بررسی ریشه «ع‌ج‌ز» در آیات قرآنی: معجزه یعنی خدایی خدا و عاجز بودن دیگران در قبال آن


بررسی ریشه «ع‌ج‌ز» در آیات قرآنی: معجزه یعنی خدایی خدا و عاجز بودن دیگران در قبال آن

یکشنبه -20 ذی الحجه 1436 – حکیم- جلسات قرآن‌

امکان تفکیک موضوعات و فضاهایی که دیگران نمی‌توانند معجزه بیاورند

بسم الله الرحمن الرحیم ؛ ادامه ی بحث آیات معجزه؛ در آیه 134 سوره انعام مطرح میشه که« إِنَّ مَا تُوعَدُونَ لاَتٍ وَ مَا أَنتُم بِمُعْجِزِينَ(الانعام 134)» آنچیز که وعده داده شده اید قطعا خواهد آمد و شما نمیتونید اون رو به عجز در بیارید. هم آنچیزی که خواهد آمد و خدا رو( اون کسی که خواهد آورد ). شما نه آنچیزی که وعده داده شده است و نه آورنده ی آنچیزی که وعده شده رو نمیتونید به عجر در بیارید یعنی در فضای« مَا تُوعَدُونَ » شما نمیتونید معجزه کنید نمیتونید کاری انجام بدید که دیگران رو به عجز در بیاره. یک نکته این هست که در فضای آیات مربوط به معجزه میشه یک موضوعی رو تفکیک و دسته بندی کرد و اون این هست که« فضا هایی که دیگران نمیتوانند معجزه ای بیاورند». کسی نمیتواند معجزه ای بیاورد مثلا در مورد جنیان در آیه 12 سوره جن مطرح شد که اونها در ارض و در سماء به استناد به اینکه اونها نمیتونن فرار بکنند و با استناد به آیات قبل پس« جنیان در ارض و سماء نمیتونند معجزه بیاورند » در قبال خدا و خدایی خدا، جبهه ی حق، نمیتونند کاری بکنند که اونها رو به عجز در بیاورند لذا نمیتونن معجزه بیارن. اینجا خطاب آیه 134 سوره انعام« يا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَ الْإِنْس‏ » هست ای گروه جن و انس در فضای« مَا تُوعَدُونَ » که قطعا خواهد آمد شما نمیتونید معجزه بیارید. آیات ابتدایی سوره توبه فضایی از معجزین در قبال الله رو مطرح میکنه، کسانی که گمان میکنند میتونن در قبال الله اعجاز داشته باشند. خب اعجاز در چه زمینه‌ای؟ یکی از موضوعاتی که در آیات اعجاز خوب هست که دنبال بشه این هست که« اعجاز در چه زمینه ای؟ » ببینید از آیه 134 سوره انعام میشد برداشت کرد که یک کسانی هستند که نسبت به زمینه ی« مَا تُوعَدُونَ » به دنبال اعجاز کردن هستند، دنبال این هستند که کاری بکنند که نسبت به اون فضا معجزه باشه و بر اساس اون بتونن در اون ماجرا اختلال ایجاد کنند. ‌

معجزه، به عجز درآوردن دیگران و مصونیت از عاجز شدن

در آیات ابتدایی سوره توبه هم دو بار بحث افرادی مطرح هست که در قبال موضوعات خدایی به دنبال معجزه هستند. در اینجا دو فضا وجود داره، دو موضوع خدایی مطرح هست و افراد یا دسته های افرادی هستند که در قبال این دو موضوع به دنبال معجزه کردن هستند، یعنی به دنبال به عجز در آوردن اون موضوعات خدایی هستند و خداوند در این آیات مطرح میکنن که شما نمیتونید چنین کاری بکنید. چرا نمیتونید چنین کاری بکنید؟ چون اون موضوع خودش معجزه هست. شما موضوعی که معجزه نباشه رو شاید بتونی کاری بکنی که اون رو به عجز در بیاری. یک موضوع باید خودش اینقدر بالا باشه که دیگران رو به عجز در آورده باشه که کسی نتونه او رو به عجز در بیاره. بعنوان مثال دو فرد در قبال همدیگر اگر گفته بشه که فرد الف هیچ وقت نمیتونه فرد ب رو به عجز در بیاره یک جهت این گفته حاکی از این هست که فرد ب فرد الف رو به عجز در آورده چونکه در یک فضایی فرد الف به عجز در آمده است.‌

