سوره انسان، نمایانگر سبیلی به سوی انسان مذکور شدن


سوره انسان، نمایانگر سبیلی به سوی انسان مذکور شدن

چهار‌شنبه16 صفر 1438 -سفر اربعین 95 ‌

بسم الله الرحمن الرحیم توکلت علی الله‌

سوالی اساسی در سوره انسان: آیا مورد ذکر خدا بوده‌ای؟

خداوند در سوره انسان میفرماید که« بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ هَلْ أَتىَ‏ عَلىَ الْانسَانِ حِينٌ مِّنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُن شَيًْا مَّذْكُورًا(1 الانسان ) » آیا بر انسان دوره هایی از روزگار گذشته است که یک شیء قابل ذکر نباشه. خب این سوال مهمی هست، خداوند یک سوره در قران داره به نام سوره انسان، در سوره انسان یک سوال مطرح میکنه، نه دو تا سوال، و اون این هست که آیا بر انسان دوره هایی، دوره ای از روزگارش گذشته است که یک چیز قابل ذکری نباشه، قابلیت این رو نداشته باشه که از جانب خداوند مورد ذکر و مورد توجه قرار بگیره، انسانها باید این رو بشنوند و جواب بدهند.‌

مورد ذکر خدا بودن نشانه و معیار می‌خواهد

ای انسان! خودت به دوره های گذشته از روزگارت نگاه کن، آیا روزگاری بر تو گذشته که شیء قابل ذکری نباشی، آیا روزگاری بر تو گذشته که مورد ذکر خدا نباشی؟ ما چه جوری باید به این سوال جواب بدیم؟ خدایا! آیا روزگاری بر ما گذشته که مورد ذکر تو نباشیم؟ ذکر خدا نشانه میخواد، ما باید با نشانه ای بفهمیم که مورد ذکر خدا هستیم یا نه؟ معیار میخواد، دلیل میخواد. در وهله ی اول این سوال باید برای ما پررنگ باشه که انسان باید به سمتی حرکت کنه و جوری روزگار بگذرانه که در اون روزگار مورد ذکر خدا باشه.‌

سوال سوره انسان دعوت انسان‌هاست به این موضوع که رفتار خدا با خود را رصد نمایند

یعنی خداوند به او اعتنا کنه، خداوند او رو به حساب بیاره، خیلی جالبه، خداوند در سوره انسان در تنها سوالی که از انسان ها میپرسه انسان رو به این موضوع دعوت میکنه که به رفتار خدا نسبت به خودت توجه کن. فلانی! از من، من، بیرون بیا، من اینکار رو کردم، من اینجوری هستم، من دارای این فضائل هستم، از اینها بیرون بیا، تو هر کسی هستی، خیلی خوبی، خدا با تو چه رفتاری میکنه؟ آیا خدا تحویلت میگیره؟ آیا روزگاری بر تو گذشته که مورد ذکر خدا نباشی؟ یعنی به رفتار خدا توجه کن، خدا با تو چه میکنه؟ من اینجوری هستم، من اینقدر فضائل مثبت دارم، یا مطرح میکنه که من اینقدر کارهای خوب انجام میدم و مسائل مثبت رو دنبال میکنم، عرض میشه که این خیلی خوب هست ولی در دایره ی انسانیت خداوند از انسان یک سوال پرسیده است و اون این هست که:" خدا با تو چه میکنه؟ آیا خدا تو رو مورد ذکر قرار داده یا نه؟ آیا خداوند تو رو ذکر کرده است یا نه؟". انسان باید مترصد این موضوع باشه و این مطلب رو دنبال کنه. مثال عرض میکنیم؛ فلانی میفرماید که من بیست بار سفر حج رفته ام، خب خیلی خوب هست، کار خیلی خوبی کردی، خدا با تو چه کرد؟ در دایره ی انسانیت این موضوع مهم هست؛«خدا با تو چه کار کرده است؟ ». آیا خداوند تو رو مورد ذکر خودش قرار داد؟ این مهم هست. هر موضوعی رو میخواهی دنبال کنی، هر راهی رو میخواهی بری، به هر مقدار از رفتارهای مثبت که میخواهی بپردازی این موضوع باید برای تو مهم باشه که « آیا خداوند در پس این رفتارها من رو مورد ذکر قرار خواهد داد یا نه؟ من رو ذکر خواهد کرد یا نه؟».‌

