بندگی و یا بسندگی


بندگی و یا بسندگی

یکشنبه 8 ربیع الثانی – دفتر فلسطین – جلسات نماز‌

مراقب باشیم که عمرمان به بطالت صرف نشود

بله ما ها باید مراقب باشیم مراقب گذران عمرمون باشیم اوقات مون به بطالت نگذره بسیاری از اوقاتی که از ما میگذره به بطالت هست اوقاتی که صرف موضوعات بی خود می کنیم اوقاتی که صرف موضوعات لهو می کنیم صرف موضوعات ابتر می کنیم صرف موضوعاتی می کنیم که نتیجه نداره صرف موضوعاتی می کنیم که در مسیر خدا نیست صرف موضوعاتی می کنیم که در نظام خدا جا نداره و گاهی هم با یک نوک زدن به مسیر خدا دل مون رو خوش می کنیم ‌

« وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ»، به معنای پیوسته بودن در مسیر خدایی است، و نه لحظه‌ای و گاه و بی گاهی پرداختن

وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ به معنای نوک زدن به مسیر خدا نیست وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ به معنای لحظه ای پرداختن به مسیر خدا نیست به معنای این نیست که شما اوقاتی گاهی گاه و بی گاهی لحظه ای یه نوکی به مسیر خدا بزنی به این معنا نیست، وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ یعنی برو در حبل الله تنیده شو، شما یه طناب رو فرض کنیم یه طنابی که از نخهای بسیار زیادی در هم تنیده شده ایجاد شده شما برو در لا به لای این نخهایی که کنار هم در هم تنیده شدند و این حبل رو درست کردند مثل اونها مثل اون نخها در لا به لای اون نخها تنیده شو حالا این رو به عنوان مثال مسامحتاً عرض میکنم میخوایم تصویر درست کنیم والا نه به معنای اینکه حبل الله اینجوری هست اون لحظه ای که از حبل الله جدا میشی اسمش اعتصام به حبل الله نیست نمیشه یکی از حبل الله جدا باشه بعد بگه من اعتصام به حبل الله دارم من معتصم به حبل الله هستم لذا اعتصام به حبل الله لحظه ای نیست با اعتصام به حبل الله فرد معصوم میشه به حبل الله، به مدارجی از عصمت میرسه به حبل الله، چگونه؟ به حبل الله، عصمت او به واسطه ی چی هست؟ به حبل الله به واسطه ی حبل الله، فرض کنید که یه زیرپایی هست طرف میگه که من در یه ارتفاعی ایستادم روی چی ایستادی؟ روی این زیرپایی، خب تا موقعی می تونه بگه که در اون ارتفاع ایستادم که اون زیرپایی زیر پاش باشه به محض جدا شدن از اون زیرپایی در اون ارتفاع نایستاده میاد پایین تر، یا تصور کنید همون مثال طناب رو یه کسی یه طنابی رو گرفته و در یه ارتفاعی ایستاده تا موقعی در اون ارتفاع هست که به طناب وصل هست و از همون نقطه ی طناب گرفته و رها هم نمیکنه وقتی جدا بشه پایین تر هست پس در وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ پیوستگی هست لحظه ای نمیشه، من در اوقات عمرم گاه و بی گاه یه زمانهایی گذاشتم یه نوکی به مثلاً قرآن به عنوان حبل الله خدا میزنم شما اینطور اعتصام به حبل الله نداری شما در ارتفاع هزار متری یه طنابی رو آویزون کردن میگند این طناب رو بگیر نیافتی این طناب رو بگیر نه اینکه نیافتی این طناب رو بگیر که اصلاً در همین ارتفاع بایستی شما میگی من هر بیست و چهار ساعت پنج دقیقه این طناب رو میگیرم میگم ببخشید نمیشه به محض اینکه این طناب رو رها میکنی در ارتفاع پایین تر قرار میگیری ‌