خداوند مشرکین را به عجز درخواهد آورد

در آیات 1 و 2 مطرح هست که« بَرَاءَةٌ مِّنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ إِلىَ الَّذِينَ عَاهَدتمُّ مِّنَ الْمُشْرِكِينَ(1 التوبه )» یک گروهی از مشرکین هستند که از اونها عهد گرفتیم، خدا و رسول از اونها بریء هستند.« فَسِيحُواْ فىِ الْأَرْضِ أَرْبَعَةَ أَشهْرٍ وَ اعْلَمُواْ أَنَّكمُ‏ غَيرْ مُعْجِزِى اللَّهِ وَ أَنَّ اللَّهَ مخُزِى الْكَافِرِينَ(2) در زمین چهار ماه سیاحت کنید و بدانید که شما نمیتونید خدا رو به عجز در بیارید، خدا کافرین رو پست و خوار میکند، خدا کافرین رو کوچک خواهد کرد». در داستان آیه 1 و2 تا قبل از«اعْلَمُواْ أَنَّكمُ‏ غَيرْ مُعْجِزِى اللَّهِ » باید یک رفتاری، یک ماجرایی از خدا و رسول مطرح باشه که این ماجرا به سمت خوار کردن کافرین هست و مشرکین نمیتونن از این ماجرا فرار کنند، نمیتونن رفتاری نشون بدن که از این فضا فرار کنند، مثل بیچارگانی میشن که در این فضا گرفتار میشن و هیچ راه فراری ندارند. لذا خداوند میفرماید که« اعْلَمُواْ أَنَّكمُ‏ غَيرْ مُعْجِزِى اللَّهِ » شما نمیتونید جلو این ماجرا رو بگیرید. در آیه یک و دو خداوند و رسولش از برخی مشرکین برائت میطلبند و میگن که ما از اونها بریء هستیم. چهار ماه در زمین گردش داشته باشید و بدانید که شما کسانی هستید که نمیتوانید خداوند رو به عجز در بیارید یعنی خداوند شما رو به عجز در خواهد آورد. این مسیری که الان آغاز شده برائت از مشرکین یعنی شما هست و این چهار ماه که در پیش دارید مسیری هست که شما پیش میروید و به عجز در خواهید آمد، خدا شما رو به سمت بیچارگی و خواری خواهد برد پس مسیر« مسیر خوار شدن اونها و عجز اونها » هست. اونها میخوان که با ابزاری و موضوعاتی این فضا رو بشکنند، این فضا رو خراب کنند و نگذارند که انجام بشه اما نمیتونند حتی اگر تمام قوا شون رو هم بکار بگیرند نمیتونن جلوی این موضوع رو بگیرند. در این مسیر شما معجزات خدایی میبینید، اینکه خدا اونها رو به عجز در خواهد آورد. در آیه سوم داریم« وَ أَذَانٌ مِّنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ إِلىَ النَّاسِ يَوْمَ الحْجّ‏ الْأَكْبرَ » یک اجازه ای از سوی خدا و رسول او به مردم در یوم« حج اکبر » هست و این هست که« أَنَّ اللَّهَ بَرِى‏ءٌ مِّنَ الْمُشْرِكِينَ وَ رَسُولُهُ » که خدا و رسول او از مشرکین بریء هستند. این قسمت یک خبر هست که خداوند و رسول او از مشرکین بریء هستند( در آیه قبل هم مطرح شده بود ). خب مردم باید چه کار کنند؟« فَإِن تُبْتُمْ فَهُوَ خَيرْ لَّكُمْ » اگر بیایند در فضای« توبه » این برای اونها« خیر» هست. « تُبْتُمْ » در چه مسیری هست؟« إذن خداست ». برای چه موضوعی؟« برای برائت از مشرکین ». إذن خدا برای اینکه در یوم الحج الاکبر مردم توبه کنند. در فضای« برائت از مشرکین » فضایی که خداوند میفرماید که هم خدا و هم رسول او در فضای برائت از مشرکین هستند توبه کنید که این ماجرا برای اونها خَیر هست. اگر اینکار رو نکنند بدانند که اونها هم مثل مشرکین نمیتونن خدا رو به عجز در بیارند حتی اگر همه ی مردم از مشرکین برائت نجویند و توبه نکنند بدانند که اونها نمیتونن خدا رو به عجز در بیارن و خدا اونها رو به عجز در خواهد آورد «وَ إِن تَوَلَّيْتُمْ فَاعْلَمُواْ أَنَّكُمْ غَيرْ مُعْجِزِى اللَّهِ وَ بَشِّرِ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ(3) » خدا اونها رو به عجز در خواهد آورد و اونها گرفتار عذاب الیمی خواهند شد. یعنی به همه ی مردم در یوم الحج الاکبر اجازه داده میشه که توبه کنند و برگردند و از مشرکین فاصله بگیرند. اگر اینکار رو نکنند بدانند که اگر همه ی مردم در فضایی باشند و همه با مشرکین متحد بشوند نمیتونن در مسیر خدایی خدا اختلالی ایجاد کنند و منتظر باشند که معجزات خدا اونها رو در بر بگیره و به عجز و ناتوانی در بیایند.‌

ببینید تا اینجا یک برداشتی که از بحث های آیات مربوط به عجز مطرح هست این هست که خداوند در موضوعات مختلفی از موضوعات خدایی موضوعی رو مطرح میکنه و این رو به دیگران گوش زد میکنه که« شما در قبال این موضوع خدایی عاجز هستید » یعنی اون موضوع شما رو به عجز در آورده است. و اینکه این افراد حتی اگر با همه ی قواشون هم جمع بشن نمیتونن اون موضوعات خدایی رو به عجز در بیارن و در قبال اون موضوعات خدایی معجزه داشته باشند.‌

در آیه 53 سوره یونس خداوند میفرماید که« وَ يَسْتَنبِونَكَ أَ حَقٌّ هُوَ » آیا او حق هست؟ در اینجا با توجه به آیات قبلی از ظاهر آیات برمیآد که این« هُوَ » به« وعده » برمیگردد. آیا وعده ی خداوند که صحبتش هست حق هست؟ در آیه 48 خداوند میفرماید که« وَ يَقُولُونَ مَتىَ‏ هَذَا الْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ( 48یونس) » در پاسخ به این گفته خداوند میفرماید که« قُلْ إِى وَ رَبىّ‏ إِنَّهُ لَحَقٌّ وَ مَا أَنتُم بِمُعْجِزِينَ(53 یونس)» به اونها بگو که بله اینجوری هست، واقعا اون حق هست و شما نمیتونید اون رو به عجز در بیارید، شما هیچ گونه معجزه ای در قبال وعده نمیتوانید داشته باشد. پس در اینجا هم بحث معجزه و وعده های خداوند مطرح هست. ‌

