هلال ماه، نشانه ورود به شهور خدا


هلال ماه، نشانه ورود به شهور خدا

یکشنبه 28 شعبان المعظم 1437 - حکیم‌

هلال ماه، نشانه ورود به شهور خدایی و نه حاکی از ورود به آن‌ها

اینکه میفرمایند ماه مبارک رمضان شده این یعنی چی؟ وقتی گفته میشه که هلال ماه دیده میشه پس وارد ماه مبارک رمضان شدیم. آیا وارد شدیم؟ بله کل منطقه ای که این نشانه برای اونها گذاشته میشه وارد میشوند. دیدن هلال ماه نشانه است این رو باید دقت کنیم. نشانه ی ورود به ماه مبارک رمضان است نه ورود به ماه مبارک رمضان. ببینید این ماهی که ما در آسمان میبینیم اسمش قمر است اسمش شهر نیست. قمر نشانه ای است که ما بر اساس اون حساب کتاب میکنیم که آیا وارد یک ماه شده ایم یا نشده ایم. دو تا مطلب است قمر تابلو و چراغ ورود و خروج به شهور خدا است. این تفاوت رو اولا قائل باشیم.‌

حرکت ماه، ساعت شماری برای محاسبه زمان ورود و خروج از شهور خدایی

خب وقتی هلال ماه دیده میشه یعنی نشانه گذاشته شد که الان فضا، فضای شهر رمضان است. خب این نشانه گذاشته میشه و این نشانه به مرور قوت پیدا میکنه و زیاد میشه و میشه قرص کامل ماه و دوباره کم میشه یعنی زمان میگذاره. الان شما در شهر رمضان هستید، هستید، هستید ادامه داره تا یک زمانی که دیگه نیستید تمام شد. پس به نوعی از هلال تا قرص قمر تا اتمام قمر یعنی اتمام قرص قمر برای ما نشانه ای است. انگار روز شمار و ساعت شمار زمان ورود به فضای شهر رمضان تا خروج از شهر رمضان است. یک ساعتی است که خداوند در آسمان قرار داده است، یک تابلوی بزرگ که خداوند در آسمان قرار داده که همه ببینند و بر اساس اون تابلو محاسبه کنند و حساب و کتاب دستشون باشه و حواسشون باشه که چه زمانی وارد فضای شهور خدا میشوند و چه زمانی از اون فضا خارج میشوند. بله پس حرکت قمر و جریان داشتن در مدار خودش ساعت شمار حضور در فضای شهر های خداست و بحث شهر های خدا ارتباطی به ماه و خورشید واینها نداره. ‌

ایجاد شهور خدایی مدت‌ها قبل‌تر از خلقت ماه و خورشید، نشانه عدم ارتباط بحث ماه و خورشید با شهور خدایی

خداوند بحث شهور خدا رو و اینکه این دوازده شهر رو ایجاد کرده مربوط به دوره ی ایجاد آسمان ها و زمین میداند پس خیلی قدیم هست پس از اینجا معلوم میشه که به بحث خورشید و قمر و ستارگان ارتباطی نداره. یک اشیاء، یک چیز هایی هستند که خداوند اونها رو در دوران ایجاد آسمان ها و زمین ایجاد کرده است.‌

