عرضه روایات به قرآن و فهم قرآن بوسیله روایات


عرضه روایات به قرآن و فهم قرآن بوسیله روایات

جمعه 5 جمادی‌الاول1438 دفتر نواب‌

عرضه روایات به قرآن ذیل بحث «يُحَرِّفُونَ‏ الْكَلِمَ‏ عَنْ مَواضِعِه»: روایات نسبت به قرآن در چه موضعی قرار دارند

بله در بحث عرضه احادیث به قرآن و تبیین قرآن به وسیله‌ی احادیث، یعنی ذیل بحث تعامل احادیث و قرآن یکی از موضوعاتی که می تونه مورد بحث قرار بگیره بحث ذیل يُحَرِّفُونَ‏ الْكَلِمَ‏ عَنْ مَواضِعِه‏ هستش، با توجه به این بحث هر کلامی موضعی داره پس اولین مقصد این جمله مقصد کلام خداوندیست در قرآن، کلامی خداوندی در قرآن موضع داره هر کلامی موضع خودش رو داره یعنی به یه عبارتی مسامحتاً جایگاه داره جایگاه خودش رو داره پس کلام باید جایگاه داشته باشه، این در مرحله دوم نسبت به مفسرین کلام خدا، اهل بیت علیهم السلام ساری هست، یعنی اینکه کلام اهل بیت علیهم السلام هم باید موضع داشته باشه جایگاه داشته باشه پس روایات نباید از موضع شون خارج باشند نسبت به کلام خدا باید موضع داشته باشند جایگاه داشته باشند، یک مطلبی که در عرضه ی روایات به قرآن باید دنبال بشه جایگاه روایات نسبت به مواضع کلام خداست، به صورت عامیانه ما مطرح میکنیم آقا موضع ات رو نسبت به فلان موضوع معلوم کن، روایات هر کدام موضعی معلوم کردند این موضع این مواضع در روایات، نبایستی اختلاف داشته باشه با مواضع کلام خدا در قرآن، این انطباق باید اینجا وجود داشته باشه این فارق از بحث محتواییست، پس یک انطباق در روایات و آیات قرآن، یک عرضه به آیات قرآن ذیل بحث يُحَرِّفُونَ‏ الْكَلِمَ‏ عَنْ مَواضِعِه‏ هستش، ذیل بحث مواضع کلام هاست. ‌

عرضه احادیث به قران باید از منظر و جایگاه قرآن انجام شود

بله در بحث عرضه‌ی احادیث به قرآن جایگاه نگاه کردن احادیث از درون قرآن عرضه‌ی احادیث به قرآن نباید از سمت احادیث انجام بشه از سمت قرآن باید انجام بشه یعنی شما بایستی طرف قرآن بایستی از فضای قرآن به احادیث نگاه کنی اون موقع عرضه انجام میشه به همراه حدیث نبایستی به سوی قرآن حرکت کنی بلکه از قرآن از درون قرآن احادیث رو به سمت قرآن بکشونی و عرضه بکنی به قرآن لذا بایستی تبیین قرآنی داشته باشی در بحث عرضه ی احادیث به قرآن ابتدا تبیین قرآنی برای این کار نیاز هست ‌

در تفسیر قرآن بوسیله روایات باید ابتدا تبیینی از روایات به صورت مستقل انجام شود و بعد قرآن را با آن فهمید

ببینید این کار دو وجه داره یه بار شما میگی عرضه ی احادیث به قرآن یه بار شما میگی که تفسیر قرآن به وسیله ی احادیث به کمک احادیث، اون بخشی که شما میگی عرضه احادیث به قرآن یعنی قرآن اصل هست اونجا فرض بر اینه که قرآن اصل هست پس شما به یک تبیینی قرآنی نیاز داری بعد بر اساس اون تبیین قرآنی احادیث رو قرآن عرضه میکنی پس باید درون قرآن ایستاده باشی عرضه بکنی، اون موقع که شما میگی فهم قرآن به وسیله ی احادیث یه بخشی تبیین حدیثی نیاز داری نیاز داری به احادیث به صورت مستقل سر و کلّه بزنی احادیث رو متوجه بشی و بعد بر اساس اون آیه قرآن رو فهم کنی. پس اول باید خود حدیث رو بتونی بفهمی.‌

لزوم تعیین جایگاه دو مقوله عرضه روایات به قرآن و تفسیر قرآن به وسیله روایات و زیرمجموعه‌های آن‌ها

ما باید بتونیم این دو مسیر رو گام به گامش رو در کنار هم خوب تعریف بکینم یعنی برای تعیین تکلیف یک حدیث کنار قرآن و فهم قرآن به وسیله ی حدیث دقیقاً چه گامهایی باید طی بشه؟ جایگاه هر بحث کجاست مثلا جایگاه بحث رجال کجاست؟ چه کاری داره انجام میده، تو کدام یک از این مسیرهاست ؟ چه کاری داره انجام میده، مقدم بر چه روشی هست، مقدم بر کدام یک از این مراحل هست اون رو باید جاش رو معلوم کنیم، جایگاه فهم خود متن حدیث کجاست؟ و موضوعات مختلف دیگر اینا هر کدام چه جایگاهی دارند تقدم و تأخر شون به چه شکل هست؟ اینا رو باید معلوم کنیم توی یک جدولی گذاشته بشه یک مسیری معلوم بشه که در بحث تعامل حدیث با قرآن این گامهای حرکت هست. با این گامها باید حرکت بشه هر کدوم هم اینقدر اعتبار دارند. در بحث عرضه ی احادیث به قرآن چه چیزهایی، چه موضوعاتی باید مورد توجه قرار بگیره؟ در گام اول یک کلامی به یک کلامی عرضه میشه یک کلامی که عنوانش حدیث هست به یک کلام دیگری که عنوانش قرآن هست عرضه میشه در این عرضه چه چیزی باید مورد توجه قرار بگیره؟ یه بحثش مطرح شد مواضع کلام، مباحث دیگری هم داریم به طور مثال مطرح هست که قرآن به لسان عربیست آیا این هم مهم هست؟ آیا لسان عربی بودن اینها هم بایستی به هم عرضه بشه؟ تطابق در اینجا ارتباط در اینجا مطرح هست؟آیا موضوعاتی مثل صرف، نحو، قواعد لسان، موضوعاتی مثل فصاحت، بلاغت، اینها مطرح هست؟ آیا اینها از نظر لحن کلام بایستی مورد بررسی قرار بگیرند؟ ‌