همه در قبال سد کردن مسیر سبیل الله عاجزند پس مصونیت قرآن از تحریف و بقای اهل بیت ع در طول تاریخ معجزه است

در آیه 20 سوره هود هم مطرح هست که یک گروهی هستند که میخوان سبیل خدا رو سد کنند و راه های کجی در زمین ایجاد کنند ولیکن اینها نمیتونن اینکار رو انجام بدهند و اینها نسبت به سبیل الله( مسیر الله ) در زمین در عجز هستند. اینکه افرادی سعی کنند که سبیل الله رو سد کنند و یا اینکه در اون کجی بوجود بیارند و در عین حال نتونن اینکار رو انجام بدن، نسبت به اینکه اینکار رو انجام بدن عاجز باشند و هیچ وقت نتونن چنین کاری انجام بدن این نشون دهنده ی این هست که« وجود سبیل الله در زمین معجزه است » و دیگران در قبال اون عاجز هستند. حتما نباید معجزه یک عصا باشه. اینکه کسی نتونه قرآن رو تحریف کنه این معجزه هست. یکی از موضوعاتی که از این برداشت میشه این هست که کسی نمیتونه قرآن رو تحریف کنه پس این معجزه ی خداست که کسی نمیتونه قرآن رو تحریف کنه. کسی نمیتونه یک کاری بکنه که زمین از وجود افراد خدایی، زمین از وجود اولیاء الله خالی بشه. همه ی انسان ها جمع بشن نمیتونن چنین کاری انجام بدن، این معجزه هست. امکان نداره در زمین امام وجود نداشته باشه پس این معجزه هست، این موضوع با معجزه خدا داره جلو میره، این معجزه ی خداست و اگر همه ی انسان ها جمع بشن نمیتونن چنین کاری انجام بدن. یعنی مثلا در مورد اهل بیت علیهم السلام اینکه اهلبیت علیهم السلام از دوران رسول الله صلوات الله علیه و آله بودند و هنوز هستند این معجزه هست، این امتداد مسیر معجز هست و دیگران نسبت به قطع این امتداد مسیر و اینکه نگذارند این مسیر ادامه پیدا کنه به عجز افتاده اند و خداوند میفرماید که شما عاجز هستید، اینکاری که من دارم انجام میدن معجزه هست و همه تون رو به عجز وادار میکنم. گاهی نگاه ما به معجزه یک عملیات انتحاری خاص هست، اینطور که گاهی خداوند یا یکی از اولیاء خدا یک عملیات ویژه یا یک کاری ویژه در مقطع خاص انجام بدن. بله اینها هم میتونه معجزه باشه ولی بعضی معجزه ها در طول تاریخ پهن هستند و امتداد دارند« محافظت از قرآن معجزه هست ». آدم در مسیر تاریخ نگاه کنه که چه مسیر هایی سبیل الله هستند، اون مسیر امتداد خواهد داشت و هیچ کسی نمیتونه اون رو سد کنه. چرا؟ چون معجزه خدا بالای سر اون مسیر هست و پیش برنده ی اون مسیر هست. پیشرفت اون مسیر یعنی معجزه خدا.‌

ممکن هست که در طول مسیر در مواقعی موضوعاتی اتفاق بیفته، حوادثی باشه که از اونها هم حکایت به معجزه بشه که اونها از اون معجزه های عملیاتی انتحاری هستند اما کل این مسیر معجزه هست، اینکه بعد از رسول الله صلوات الله علیه و آله امیرالمومنین علیه السلام باشن و تا هزار و چهارصد سال بعد از ایشون امام زمان صلوات الله علیه باشه، دوازده نفر همه از یک نسل. خداوند با دوازده نفر مسیر امامت رو تا الان ادامه بده این معجزه هست. ممکن هست در طول مسیر هم معجزاتی صورت بگیره، اینکه امام جواد علیه السلام در هفت سالگی امام بشن این خودش یک معجز هست، در طول این مسیر اتقاق می افته. اینکه امام زمان صلوات الله علیه در پنج سالگی امام بشن، اینکه امام زمان صلوات الله علیه عمر طولانی داشته باشند اینها هم معجزات در طول مسیر هستند. مهم این هست که فضای کلی فضای اعجاز هست پس شما کلا در این مسیر منتظر معجزه های فراوان و اتفاقات عجیب و غریب باشید. چرا؟ چون این فضای کلی، اصلا کل این مسیر اعجاز هست. بله ببینید مثلا امام حسین صلوات الله علیه رو شهید میکنند که مسیر سبیل الله رو سد کنند اما نمیتونند. چرا ؟ چون کلیت ماجرا معجزه هست. اینکه از دوران رسول الله صلوات الله علیه و آله از امیرالمومنین ماجرای امامت و ولایت و سبیل الله تا امام زمان ع ادامه پیدا کنه و به سمت ظهور بره کل این ماجرا اعجاز هست. جلو بردن و حفاظت از این ماجرا اعجاز هست و با اعجاز جلو میره و بقیه نسبت به این ماجرا عاجز هستند.‌