مفهوم ماه‌های حرام، معنایی بیش‌تر از معنای فقهی رایج دارد

در همونجا میفرمیاد که ما چهارتا از این فضاها رو حرام قرار دادیم یعنی چی؟ چرا خداوند باید بفرماید که از همون موقع از ابتدا چهار تا از این فضاها رو حرام قرار دادیم؟ ما از این یک برداشت فقهی میکنیم و میگیم که خب یعنی اینکه در این شهر های حرام جنگ و خونریزی و یک سری کارها جایز نیست، دیه چند برابر یا دو برابر هست یعنی عمده ی برداشت ها مون فقهی است. خداوند میفرماید از همون ابتدا چهارتا از این ماه ها رو حرام قرار دادم، اون موقع قرار بود چه کسی با چه کسی بجنگه؟ قرار بود چه کسی به چه کسی دیه بده؟ اصلا ضرورت نداشت خداوند این ماه ها رو حرام قرار بده میتونست بگه در این چهار ماه دو برابر دیه بدید و جنگ هم نکنید. همونطور که برای بسیاری از ایام خاص حدود و شرایع خاصی گذاشته شده( مثل حرام بودن روزه در اول ماه شوال عید فطر) یا یک سری ایام دیگری که یک سری شرایع و حدود خاصی بر اونها گذاشته شده است میتوانست برای این چهارماه یکسری حدود خاص قرار داده بشه و ضرورت نداشت که خداوند بفرماید ما این چهار ماه رو از ابتدا حرام قرار دادیم. خب اینجا باید این معنا بهتر شناخته بشه.‌

شهور خدایی، متفاوت از بحث ماه سی روزه ؛ اولی یک فضا است و دومی یک دوره زمانی منطبق بر آن

و در بین ماه ها خداوند مطرح فرموده اند که چهار ماه حرام است و احتمالا بیشترین توصیف رو از ماه مبارک رمضان دارند یعنی مطلب ماه مبارک رمضان رو در قرآن توضیح بیشتری داده است. پس بحث شهر ها به عبارت معنایی« ماه های خدایی » با بحث زمان سی روزه متفاوت است. یعنی دو معنا داره، یک معنا یک فضا است و معنای دوم یک انطباق با دوره های زمانی، با یوم ها، با گذر زمان هست.‌

قمر برای یافتن زمان و حساب

قمر یک تابلو برای نشان دادن شروع اون فضا تا پایان او فضا هست. خداوند می‌فرماید برای این که شما متوجه بشید «عدد السنین و الحساب»، پس دو تا مطلب هست، یکی زمان، شما زمان را هم سر در بیاورید و دوم حساب. ‌

ماه‌های خدا، فضاهایی نورایی که آسمان‌ها و زمین را احاطه می‌نماید و قمر برای فهمییدن اینکه چند بار در معرض این انوار خدایی قرار گرفته‌ایم و چه مقدار بهره برده‌ایم