خلقت انسان و سمع و بصر قرار دادن برای او، به خاطر رفتن او به سمت سبیل خدایی

در سوره انسان در ادامه خداوند میفرماید که« إِنَّا خَلَقْنَا الْانسَانَ مِن نُّطْفَةٍ أَمْشَاجٍ نَّبْتَلِيهِ فَجَعَلْنَاهُ سَمِيعَا بَصِيرًا(2) إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرًا وَ إِمَّا كَفُورًا(3الانسان) » اصلا ای انسان ما تو رو خلق کردیم بعد از این خلق کردن مورد ابتلائات قرار دادیم و برای تو سمع و بصر قرار دادیم. که چه بکنی؟ که زمانی که سبیلی رو به تو نشون میدیم به سراغ اون سبیل بری. برای چی اینجا بحث سبیل مطرح هست؟ سبیل برای چی میخواهی به ما نشون بدی؟ اصلا خدایا! چرا ما رو خلق کردی میخوای به ما سبیل نشون بدی؟‌

رفتن به سوی سبیل برای انسان مذکور شدن

این دو آیه دوم و سوم رو نگاه کنید، موضوع ختم به سبیل هست، سبیل اینجا محور هست، نمیخواد بفرماید که انسان! ما شما رو خلق کردیم. خب خلق کردیم چی شد؟ خلق کردیم، مورد ابتلا قرار دادیم، سمع و بصر برای شما قرار دادیم برای اینکه وقتی سبیلی رو به شما نشون میدیم شما به سراغ اون سبیل برید، به سراغ سبیل برید که چی بشه؟ این بحث ذیل چه چیزی مطرح هست؟« انسان مذکور ». به سبیل هدایت بشید، به سراغ سبیلی برید که انسان مذکور بشید. در راهی گام بردارید که در اون راه انسان مذکور بشید. در مسیری قدم بردارید که نتیجه ی اون مسیر این باشه که انسان قابل ذکر، انسان قابل ذکر خدا باشید. این موضوع باید برای ما مهم باشه، در هر مسیری، برای هر هدفی، برای انجام هر کاری میخواهیم گام برداریم و حرکت کنیم بپرسیم که آیا سبیل من، راه من راهی هست که محصول این راه قابل ذکر بودن خدا باشه، محصول و نتیجه‌ی این راه بشه ذکر خدا، بشه اینکه خداوند من رو ذکر کنه. سبیل اینطوری قیمت داره، روش اینطوری قیمت داره، منش اینطوری قیمت داره. مسیر و منشی که محصولش این نباشه که مورد ذکر خدا قرار بگیریم چه قیمتی داره؟ ولو اینکه در اون سبیل و منش شما به رفتارهای بسیار زیاد بپردازی و در ظاهر هم اون رفتار ها خیلی مثبت باشند. این باید برای ما پررنگ باشه، یک سوال در سوره انسان مطرح هست، ای انسان، به این موضوع توجه داشته باش که دوره های روزگارت وقتی بر تو میگذره شیئ قابل ذکر خدا هستی یا نه؟ از اینجا به بعد بحث شروع میشه؛ پس ذیل این موضوع به سبیل توجه داشته باش، به راهی که در اون قدم برمیداری توجه داشته باش. این سبیلی که در اون قدم برمیداری باید محصولش« انسان مذکور » باشه. شاید از یک نگاه سوره انسان مطرح کردن این موضوع هست؛ دنبال سبیلی باشید که محصول گام برداشتن در اون سبیل« انسان مذکور شدن » باشه .‌

سوره انسان، راهنمای رفتن به «سبیل انسان مذکور شدن»