لذا همه جمع میشن که امام حسین علیه السلام رو شهید کنند با این هدف که مسیر بسته بشه، اما اعجاز هست و باید مسیر جلو بره، لذا شما میبینید در فضای اعجاز امام سجاد علیه السلام زنده می مانند. در صحرای کربلا بچه ی شش ماهه رو میکشند، چرا باید امام سجاد علیه السلام زنده بمانند؟ آیا به این دلیل که مریض بود و وارد جنگ نشد؟ آدم های بسیاری بودند که اون ملعونین بعد از کشتار عصر عاشورا اومدند و غارت کردند و کشتند( کلی آدم بعد از عصر عاشورا موقع غارت از خیمه ها کشتند ) اون آدم های وحشی( لعنة الله علیهم ) که به دنبال کشتن همه بودند چرا امام سجاد رو نکشتند؟ اینکه در اون موقع به صورت مقطعی اعجازی اتفاق افتاد یا نیفتاد، حادثه ای شد، موضوعات عجیب و غریب اتفاق افتاد یا نیفتاد در جای خودش ممکن هست که جای بحث داشته باشه ولی بصورت کلی بدانیم که« اعجاز خداست و نمیتونن این مسیر رو ببندند، نمیتونن سد کنند ». ما با اعجاز خدا مواجه هستیم. ما با معجزه خدا مواجه هستیم. همینکه امام حسن عسکری علیه السلام رو به شهادت میرسانند به زعم اینکه این مسیر دیگه تمام میشه اما بچه ی کوچک پنج ساله ی ایشون که به دنیا آمدن او معجزه گونه بوده، نگه داری ایشون تا پنج سالگی هم معجزه بوده، در پنج سالگی امام میشن. کلیت این مسیر معجزه خداست. ماجرای امام رضا و امام جواد علیهما السلام هم همینطور بوده است. پس آیه 33 سوره هود هم بحث عاجز بودن افراد در قبال وعده ی خداست و اینکه وعده خدا اونها رو به عجز خواهد کشاند و اونها نسبت به وعده ی خدا در عجز هستند.‌

از موضوعات قابل بررسی در بحث اعجاز: اعجاز در قبال چه چیزی؟

در آیه 46 سوره نحل خداوند میفرماید که« أَوْ يَأْخُذَهُمْ فىِ تَقَلُّبِهِمْ فَمَا هُم بِمُعْجِزِينَ(46 النحل )» پس اونها نمیتونن از کسانی باشن که معجزه داشته باشند، نمیتونند در قبال برخی از موضوعات اعجاز داشته باشند، اونها خودشون به عجز در خواهند آمد. اونها نمیتونند معجزه کننده باشند. در قبال چه موضوعاتی؟ در بحث آیات اعجاز خوب هست که عنوان« اعجاز در قبال؟ » رو در بیاریم بخصوص در موضوعات« عجوز » و « مَا هُم بِمُعجِزِین » این رو پیدا کنیم که« در قبال چه چیزهایی؟ » ‌

سه فضای معجزه در آیه 46 سوره نحل: خسف، عذاب، اخذ شدن

حالا در مورد آیه 46 سوره نحل به این سوال بپردازیم که در قبال چه چیز هایی؟ از چند آیه قبل( از آیه 43 ) خداوند میفرماید که:« وَ مَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ إِلَّا رِجَالًا نُّوحِى إِلَيهْمْ فَسْلُواْ أَهْلَ الذِّكْرِ إِن كُنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ(43) بِالْبَيِّنَاتِ وَ الزُّبُرِ » ما یک رجالی رو فرستادیم که به اونها وحی میشد و اونها با بینات و زُبُر آمده بودند. « وَ أَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَينِ‏ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيهْمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ( النحل 44)» ما ذکر رو به سوی تو نازل کردیم برای اینکه چیزی رو که بر مردم نازل شده رو برای اونها تبیین کنی و شاید که اونها تفکر کنند. « أَ فَأَمِنَ الَّذِينَ مَكَرُواْ السَّيِّاتِ أَن يخَسِفَ اللَّهُ بهِمُ الْأَرْضَ أَوْ يَأْتِيَهُمُ الْعَذَابُ مِنْ حَيْثُ لَا يَشْعُرُونَ( النحل 45) » آیا اونهایی که مکر بد میزنند از اینکه خدا برای اونها در زمین« خسف » قرار بده یا اینکه عذابی از جایی که اصلا حواسشون نیست بیاد در امان هستند؟ اونها نسبت به این ماجراها هیچ چاره ای ندارند و گرفتار میشن و به عجز در خواهند آمد. اونها معجزه ای در قبال این ماجراها ندارند. یعنی اونها نمیتونند معجزه ای ایجاد کنند که اونها رو نسبت به خسف، نسبت به« الْعَذَابُ مِنْ حَيْثُ لَا يَشْعُرُونَ » و نسبت به« أَوْ يَأْخُذَهُمْ فىِ تَقَلُّبِهِمْ » در امنیت قرار بده. نمیتونن راهکاری پیداکنند که در این فضا ها در امنیت بمونند. این سه فضا اونها رو به عجز وادار میکنه. پس این سه فضا از معجزات خداست. ببینید در آیه 46 وقتی مطرح هست که« فَمَا هُم بِمُعْجِزِينَ » اونها افرادی هستندکه اصرار بر مقابله دارند. چرا میفرماید« فَمَا هُم بِمُعْجِزِينَ »؟ چون اونها در مقابل معجزه ی خدا اصرار به انکار دارند و اصرار به مقابله دارند و اصرار دارند که معجزات خدا رو به عجز در بیاوردند و مقابله کنند و خداوند میفرماید که اون معجزه اون افراد رو به عجز در خواهد آورد. ولی یک سری افراد هستند که خداوند در آیه 47 میفرماید که در اون سه فضا ممکن هست که همراه اونها باشند ولی ممکن هست که یک حالت دیگری هم پیدا کنند و اون این هست که« أَوْ يَأْخُذَهُمْ عَلىَ‏ تخَوُّفٍ » اینکه اونها برن در حالت ترس و بعد از حالت ترس از حالت مقابله خارج بشن. در اینجا ممکن هست که خدا با این افراد از روی رأفت و رحیمیت برخورد کنه، اینها از افرادی هستند که از حالت مقابله خارج میشن به شرط اینکه خارج بشن.‌

