غالب ضمائر بدون مرجع در قرآن بدون ابهام هستند یعنی مرجع آنها معلوم است ولی «هُوَ» در سوره قدر هم بدون مرجع و هم مبهم است
در آیه ی ابتدایی سوره ی قدر مطرح هست که إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ این ضمیری که در این آیه مطرح هست یک ضمیر بدون مرجع مبهم هست ضمایر بدون مرجع گاهی مبهم هستند گاهی غیر مبهم هستند مثلاً مطرح هست که إِنَّا أَنزَلْنَا اِلَیکَ ما نازل کردیم به سوی تو، اون ضمیر تو اونجا مبهم نیست همه می فرمایند که اون رسول الله صلوات الله علیه هست کسی روش ابهام نداره در آیات ابتدایی سوره ی بقره مطرح هست يُؤْمِنُونَ بِمَا أُنزِلَ إِلَيْكَ کسی ابهام نداره که اون بِمَا أُنزِلَ إِلَيْكَ بر رسول الله صلوات علیه هست، ضمیر بدون مرجع هست ولی مبهم نیست در همین آیه ی ابتدایی سوره ی قدر مطرح هست که إِنَّا ما نازل کردیم، کسی ابهام نداره که این ما به کی برمی گرده، ما خداست، ضمیر به خدا برمی گرده، ولی برخی ضمایر هستند که وقتی بدون مرجع هستند مبهم هستند یعنی به سبک اون کلام به سبک اون موضوع مرجع ها و موضوعات مختلفی در آیات قرآن مطرح بوده که شما نمی تونی بگی این کدومش هست، اونهاست؟ اون موارد هست؟ یا مورد دیگری هست
به خاطر مبهم بودن «هُوَ»، نازله های خداوندی مختلفی را به عنوان مرجع میتوان پیشنهاد نمود مانند کتاب مبین، قرآن، نور و... فلذا برای تعیین یکی از آنها باید استدلال نمود
إِنَّا أَنزَلْنَاهُ ما آن را نازل کردیم شما می فرمایی کتاب مبین می تونه باشه خدا کتاب مبین رو هم نازل کرده، قرآن می تونه باشه خدا قرآن رو هم نازل کرده یا برخی اشیاء دیگر هم می تونه باشه که خداوند فرموده من اونها رو نازل کردم حداقل اشیاء هم رده ی قرآن کتاب مبین هست قرآن و کتاب مبین هست، نور می تونه باشه خداوند نور رو نازل کرده، این باعث میشه که ما نتونیم به آن چیز که این ضمیر به اون اشاره داره به راحتی پی ببریم پس این رو ما عنوانش رو می گذاریم ضمیر بدون مرجعی که مبهم هست وقتی ضمیری شد ضمیر مبهم به این معنا که موضوعات مختلفی اشیاء مختلفی به اون سبک و شبیه به رفتاری که برای اون ضمیر انجام شده در قرآن مطرح هست نمیشه به راحتی اون ضمیر رو به یکی از اونها نسبت داد و گفت این ولاغیر، نیاز به استدلال داره نیاز به بحث داره اون ضمیر که مطرح هست یعنی ضمیر بدون مرجعی که در آیه ی اول سوره ی قدر مطرح هست می تواند هر یک از اون موضوعات شبیه به این موضوع باشه یعنی هر یک از نازله های خداوند مثل قرآن مثل کتاب مبین مثل فرقان مثل نور مثل ذکر و می تونه موضوعی غیر از اونها باشه یا موضوعی برگرفته از اونها باشه،
برای شناخت «هُوَ»، میتوان از قاعده تناسب ظرف و مظروف استفاده نمود
چگونه باید پی برد که این ضمیر چی هست؟ چه راهی وجود داره؟ چه راه قرآنی وجود داره برای پی بردن به این مطلب؟ یکی از مسیرهایی که برای این معنا وجود داره بحث ظرف نزول هست، ظرف نزول این شیء چی هست مشخصات این ظرف نزول چی هست و از منطق تناسب بین ظرف و مظروف استفاده میشه، بین ظرف و مظروف باید یه تناسبی وجود داشته باشه البته راه های دیگه ای هم وجود داره برای نزدیکتر شدن به معرفت به هُوَ اون شیء نازل شده در لیلۀ القدر ولی در سوره ی قدر این موضوع خیلی پر رنگ هست ظرف رو بشناس تا به مشخصات مظروف پی ببری، در آیه اول سوره ی قدر مظروفی مطرح هست به نام هُوَ ظرفی مطرح هست به نام لیلۀ القدر، در کل آیات بعد ظرف توضیح داده شده مشخصات ویژگی ها اتفاقات در اون ظرف و پیرامون اون ظرف نزول توضیح داده شده و از مظروف صحبتی نشده این یعنی ظرف رو بشناس تا مظروف رو بشناسی.