در آیه دوم و سوم این بحث مطرح هست و بحث ادامه پیدا میکنه تا آخر سوره و در اواخر سوره میفرماید«إِنَّ هَاذِهِ تَذْكِرَةٌ فَمَن شَاءَ اتخََّذَ إِلىَ‏ رَبِّهِ سَبِيلًا(29الانسان) » این ماجرا که برای شما مطرح کردیم برای شما یک تذکره هست، پس کسی میخواد بیاد و یک سبیلی به سمت ربش اتخاذ کنه. این ماجراها عرض شد که تو یک سبیل اتخاذ کنی، ماجرای سوره انسان مطرح شد که یک سبیلی اتخاذ کنی، همه ی این ذکرها، همه ی این تذکره ها گفته شد، بیان شد که تو یک سبیلی اتخاذ کنی، سبیل به چه سمت؟ به سمت انسان مذکور شدن. « سبیل الی رب » که چه اتفاقی برای تو انسان می افته؟ اینکه« انسان مذکور » بشی. «وَ مَا تَشَاءُونَ إِلَّا أَن يَشَاءَ اللَّهُ ...(30الانسان) » انسان نمیتونه این سبیل رو اتخاذ کنه مگر اینکه خدا بخواد.« ...إِنَّ اللَّهَ كاَنَ عَلِيمًا حَكِيمًا(30) يُدْخِلُ مَن يَشَاءُ فىِ رَحْمَتِهِ وَ الظَّالِمِينَ أَعَدَّ لهَُمْ عَذَابًا أَلِيمَا( الانسان31) » خداوند هرکسی رو که بخواد وارد رحمتش میکنه، فرد وارد رحمت خدا میشه و در فضای رحمت خدا میتونه سبیلی رو به سوی رب اتخاذ کنه که محصول اون سبیل انسان مذکور بودن هست. بله این موضوع باید برای ما مهم باشه، اتخاذ سبیلی، اتخاذ منشی، اتخاذ روش و رفتاری که محصول اون انسان مذکور بودن هست. محصول اون این باشه که خداوند در اون راهی که داری حرکت میکنی شما رو ذکر کنه و مورد توجه قرار بده. شما رو تحویل بگیره و به حساب بیاره. بی اعتنایی نکنه، مورد نسیان خدا قرار نگیریم بلکه مورد ذکر خدا قرار بگیریم. بله اتخاذ سبیل خیلی مهم هست. فلانی! سبیلی که اتخاذ کرده ای چی هست؟ منش و شیوه ای که اتخاذ کرده ای چی هست؟ مثلا میخوای بری یک سفر زیارتی، سبیلی که اتخاذ کرده ای چی هست؟ میگی میخوام برم، خب برای چی میخوای بری؟ چه جوری میخوای بری؟ راه و روش تو چی هست؟ منش تو چی هست در این رفتن؟ متوجه باش! باید سبیلی اتخاذ کنی که بتونی به این سوال پاسخ بدی؛« هَلْ أَتىَ‏ عَلىَ الْانسَانِ حِينٌ مِّنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُن شَيًْا مَّذْكُورًا » سبیلی رو اتخاذ کنی که در اون سبیل بتونی پاسخ بدی و بگی نه( جواب این سوال رو منفی جواب بدی ) و بگی نه، با این سبیلی که من اتخاذ کردم و این روشی که من اومدم مورد ذکر قرار گرفتم. انسانها باید در زندگی به دنبال اتخاذ سبیل باشند، اتخاذ سبیلی که بتوانند به سوال آیه اول سوره انسان پاسخ منفی بدهند و بگویند که نه! روزگاری بر ما نگذشته که شیئ قابل ذکری نباشیم بلکه این سبیلی که اتخاذ کردم روزگاری رو بر من گذراند که شیء قابل ذکر شدم، انسان مذکور شدم. إنشاء الله که خداوند توفیق بوده به ما در کل زندگی مون به این موضوع توجه داشته باشیم؛« اتخاذ سبیل الی رب »، اتخاذ سبیلی که گام برداشتن در اون سبیل« انسان مذکور »بودن و مورد ذکر خدا قرار گرفتن باشه و إن شاء الله که خداوند توفیق بده که در سبیل هایی که اتخاذ میکنیم نشانه هایی قرار بگیره که متوجه بشیم که انسان مذکور هستیم یا نه؟ به سمت انسان مذکور بودن حرکت میکنیم یا نه؟ این سوال برای ما مهم باشه و از خدا درخواست کنیم که این نشانه ها رو قرار بده، ما رو متوجه کن، ای خدا، تو قرار هست که ما رو ذکر کنی، ما از کجا بفهمیم که تو ما رو ذکر کردی؟ یک جوری به ما بفهمون، یک جوری ما رو متوجه کن که ما مورد ذکر تو قرار گرفتیم یا نه؟‌

اطمینان بیشتر به «در مسیر سبیل بودن» بوسیله نشانه‌های خدایی

با نشانه های خدا متوجه بشیم که سبیلی که در اون حرکت میکنیم سبیل به سوی« انسان مذکور » شدن هست یا نه؟ البته سبیل رو باید با معیار اتخاذ کرد. خداوند انسان ها رو در فضای رحمت خودش به سمت سبیل هدایت میکنه، به سمت سبیل هدایت شو و در سبیل با نشانه های خدا به مسیر سبیل مطمئن تر شد.‌

مسکین، یتیم و اسیر سه ویژگی «انسان به سمت سبیل الی رب»