اثبات معجزه بودن بحث ظهور با آیه 57 سوره نور

در آیه 57 سوره نور هم خداوند بحث اینکه کافرین نمیتونن در زمین جزء معجزین باشند رو مطرح میکنه. از آیات قبل وقتی بررسی میکنیم بحث« وعده » در آیه 55 سوره نور مطرح هست« وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ ءَامَنُواْ مِنكمُ‏ وَ عَمِلُواْ الصَّلِحَتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فىِ الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ وَ لَيُمَكِّنَنَّ لهَمْ دِينهَمُ الَّذِى ارْتَضىَ‏ لهَمْ وَ لَيُبَدِّلَنهَّم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا » بحث وعده ی خدا برای مومنین و کسانی که عمل صالح دارند مطرح هست، وعده ای که اونها رو در زمین خلیفه قرار بده و به اونها در دین شون تمکین بده و به اونها بعد از خوف امنیت بده. پس خداوند وعده ای رو پیدا خواهد کرد و با وعده، کاری رو جلو خواهد برد که با مومنین« الَّذِينَ ءَامَنُواْ مِنكمُ‏ وَ عَمِلُواْ الصَّلِحَتِ » به سه ماجرا، به سه فضا دست پیدا کنند« استخلاف در زمین، تمکین در دین مرضی و امنیت بعد از خوف( تبدیل خوف به امنیت )». خداوند در ادامه ی آیه میفرماید که« يَعْبُدُونَنىِ لَا يُشْرِكُونَ بىِ شَيْا »شما در فضای عبادت من باشید. « وَ أَقِيمُواْ الصَّلَوةَ وَ ءَاتُواْ الزَّكَوةَ وَ أَطِيعُواْ الرَّسُولَ » اهل اقامه نماز باشید و ایتاء زکات کنید و از رسول اطاعت« لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ( النور56)» کار شما در دنیا این باشه که این فضا رو دنبال کنید و نگران نباشید چرا که کافرین نمیتونند نسبت به وعده ی خدا معجزه داشته باشند یعنی نمیتونند که وعده ی خدا رو به عجز در بیارن. یعنی مسیر اینکه« الَّذِينَ ءَامَنُواْ مِنكمُ‏ وَ عَمِلُواْ الصَّلِحَتِ » به سه فضای« استخلاف در زمین، تمکین در دین مرضی و امنیت بعد از خوف( تبدیل خوف به امنیت )» برسن به شکلی جلو خواهد رفت که کافرین نسبت به این ماجرا عاجز هستند یعنی ماجرا معجزه گونه پیش خواهد رفت. این ماجرا یکی از اثبات های این هست که ماجرای ظهور با معجزه پیش خواهد رفت.‌

معجزه یعنی خدایی خدا و عاجز بودن دیگران در قبال آن

یک بحث جالب که از آیات عجز و معجزه برداشت میشه این هست که خداوند اصلا به دنبال مطرح کردن اینکه من معجزه میکنم نیست. فضای آیات این هست که شما عاجز هستید، من دارم خدایی میکنم، من دارم رفتار خدایی انجام میدم من موضوعاتی رو با رفتار خدایی جلو میبرم و دیگران عاجز هستند. معجزه رو باید این جوری ببینیم« معجزه یعنی خدایی خدا و دیگران در قبال اون عاجز هستند ». عموما نگاه ما به معجزه این هست که یک کار شاذ و ویژه در یک مقطعی در یک لحظه ای انجام بشه. نه! معجزه یعنی خدایی خدا. حالا این رو باید در آیات پیدا کنیم، فضاهایی که این عجز در قبال اون مطرح هست. خداوند اینها رو به عنوان معجزه مطرح میکنه، اینکه من سبیل الله رو جلو میبرم، شما در قبال اون عاجز هستید این یعنی معجزه ی خدا. اینکه قرآن رو محافظت میکنم، هزار و چهارصد سال میگذره و کسی نمیتونه قرآن رو تحریف کنه این یعنی معجزه ی خدا. شما در قبال اون عاجز هستید.‌

