گفتگوی تمدنها در مسیر تشکیل تمدن یکپارچه خدایی جایگاه دارد
در بحث گفتگوی تمدنها ما گفتگوی تمدن رو نباید به معنی همزیستی تمدن برداشت کنیم اینجوری نیست که همه ی تمدنها قراره همزیستی کنند با هم و در کنار هم زندگی کنند قراره یک تمدن یکپارچه ی خدایی ساخته بشه، گفتگوی تمدن در این مسیر مفهوم داره، بله قرآنی هم هست مثل موسی علیه السلام رفت با قول لیِّن هم با فرعون صحبت بکنه این معنا داره یجایی ممکنه تَقابُل تمدن معنا داشته باشه یه جا هم جنگ ممکنه معنا داشته باشه، صلح اینجا معنا داره صلح در جهت ساختن تمدن یکپارچه ی خدایی نه صلح در جهت اینکه همزیستی تمدنها، ما صلح کنیم هر کی هر جور دوست داره باشه، این دو تا فکرهست الان نمیخوایم بگیم صد در صد اون درسته یا صد در صد این درسته
برای تعامل با دیگران باید شاخصهای قرآنی را ملاک کار قرار داد
چون الان نمی خوایم وارد بحثش بشیم این دو تا فکر هست آدم باید جاش رو معلوم کنه من کجا وایستادم دارم فکر میکنم، جام اینور هست یا اونور هست بعد شاخص های اصلی مهم هستند قرآن شاخص های اصلی رو مطرح میکنه یعنی اینطور نیست که شما من درآوردی بگی که من این قشر از آدم ها رو قبول ندارم شاخص های اصلی برای این گفتگو ها برای این تَقابل ها معلوم هست تو قرآن معلوم هست اونها رو باید پیدا کنی اونها مهم هستند، ببینید این حتی در روابط بین دو نفر در کنار هم هست شما مثلا به راحتی ممکنه بر اساس یک شاخص سطحی در مورد یه آدمی قضاوت منفی بکنی و باهش تقابل هم بکنی، خب شما داری خطا میری، دو جهت داری خطا میری یک تشخیصت اشتباه بوده شاخصی که داری برای عرض یابی این آدم غلط هست و دوم اصلا روشی که اتخاذ کردی برای برخورد با این آدم اون هم غلط هست اونجا هم معیار صحیحی نداشتی برای انتخاب روش ات که با چه روشی با این آدم برخورد بکنی این تو ملتها هم وجود داره توی تمدنها هم وجود داره ما برای عرض یابی تمدنها عرض یابی ملتها با چه شاخصهایی داریم اونها رو عرض یابی می کنیم؟ و بعد از اینکه عرض یابی صحیحی انجام دادیم حالا چجوری می خوایم برخورد کنیم؟ برخورد قرآنیش چی هست؟ این بحث میطلبه، یه بحث خوب هم باید در موردش انجام بشه، و ما جامعه مون و خودمون هم از این موضوع تقریبا برامون روشن نیست، تقریبا من درآوردی بخش هاییش رو حرف میزنیم، سلیقه ای، یعنی نه تو شاخص های عرض یابی ملتها دقیق هستیم نه توی شاخص های مواجه شدن و برخورد کردن با ملتها دقیق هستیم لذا یه جمله ی کلی داریم یه بخشی مون اونوری هستند میگیم بریم جنگ کنیم دعوا کنیم با همه یه بخشی مون اینوری هستند میگند چی کار داریم با همه صلح کنیم خوب این چه کاریه با همه دعوا کنیم بریم صلح کنیم، اصلا با همه خوب باشیم اونها کار خودشون ما کار خودمون، یا از اونور می افتیم کلا یا از اینور می افتیم کلا، قرآنی باید برخورد کنیم. این رو باید بیشتر بشناسیم .