ماعون آماده سازی زندگی برای «نحر» و نحر برای بهره بردن کامل از کوثر
در بحث های همنشین نماز بحث« زکاۀ، صدقه، انفاق، ماعون و نَحَر » مطرح هست. در بحث« ماعون » این نکته رو مدنظر داشته باشیم که« ماعون » در یک قدمی بحث« نَحَر » هست و مقدمه رو برای ماجرای نَحَر آماده میکنه. نَحَر برای بهره بردن نهایی، برای بهره بردن کامل از کوثر هست. ماعون یک قدم مانده به نَحَر هست. ماعون زندگی رو آماده کرده و پایه و اساسی ریخته، وجهی برای زندگی درست کرده که آماده ی نَحَر باشه و از مسیر نَحَر از کوثر بهره ایجاد بشه. این ماجرا در کربلا هم وجود داره؛« ماعون یک مانده تا نَحَر ».
ماجرای ماعون اباالفضل ع یک قدم مانده تا ماجرای نحر و قربانی امام حسین ع
ماجرای« ماعون »؛« حضرت اباالفضل علیه السلام » هستند، یک مانده تا« نَحَر »؛« قربانی امام حسین صلوات الله علیه». این صحنه در کربلا هم ایجاد شد.« ماعون » داره زمینه رو آماده میکنه برای ماجرای « نَحَر ». ماعون مقدمه ی ماجرای نَحَر هست. بله ماجرای « ماعون » باطن داره.
دشمنان در عاشورا فقط مانع ظاهر ماجرای ماعون بودند
در بحث مربوط به کربلا دشمنان سعی کردند جلوی ماعون رو بگیرند ولی از آنجا که این دشمنان ظاهرگرا بودند در ظاهر به گمان خودشون موفق شدند ولی اینطور نبود که موفق بشوند. چرا؟ چون ماعون باطن داره، ماعون اصلا بخاطر باطن هست، رفتار ماعون، فعل سرزده از ماعون باطن داره. آب در دست ماعون باطن داره. اونها شاید در ظاهر جلوی این ظاهر رو گرفتند( چون ویژگی اون دشمنان ظاهرگرایی بود ) این آب باطن داره و یک عالم رو سیراب کرده است و به یک عالمی قوام زندگی داده است. شاید اونها موفق شدند که به مشک های حضرت ابالفضل علیه السلام تیر بزنند و مشک ها رو پاره کنند و آب ها در ظاهر بر زمین ریخته بشه ولی اون آب باطن داره و یک عالمی رو سیراب کرده است. این مطلب در ویژگی ماعون و در ویژگی« مَعَنَ » نهفته است ولی صفت اون دشمنان فقط ظاهر بینی هست« الَّذِينَ هُمْ يُرَاءُونَ(6الماعون ) » فقط ظاهر بینی هست، اونها در صحنه ی عاشورا فقط ظاهر رو می دیدند غافل از اینکه این صحنه باطنی بسیار بزرگ داره. اونها در صحنه ی عاشورا کسی رو می دیدند که میتازه بره در کنار فرات و آب برداره و بیاره و سعی کردند جلوی او رو بگیرند و به گمان خودشون موفق شدند غافل از اینکه این کسی که میره« ماعون » هست، اصل ماجرای« ماعون » باطن هست.، آنچیزی که در ظاهر دیده میشه نیست، اباالفضلی که بر اسب به سوی فرات میتازه این فردی که فقط با چشم ظاهری دیده میشه نیست.
هر کجا بحث ماعون مطرح است به دنبال باطن ماجرا باشیم
وقتی در صحنه ای متوجه شدیم ماعون هست باید حواسمون باشه که فقط چشم ظاهری نباشه، فقط نگاه ظاهری نباشه. اگر ماعون در این صحنه هست پس باطنی هست پس چیزی بجز ظاهر مهم هست، اصلا ماجرا، ماجرایی ظاهری نیست و یک ماجرای دیگری داره در قالب این ظاهر دنبال میشه.
در زندگی آشنا با ماعون و درخواست کننده آن باشیم
ما نه تنها نباید مانع ماعون باشیم بلکه باید به دنبال ماعون بلکه باید درخواست کننده ی ماعون باشیم. در صحنه های مختلف زندگی درخواست کنیم که با ماعون آشنا بشیم. ماعون هست، ما با ماعون آشنا بشیم، بتونیم به ماعون نزدیک بشیم و از ماعون بهره ببریم.