رفتارهای خداوند، ابزار رشد برای مومنین و معجزه برای مخالفان

پس در معجزه یک بحث« معجزه لَه » و« معجزه علیه » مطرح هست. اونهایی که در جبهه ی خدا هستند براشون مطرح نیست، موضوع برای اونها حل شده هست که این رفتار خدایی خدا هست، اینکه خداوند فعلی انجام میده و دیگرانی که مخالف مسیر خدا هستند، کافر هستند، منکر هستند، این رفتار خدا اون افراد رو به عجز وادار میکنه و برای کسانی که در جبهه ی خدایی هستند افتخار هست. آیا اون افراد میتونن این رفتار رو انجام بدن؟ بحث این سوال مطرح نیست و ممکن هست که خداوند به برخی این توفیق رو بده که مجرای برخی از افعال خدایی باشند مثل موسی علیه السلام ولی بحث اینکه آیا هارون علیه السلام کنار موسی علیه السلام میتونه اون رفتار رو انجام بده یا نمیتونه انجام بده مطرح نیست. معجزه ی عصای موسی برای به عجز در آوردن هارون نیست، بلکه برای به عجز در آوردن سَحَره و فرعونیان هست. برای اونها معجزه هست و برای هارون یک رفتار خدایی هست. پس معجزه به نوعی رفتار های خدایی هست و از یک جهت برای کسانی که مقابل ایستاده اند معجزه هست یعنی اونها رو به عجز در میآره و برای کسانی که همراه هستند رشد و رفتارهای خدایی هست. عصای موسی برای همراهان موسی علیه السلام رشد هست به عنوان یک ابزار برای حرکت از ظلمات به سمت نور تلقی میشه. برای دیگران معجزه هست.در آیات قرآن این فضا بیشتر مطرح هست. آیا مفهوما میشه این رو برداشت کرد که برای کسانی هم که همراه موسی علیه السلام هستند هم این موضوع معجزه هست. شاید بشه مفهوما این رو گفت یعنی همراهان موسی علیه السلام هم از آوردن این عاجز هستند، از اعمال این آیه عاجر هستند. این برای خدا خیلی مطرح نیست و خداوند خیلی مطرح نمیکند. چرا؟ چون این برای همراهان موسی علیه السلام خیلی مطرح نیست و به دنبال این نیستند که" آیا من هم میتونم اینکار رو انجام بدم ؟ آیا فرد دیگری هم میتونه اینکار رو انجام بده؟ " اونها دنبال رشد شون هستند و میگن خدا محبت کرده و آیاتی بر ما تلاوت کرده پس ما رشد کنیم، چرا به دنبال این باشیم که ما بریم و یک آیه بیاریم یا اینکه ببینیم آیا فرد دیگری هم میتونه بیاره یا نه؟ ‌

ایمان و همراهی افراد، ثمره معجزه بودن رفتارهای خداوند

در ماجرای تحدی های قرآن، عمدتا کسانی مخاطب تحدی هستند که شک و شبهه دارند، اونهایی که شک و شبهه ندارند در این فضا نیستند که ما هم بریم و یک سوره بیاریم یا اینکه آیا فرد دیگری هم میتونه بیاره یا نه؟ با وجه معجزه بودن رفتار های خدایی، موضوعات خدایی افراد به عجز در میآن و بعد از عجز همراه میشن. در ماجرای آیات ابتدایی سوره جن ببینید، رفتار هایی انجام میشه و گروهی از اجنه به این نتیجه میرسند که چه در زمین و چه در آسمان به عجز در آمده اند. بعد که به عجز در میآن مطرح میکنند که ما هدایت رو شنیدیم و ایمان آوردیم. میبینند که به عجز در اومدند و دیگه نمیتونند کاری بکنند. ‌

در آیه 22 سوره عنکبوت خداوند میفرماید که" شما در زمین و در آسمان معجزه کننده نیستید، نمیتونید کاری انجام بدید که اعجاز باشه « وَ مَا لَكُم مِّن دُونِ اللَّهِ مِن وَلىِ‏ وَ لَا نَصِير » و برای شما در مادون خدا هیچ ولی ونصیری نیست. این بحث معجزه در زمین و در آسمان بحث به عجز در آمدن در زمین و در آسمان نسبت به چه فضایی مطرح هست؟ در آیات قبل میفرماید که« أَ وَ لَمْ يَرَوْاْ كَيْفَ يُبْدِئُ اللَّهُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ إِنَّ ذَالِكَ عَلىَ اللَّهِ يَسِيرٌ( العنکبوت19)» آیا نمیبینید که خدا چگونه خلق رو ابتداء میکنه و سپس برمیگرداندش. این ماجرا برای خدا خیلی ساده هست « قُلْ سِيرُواْ فىِ الْأَرْضِ فَانظُرُواْ كَيْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ » بگو در زمین سیر کنید و ببینید که خداوند چگونه خلق رو ابتداء میکنه. « ثُمَّ اللَّهُ يُنشِئُ النَّشْأَةَ الاَخِرَةَ » بعد از اون خداست که نشئه ی آخرت رو انشاء میکنه« إِنَّ اللَّهَ عَلىَ‏ كُلّ‏ شىَ‏ءٍ قَدِيرٌ( العنکبوت20)» « يُعَذِّبُ مَن يَشَاءُ وَ يَرْحَمُ مَن يَشَاءُ وَ إِلَيْهِ تُقْلَبُونَ(21)» هرکه را که مشیتش باشد عذاب میکنه و هرکه را که مشیتش باشد رحم میکند و به سوی او دگرگون خواهید شد. حالا در فضا باید نگاه کنیم که« وَ مَا أَنتُم بِمُعْجِزِينَ فىِ الْأَرْضِ وَ لَا فىِ السَّمَاءِ » و شما در زمین و در آسمان عاجز کنند نیستید نسبت به« ابتداء خلق »، نسبت به« نعیدُهُ » نسبت به« انشاء نشئه ی آخرت»، شما عاجز کننده نیستید، شما ولی ندارید، شما نصیری ندارید که شما رو در این فضا ولایت کنه یا نصرت کنه. شما و من دون الله نمیتونید رفتاری انجام بدید که اون فضا مانعی بر سر ابداع خلق، إنشاء خلق بحث معاد، بحث نشئه ی آخرت باشه. شما و هر کسی که من دون الله دارید هیچ تاثیری در این مسیر ندارید. در زمین ودر آسمان ها هچ کاری نمیتونید انجام بدید. ‌