از دلایل افت و خیزهای زیاد در مسیر رشد ما عدم پیوستگی در اعتصام است

اصلاً یکی از دلایلی که ما در زندگی هامون سینوسی رفتار می کنیم صعود می کنیم دوباره سقوط می کنیم صعود می کنیم دوباره سقوط می کنیم اینکه این پیوستگی در اعتصام رو نداریم هر صعودی اعتصام میخواد ضامن عدم سقوط اعتصام هست اگه شما در فضایی قرار گرفتید و خداوند توفیق داد در اون فضا یه مقداری ارتفاع گرفتی اعتصام خودش رو می طلبه فرد باید اعتصامش رو متناسب با اون ارتفاع قرار بده اگر نگاه مون ارتفاع گرفتن باشه کثرث در اعتصام ورزیدن به حبل الله برامون پر رنگ تر خواهد بود ‌

بسیاری از مومنان دارای نگاه بسندگی هستند یعنی به همین رفتارهای هر از چندگاهی خود بسنده نموده و یک تلاش مستمر را در مسیر خدایی برای خود قرار نمیدهند

اگر نگاه مون بسندگی باشه بسیاری از ما مومنین و مسلمانها اینجوری هستیم نگاه مون بسندگی هست نگاه مون بندگی نیست نگاه مون بسندگی هست نگاه بندگی بندگی یعنی بالا میره بنده بالا میره بنده ی خدا حرکت به سمت بالا داره عبد خدا حرکت به سمت بالا داره نگاه بسیاری از ما نگاه بسندگی هست میگیم همین که هست خوبه همین جوری که هستیم بس هست همین موقعیتی داریم خوبه خدا رو شکر ما الحمدالله هفته ای یه جلسه قرآن داریم دور هم هستیم به قرآن می پردازیم این میشه نگاه بسندگی نه نگاه بندگی نگاه بندگی چی هست؟ ‌

«مَا أَنزَلْنَا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقَى»، نشان دهنده نگاه بندگی رسول الله ص میباشد

خداوند به رسول الله صلوات الله علیه می فرماید که طه* مَا أَنزَلْنَا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقَى این نگاه بندگی هست شما میخوای ببینی رسول الله بنده هست عبد هست یعنی چی این آیه رو ببین مَا أَنزَلْنَا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقَى ما یه قرآن بر تو نازل می کنیم تو داقون میشی شب و روز نداری ‌

مزّمّل کسی است که از شدت فشارهای بسیار به خود پیچیده ولی در همین شرایط نیز خداوند به او می گوید بیشتر شب را بیدار بمان چرا که نگاه مزّمّل نگاه یک عبد است و حرکت رو به جلو است