از عالی ترین سبیل هایی که خداوند در قرآن مطرح میفرماید فضای بین آیات دوم سوم تا آیات آخر سوره انسان هست. از آیات دوم سوم بحث سبیل آغاز میشه و در آیات آخر بحث سبیل جمع بندی میشه. این فضای بینابین از یک جهت معرفی سبیل انسان مذکور شدن هست، یعنی شما در فضای بینابین این سبیل رو پیدا میکنید، مقصد سبیل مطرح هست، کمّ و چون سبیل مطرح هست، حالت انسان، روش انسان در این سبیل بودن مطرح هست. از عالیترین فضاها آیه 8 هست که میفرماید« وَ يُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلىَ‏ حُبِّهِ مِسْكِينًا وَ يَتِيمًا وَ أَسِيرًا(8الانسان) ». سه حالت بر انسان اتخاذ کننده ی سبیل الی رب باید وجود داشته باشه. مسکین، یتیم و اسیر. در سبیل باید توجه اش به ابرار باشه، مقصد سبیل، حاکمان بر سبیل او باید ابرار باشند و حالت او نسبت به این حاکمان سبیل باید مسکین و یتیم و اسیر باشه. ‌

گام اول نسبت به ابرار که حاکمان سبیل هستند مسکین بودن یعنی زمین‌گیر بودن است

اولا مسکین باشه؛یعنی بسیار ذلیل، فقیر، نیازمند، عاجز و خودش رو غیر قابل حرکت بداند. مسکین یعنی کسی که عاجز هست، فقیر هست و غیر قابل حرکت هست. نمیتونه از خودش حرکتی نشون بده. زمین گیر شده است. یکی از معانی فارسی که برای مسکین میخواهی مطرح بکنی و در این آیه برای شما مفهوم تر باشه" زمین گیر " معنا کنید، سبیل رو نگاه کن، حاکمان سبیل رو ببین، به حاکمان سبیل چشم بدوزه، حالتش حالت مسکین باشه، انسان زمین گیر، انسانی که سبیل رو نگاه میکنه اما نمیتونه. این خیلی جالب هست، سبیل رو نگاه کنیم، حاکم سبیل رو ببینیم، سبیل الی رب رو ببینیم، خداوند هدایت کرده، سبیل الی رب رو نگاه کنیم، حاکم سبیل رو ببینیم، به حاکم سبیل چشم بدوزید و حالت تون حالت مسکین باشه یعنی یک انسان زمین گیر.‌

گام دوم، یتیم بودن و درخواست ولایت است

در قدم بعد حالت یتیم داشته باشیم؛ یتیم نسبت به اون سبیل، ما نسبت به اون سبیل یتیم هستیم و باید حاکم اون سبیل دست بر سر این فرد بگذاره و سرپرستی او رو بپذیره و ولایت او رو بپذیره و او رو در لوای خودش بگیره، او رو در پناه خودش بگیره، او رو زیر عبای خودش بگیره، او رو به گوشه ی چادر خودش وصل کنه؛« أَ لَمْ يَجِدْكَ يَتيماً فَآوى‏ (6الضحی) ».‌

گام سوم، اسیر حاکم سبیل شدن است

و در قدم بعد اسیر بشه؛ حاکم سبیل این انسان رو به خودش ببنده و بکشونه و ببره. بند بند وجود این انسان به حاکم سبیل متصل بشه و حاکم سبیل او رو در سبیل حرکت بده. بله « از مسکین تا اسیر » انسان حرکت کنه. مسکین یعنی انسان زمین گیر عاجز، انسانی که به سبیلی که خداوند هدایتش کرده، نگاه میکنه و چشم به حاکم سبیل داره ولی زمین گیر هست. تا اسیر حرکت کنه، اسیر شد یعنی انسانی که به حاکم سبیل بند شده و حاکم سبیل او رو در سبیل حرکت میده. « مِسْكيناً وَ يَتيماً وَ أَسيراً » نقطه ی آغاز حرکت بر سبیل هست، یعنی انسانی که هنوز بر سبیل حرکت نکرده ولی میخواد که حرکت کنه تا زمانی که بر سبیل داره حرکت میکنه، مسیکن زمین گیر هست و نمیتونه حرکت کنه. یتیم میشه، سرپرست و ولیّ پیدا میکنه، حاکم سبیل سرپرست او میشه. و اسیر میشه، حاکم سبیل او رو بر سبیل میکشانه و حرکت میده. آدم اینطور رابطه داشته باشه.‌

مطالب مرتبط
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به بالقرآن است