مصیبت ناشی از کسب بدی توسط انسانها، معجزه‌ای الهی

در آیه 51 سوره زمر مطرح هست که« وَ مَا هُم بِمُعْجِزِين » این بحث« معجزین » برای کسانی هست که« الَّذِينَ ظَلَمُوا » هستند، افرادی از ظالمین که یک سری مصیبت ها به اونها وارد خواهد شد و اونها در قبال این مصیبتها به عجز در خواهند آمد و هیچ چاره ای ندارند، نمیتونند راهی ببینند و مقابل این مصیبت ها رو بگیرند این هم بخاطر سیئاتی هست که کسب کرده اند. بخاطر بدی آنچیزی که کسب کرده اند هست، بخاطر «سَيِّاتُ مَا كَسَبُواْ » هست که به اونها مصیبت میرسه. « الروم : 41 ظَهَرَ الْفَسادُ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِما كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ » بخاطر آنچیزی که کسب میکنند یک مصیبت هایی به اونها میرسه و نمیتونن جلوی اینرو بگیرند. در ابتدای آیه ی 51 سوره زمر مطرح هست که در گذشته به برخی افراد این موضوع رسیده« فَأَصَابهَمْ سَيِّاتُ مَا كَسَبُوا » و به افرادی در آینده این مصیبت ها خواهد رسید. پس رسیدن مصیبت به ظالمین بخاطر بدی آنچیزی که کسب میکنند، بخاطر بدی اکتسابیّات‌شون معجزه ی خداست و فضای این اصابت مصیبت ها به« الَّذِينَ ظَلَمُوا » بخاطر اکتسابیات بد اونها به شکلی هست که اونها رو به عجز در میآره و اونها نمیتونن جلوی این فضا رو بگیرند و به عجز در خواهند آمد. در سوره شوری آیه ی 30 و 31 مطرح هست که« وَ مَا أَصَبَكُم مِّن مُّصِيبَةٍ فَبِمَا كَسَبَتْ أَيْدِيكمُ‏ وَ يَعْفُواْ عَن كَثِيرٍ(30) وَ مَا أَنتُم بِمُعْجِزِينَ فىِ الْأَرْضِ وَ مَا لَكُم مِّن دُونِ اللَّهِ مِن وَلىِ وَ لَا نَصِيرٍ( الشوری 31)» در اینجا هم مطابق آیات قبل بحث اصابت مصیبت به اون افراد مطرح هست یعنی افراد در قبال مصیبت های از جانب خدا که بخاطر اکتسابیّاتشون به اونها میرسه این مصیبت های خدایی میتونه در فضای رزق باشه که در آیه ی 27 سوره شوری مطرح هست، میتونه در فضای خشکسالی و باران باشه که در آیه 28 سوره شوری مطرح هست. در این فضاها اگر بخاطر آنچیزی که کسب کردند مصیبت به افراد برسه نسبت به این ماجرا در زمین عاجز هستند، نمیتونند کاری انجام بدن« وَ مَا أَنتُم بِمُعْجِزِين » نمیتونن این ماجرا رو به عجز در بیارن، نمیتونن جلوی مصیبت ها رو بگیرند. پس این مصیبتها اون ها رو به عجز در خواهد آورد. با این نگاه از این معجزات در زندگی روزمره ی انسان ها هم اتفاق می افته. بخاطر چیزی که کسب کرده اند مصیبتی به اونها میخوره و عاجز هستند، بخاطر اکتسابیّات شون یکی از نزدیکان شون رو از دست میدن، بخاطر اکتسابیاتشون یک بیماری بر اونها حادث میشه، مصیبت یک بیماری به اونها میخوره، بخاطر اکتسابیّات شون دچار خشک سالی میشن، بخاطر اکتسابیات شون دچار تنگی رزق میشن، اینها نسبت به این موضوعات عاجز هستند و این معجزه ی خداست و باید از این موضوعات درس بگیرند. اینکه ما در روایات مون و در بحث های اخلاق مون توصیه شده ایم به اینکه این موضوعات رو دیدید" درس بگیرید و به خدا پی ببرید و از راهی که میروید بازگردید " خب اینها باید برای این فرد معجزه باشه، معجزه یعنی اینکه شما یک رفتاری از خدا ببینی براساس اوون رفتار به عجز در بیای و بعد به خدایی خدا پی ببری و تن بدی.‌