یا مثلاً در سوره ی مزمل نگاه به پیشرفت نگاه به ادامه ی راه قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلًا نگاه به ادامه ی راه هست، نه خدا رو شکر ما که الحمدالله نمازمون رو می خونیم هر از گاهی شبها بلند میشیم خدا توفیق میده قبل از اذن صبح یه یه ربع بیست دقیقه ای یه نماز شبی می خونیم این نگاه بسندگی هست نگاه رو به جلو چی هست؟ يَا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ* قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلًا* نِصْفَهُ أَوِ انقُصْ مِنْهُ قَلِيلًا الی آخر، ما برنامه داریم إِنَّا سَنُلْقِي عَلَيْكَ قَوْلًا ثَقِيلًا خداوند اینجا در سوره ی مزمل وقتی رسول الله رو خطاب قرار میده چی می فرماید؟ ؟ يَا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ مزمل رو بگذار مقابل کی؟ مزمل یه کاری نکرده دیگه چی کار نکرده؟ قُم، قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلًا ، يَا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ ای کسی که به خودت پیچیدی برات سنگین اومده و دیگه الان در فضای بسندگی هستی کلی عرض میکنم ها مسامحتاً عرض می کنم نباید صبر کنی حرکت رو به جلو هست البته این بحث بسندگی به این مزمل نمی خوره ها... مزمل کسی که یه مسیری از راه رو جلو اومده و فضا خیلی سنگین شده ولی نگاهش بسندگی نیست نگاهش ایستایی نیست يَا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ ای کسی که خیلی تحت فشار هستی نمی فرماید ای کسی که خیلی راحت هستی، ای کسی که در آسایش هستی، ای کسی که در آسودگی داری زندگی میکنی پاشو یه کاری انجام بده ای کسی که خیلی در فشار هستی ای کسی که برنامه هات خیلی سنگین هست از سنگینی برنامه ها به خودت پیچیدی از فشار برنامه هایی که بر تو هست به خودت پیچیدی اینجا انتظار داریم خداوند به رسول الله صلوات الله علیه بفرماید که خب یه کم فشار ت رو کم کن یه کم به آسایش بپرداز به جای اینکه بفرماید قُمِ اللَّيْلَ بفرماید که شبها بیشتر استراحت کن مثلاً بفرماید قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا کثیراً الا اکثرش رو بقیه اش رو شب زنده داری کن، نه خداوند برنامه رو پیش تر میبره به خودت پیچیدی می فهمم خیلی برات سنگین هست خودم برات عنوان می گذارم مزّمل، شب ها نمی خوابی الا کم، اکثر شب رو بر پا میکنی می ایستی قیام میکنی اگر در مورد رسول الله صلوات الله علیه مفهوم بسندگی جریان داشت وقتی به این آیه می رسیدیم أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ باید به ایشون در ادامه گفته میشد که برو استراحت کن خیلی تحت فشار هستی برای ایشون مفهوم بسندگی نیست مفهوم بندگی هست ای کسی که تحت فشار هستی ای کسی که بر نامه ی سنگینی رو تا حد همین اکنون پیش آوردی و از سنگینی این برنامه به خودت پیچیدی خودت رو بیشتر آماده کن باید بیشتر سعی کنی برای ادامه ی راه، ‌

عاقبت نگاه بسندگی، حسرت در هنگام مرگ و قیامت است

بله این رو باید ملاحظه داشته باشیم خدایی نکرده درگیر بسندگی نشیم در راه بندگی خدا درگیر بسندگی نشیم در راه خدا باید پیش رفت در راه خدا باید برنامه ها رو پیش برد باید مترصد برنامه های جلو تر خداوند بود باید مترصد ارتفاع گرفتن بود نباید ایستایی رفتار کرد نباید ایستاد نباید در نقطه ای ساکن شد والا به حسرت کشیده میشه انسانی که اینطور باشه به حسرت کشیده میشه یکی از حسرتهای انسانها همین دچار شدن اونها به بسندگی هست در دنیا فکر میکنه خوب هست اوضاعش خوبه داره یه کارهایی انجام میده خدا رو شکر بس هم هست به تقوائیاتم که در یه حدی می پردازم به شرعیاتم می پردازم به معارف قرآن هم که تا حدی می پردازم خدا رو شکر این مفهومش هست بسندگی، این بسندگی در لحظه ی مرگ در بعد از مرگ در قیامت تبدیل میشه به حسرت، به طرف مطرح میکنی که بیا بیشتر به قرآن بپردازیم با نگاهش گاهی برخی ها که با کلام شون برخی ها هم روشون نمیشه با کلام شون با نگاه شون برخی ها هم روشون میشه نگاه شون میگند محجوب به حیا هستند در عمل به آدم این رو می فهمانند که ای بابا شما هم دلتون خوش هست، نفس تون از جای گرم درمیاد خب شما نفست از جای گرم درنمیاد داری به چی می پردازی؟ به دنیای بیشتر و جالبش اینجاست اون زمانی که از معارف حذف میکنی و به دنیای بیشتر میپردازی به دنیای بیشتر نمیرسی، بله خداوند انشاءالله توفیق بده که ما اهل بندگی باشیم نه اهل بسندگی .‌

مطالب مرتبط
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به بالقرآن است