چهار وجه و نوع ارتباط میان آیات و روایات: قرآن به قرآن، روایات به همدیگر، قرآن به روایات، روایات به قرآن

در بحث بررسی احادیث و تعامل احادیث با قرآن ما چهار بحث داریم، رابطه ی قرآن با حدیث موقعی که احادیث اصل هستند و احادیث دارن قرآن رو تبیین میکنند، رابطه ی احادیث با قرآن موقعی که قرآن اصل هست و از طریق قرآن احادیث تبیین میشن، قرآن با قرآن، حدیث با حدیث، ما یه چهار وجهی داریم در کل این چهار وجه موضوعاتی مطرح هست باید همه دنبال بشن و رابطه ی اونها با هم نسبت کامل کنندگی اونها با هم معلوم باشه، پس ما در بحث قرآن و احادیث چهار عنوان بحث کلی داریم بحث درون قرآنی، بحث درون حدیثی، بحث احادیث با قرآن، بحث قرآن با احادیث، بحث درون قرآنی بسیاری از بحثهای تدبیر در قرآن در اینجا هستند مثل تفسیر آیه ای، آیه به آیه، در بحث درون حدیثی در بحث عرضه ی احادیث به هم مطرح هست بررسی احادیث با هم مطرح هست جمع بندی احادیث در کنار هم مطرح هست انطباق داشتن احادیث نسبت به هم کامل کنندگی احادیث نسبت به هم مطرح هست میشه درخت حدیثی یک موضوع، در بحث عرضه احادیث به قرآن، قرآن محور هست آیاتی از قرآن فرازهایی از قرآن محور هست و احادیث یا بخشی از احادیث به اون آیات عرضه میشن، عرضه میشن از چند جهت از جهت اینکه احادیث واقعاً حدیث درست هستند یانه واقعاً چنین حدیثی صادر شده یا نه از جهت صدور به آیات قرآن عرضه میشن از جهت موضع کلام به آیات قرآن عرضه میشن از جهت مفاهیم به آیات قرآن عرضه میشن، در بحث فهم قرآن به وسیله ی احادیث آیاتی از قرآن فرازهایی از قرآن به وسیله ی احادیث یا به وسیله ی بخشی از احادیث فهم میشن اینجا دیگه بحث اعتبار سنجی آیات قرآن مطرح نیست بحث فهم آیات قرآن مطرح هست، عبارات قرآنیش چیست؟ بحث تبیین آیات قرآن مطرح هست بحث مصداق یابی مطرح هست بحث تأویل مطرح هست و یه سری بحثهای دیگه که خود آیات قرآن جهت میدن که این بحثها رو شما از حدیث بگیرید میشه از آیات قرآن برداشت کرد که این بحثها رو باید از حدیث گرفت، پس ما یک موضوع چهار وجهی داریم اینجا ممکنه بین این چهار وجه روابط زیادی وجود داشته باشه آیا حدیثی مستقیم فقط باید به یک آیه عرضه بشه در بحث عرضه ی احادیث به قرآن مستقیم فقط به یک آیه؟ به چند آیه؟ به یک فراز؟ آیا میشه یک حدیث رو به مبحثی در درون قرآنی عرضه کرد مثلا حدیث رو به تدبیر آیاتی از قرآن عرضه کرد این تدبیر از آیات قرآن وجود داره بحث درون قرآنیست این حدیث به این تدبیر عرضه میشه و اعتبار سنجی میشه، مفهوم سنجی میشه موضع سنجی میشه، احادیث می تونند بحثهای صریح آیات قرآن رو مبنا قرار داده باشند بر اساس اون جلو رفته باشند پس مبنای بحث یک حدیث بایستی با مبناهای واضح و صریح قرآنی انطباق داشته باشه این انطباق باید دنبال بشه، این دامنه گسترده تر هست مفاهیم یک حدیث می تونه با مفاهیم تدبیر در قرآن انطباق داشته باشه شما چند آیه ی قرآن رو تدبیر می کنید مفهوم این حدیث با این تدبیر انطباق داره، اینها باید مورد بحث قرار بگیره، عرضمون این نیست که الان همه ی روش هست و همه ی اینها شناخته شده هست وهمه ی اینها درست هست ولی وقتی شما بحث رو به این چهار وجه دسته بندی کردی و دیدی که روابط درون وجهی ها رو شناختی و به دنبال روابط این وجوه با هم بودی اون موقع بحث رو کامل می بینی جایگاه بحث برات روشن هست.‌

مطالب مرتبط
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به بالقرآن است