آیه 32 سوره احقاف هم بحثی از کلام جنیان هست که مطرح میکنند« وَ مَن لَّا يجُبْ دَاعِىَ اللَّهِ فَلَيْسَ بِمُعْجِزٍ فىِ الْأَرْضِ وَ لَيْسَ لَهُ مِن دُونِهِ أَوْلِيَاءُ أُوْلَئكَ فىِ ضَلَالٍ مُّبِينٍ( الاحقاف 32)» اگر کسی این داعی الی الله که بعد از موسی علیه السلام اومده و کتابی آورده که قرآن هست و این گروه از جنیّان که شنیده اند و پذیرفته اند و حالا نسبت به دیگر جنیان مطرح میکنند که بیایید و این رو بپذیرید و اگر کسی این رو نپذیره چیزی دست او در زمین نیست که بتونه به عجز در نیآد. حتما به عجز در میآد. اینکه میفرماید« وَ مَن لَّا يجُبْ دَاعِىَ اللَّهِ فَلَيْسَ بِمُعْجِزٍ فىِ الْأَرْضِ وَ لَيْسَ لَهُ مِن دُونِهِ أَوْلِيَاءُ » به این مفهوم نیست که اگر کسی داعی الله رو اجابت بکنه پس میتونه در زمین معجزه بکنه بلکه موضوع این هست که اگر شما داعی الله رو نپذیرفتی، اجابت نکردی میری در جبهه‌ای قرار میگیری و بدان که در جبهه ی مقابل طرف مقابل خداست و این جوری نیست که شما بتونی داعی الله رو به عجز در بیاری، نمیتونی به عجز در بیاری، موضوع اعلان ضعف هست، طرف شما کسی هست که نمیتونید او رو به عجز در بیارید، او رو اجابت کنید، اگر اجابت نکنید در این خیال این که میتونید او رو به عجز در بیارید نباشید. ببینید در این آیه مطرح هست که اگر شما داعی الله رو اجابت نکیند نمیتونید در زمین به عجز در بیاورید. چه کسی رو؟ داعی الله و الله و جبهه ی مربوط به داعی الله رو. و این به این مفهوم هست که اون افراد که اجابت نمیکنند احتمالا یک انگیزه ای دارند و میگن که اجابت نمیکنیم و میریم و به عجزشون در میآریم، میریم از پا درشون میآریم. این آیه و آیات شبیه به این، بحث شون این هست، در این آیه مطرح هست که شما اجابت نمیکنید اما به این خیال هم نباش که اجابت نمیکنی و میتونی که به عجز در بیاری چرا که نمیتونی به عجز در بیاری. نگاه اون افراد اینطور هست که ما اجابت نمیکنیم و میریم مقابله میکنیم. این موضوع در آیاتی که بحث« وَ مَا أَنتُم بِمُعْجِزِينَ »،« وَ مَا هُم بِمُعْجِزِينَ » و اینها مطرح هست یک حالت تقابل در اون افراد و اینکه میخوان که مقابله کنند، میخوان که به عجز در بیارن رو میرسونه لذا گفته میشه که شما نیتونید به عجز در بیارید چون با موضوعی مواجه هستید که عظمت داره لذا نمیتونید به عجز در بیارید. از این جهت ما این موضوعات خدایی رو میگیم که معجزه هست چون اینها نمیتونن اون رو به عجز در بیارن و خودشون به عجز در میآن.‌

معجزه بودن آیات الهی، موضوع بیان شده در آیات51حج، 5سبا و 38 سبا

و در آیات 51 حج، 5 سبا و 38 سبا بحث رفتاری هست که برخی افراد در قبال آیات خدا دارند. اون رفتار سعی برای مُعاجِز بودن اون افراد هست. یعنی این افراد برای مُعاجِز بودن نسبت به آیات، مُعاجِز بودن در قبال آیات سعی میکنن یعنی آیات رو به عجز در بیارن، نسبت به آیات رفتاری نشون بدن که آیات بشکنند، آیات کوچک بشن، آیات به عجز در بیآن. نسبت به آیات رفتاری نشون بدن، اونها هم یک چیزی بیارن و بگن که این چیزی که ما آوردیم از آیات بالاتر هست، از آیات خدا برتر هست. پس اینجا خداوند اینها رو توبیخ میکنه و میگه که« أُولئِكَ أَصْحابُ الْجَحيمِ( 51 الحج ) »،« أُوْلَئكَ لهَمْ عَذَابٌ مِّن رِّجْزٍ أَلِيمٌ(5 سبأ)، «أُوْلَئكَ فِی العَذَابِ مُحضَرُون(38 سبأ )» اینها عاقبت خوبی ندراند. رفتار در قبال آیات باید پذیرش آیات باشد. برخی افراد آیات رو تکذیب میکنند و برخی افراد بعد از تکذیب آیات سعی میکنند که آیات رو بشکنند و نشون بدن که آیات کوچک یا غلط هستند، سعی میکنند نشون بدن که آیات کوچک و ضعیف هستند و آیات رو به عجز در بیارند. میخوان که با آیات مقابله کنند. چرا به این رفتار کشیده میشن؟ چون این افراد نسبت به آیات احساس عجز میکنند، میخوان این احساس شون رو جبران کنند، میخوان عقده گشایی کنند، آیاتی اومده و دیگران رو به عجز کشونده. این افراد میخوان نشون بدن که ما آیاتی میآریم، ما کاری انجام میدیم، رفتاری انجام میدیم که نشون میده این آیات کوچک هستند یعنی کاری میکنیم که بزرگ تر از این آیات باشه. در دو فضا رفتار میکنند: یک« کوچک کردن آیات، پائین کشیدن آیات، تخریب آیات » و دوم« رفتارهایی رو خودشون انجام بدهند و نشان بدهند که رفتار خودشون بالاتر و بزرگ تر هست». با این دو فضا میخوان آیات رو کوچک کنند و معاجزین در آیات باشند. پس این آیات قرآن نشون میده که آیات خدا برای افرادی معجزه بوده است و اون افراد سعی میکنند که این آیات رو به عجز در بیارن و خداوند از خاتمه ی کار اینها مطرح میکنه که مشخص هست که این افراد توفیقی در اینکار نخواهند داشت و نمیتونند آیات رو به عجز در بیارند. سعی میکنند اما نمیتونند. همّ و غمّ شون این موضوع هست اما نمیتونند. « وَ الَّذينَ يَسْعَوْنَ في‏ آياتِنا مُعاجِزين‏ » سعی مداوم میکنند، مداومت میکنند، سعی شون رو برای اینکه آیات رو به عجز در بیارن ادامه میدن ولی نمیتونند.‌

مطالب مرتبط
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به بالقرآن است