حتی در مورد اشیاء مختلف مثلاً در زندگی تون می فرمایید که این اموال من لِلّه، آقا ببخشید قبول نیست اگر مِن الله نباشه قبول نیست اگر مِن الله نباشه این لِلّه نخواهد بود خداوند بسیار غیور رفتار می کنه در حیطه ی خداوندی چیزی بجزء خداوندی خداوند وارد نخواهد شد شما هر چیزی رو گفتی لِلّه وارد حیطه ی خداوندی می کنی یعنی مدعی میشی که اون وارد حیطه ی خداوندی بشه چیزی بجزء خداوندی خدا در حیطه ی خداوندی وارد نمیشه چیزی بجزء اسماء خدا نمی تونه به خداوند وصل بشه، الحمدالله رو باید وصل کنی به الحمید