بله، پس یک نگاه به ماههای خدا نگاه یک فضاست، یک حالت، یک نور، یعنی نورهای مختلف، حالتهای مختلف، فضاهای مختلف که اینها به گذر زمان در دنیا، گذر زمان در دنیا یعنی چرخش ماه و خورشید در مدارهای خودشون، با اینها انطباق دارند و شما با این محدوده‌های گذر زمان می‌تونید پی ببرید الان کدام حالت، فضا، نور در شهور خدا در آسمانها و زمین جاری هست و ازش بهره ببرید و این را حساب بکنید، این را ملاحظه داشته باشید که آیا بهره می‌برید و یا نمی‌برید. شما حساب می‌کنید می‌گید که از موقعی که فهم و شعورم یه مقداری رسیده مثلا بیست سال می‌گذره، سی سال می‌گذره، پس یه عدد سال در میارید، حالا که درآوردی سی سال گذشته یعنی شما سی بار به لحاظ زمانی وارد فضایی شدید که نور رمضان، نور ماه رمضان اونجا بوده، حالا حساب کنید چقدر بهره بردید، سی بار فرصت داشتی که از رمضان، از ماه رمضان بهره ببری، حالا حساب کن که چقدر بهره بردی. پس قمر و خورشید در مدار خودشون حرکت می‌کنند که به ما دو تا چیز برسونند، عدد سنین، نگاه کنی که چقدر زمان گذشته بعد بر اساس این حساب کنی که چقدر بهره بردی از شهرهای خدا. بله شهرهای خدا به نوعی از یک جهت با سنین ارتباط دارند، منطبق هستند، با زمان منطبق هستند، لذا گاهی قیاس بین شهرهای خدا و زمان انجام میشه بخاطر این انطباق هست و مطابق دیگر فضاهای حاکم در آنهاست. ببینید در سوره‌ی قدر می‌فرماید که «لیلۀ القدر خیر من الف شهر» این هم تطابق مقایسه‌ی زمانی هست و هم مقایسه‌ی فضای حاکم، لیلۀ القدر یعنی یک شب، اون یک شب، اون یک زمان، اون زمانی که به اندازه‌ی یک شبه به لحاظ زمان به اندازه‌ی یک شبه، از هزار ماه، یعنی تطبیق زمانی اون شهور هزار شهر با زمان، یعنی از هزار ماه زمانی بهتره، برتره. مطلب دیگر، اون یک شب به لحاظ قدر و منزلت، به لحاظ فضای حاکم از فضای هزار ماه خدایی، هزار تا از این دوازده ماهی که خداوند آفریده، از فضای این هزار ماه بهتره، شما چقدر میتونی از ماه رمضان بهره ببری؟ چقدر از ماه رجب؟ چقدر از ماه شعبان؟ چقدر از ماه محرم؟ چقدر از ماه صفر؟ چقدر از ربیع الاول؟ چقدر از این ماهها می‌تونید بهره ببرید؟ از فضاهایی که خداوند توی این ماهها قرار داده؟ می‌فرماید اون یک شب، فضای اون شب از فضای هزار ماه اینطوری بهتره، بهره‌ای که میتونی بیشتر از بهره‌ای هست که هزار ماه میتونی ببری. آدم مفاتیح را باز کنه و ورق بزنه، یکی از موضوعات میتونه در مفاتیح باشه، شما ورق بزنید و ببینید که قدر و منزلتی که برای ایام مختلف ماهها، ماههای مختلف گذاشته شده و مطرح شده را ببینید چقدر قیمت داره. در سوره‌ی قدر می‌فرماید که اون یک شب منزلتش و فضاش، نورش از هزار ماه، از هزار قدر و منزلت ماهها، از قدر و منزلت هزار ماه بیشتره. یعنی حدود هشتاد تا دوازده ماه. خداوند در آیه‌ی قرآن مطرح می‌کنه که اون اول در زمان خلقت آسمانها و زمین، اون اوایل من این دوازده ماه را خلق کردم، این دوازده ماه را ایجاد کردم و بعد در زمان که جلو میاد، در زمان که پیش میاد در سوره‌ی قدر می‌فرماید که حالا یک شبی را من آفریدم که از هزار تا اونها ماهها بالاتره، از هزار تا شعبان بالاتره، از هزار تا رمضان بالاتره، از هزار تا رجب بالاتره، از هزار تا محرم بالاتره، ازهزار ذی الحجه بالاتره، از هزار تا صفر بالاتره، از هزار تا ذی القعده بالاتره، از هزار تا ربیع الاول بالاتره، از هزار تا جمادی الثانی، جمادی الاول، و هزار تا ربیع الاول بالاتره، و همچنین از هزار تا هر نوع ترکیب این ها بالاتره، از هزار تا هر نوع ترکیب، مثلا هشتاد تا دوازده ماه، که بشه هزار ماه، هشتاد و خورده‌ای دوازده تا ماه که بشه هزار تا ماه. خیلی عجیبه، خداوند در ابتدای خلقت دوازده تا ماه، دوازده شهر خلق می‌کنه در دنیا، بواسطه‌ی خورشید و قمر برای ما تابلو قرار میده بخصوص بواسطه‌ی قمر برای ما تابلو قرار میده که ما متوجه باشیم که کدوم یک از این فضاها حاکم هست و بتونیم از اون فضاها بهره ببریم و بعد یک فضایی قرار میده، یک شب که به لحاظ زمان منطبق با یک شبه، همونجوری که ماهها و شهور خدا، هر شهری منطبق با حدود سی شبانه روز دنیاست، یک فضایی قرار میده که منطبق با یک شب هست و می‌فرماید که اون یک شب، فضای اون یک شب از فضای هزار ماه، هزار شهر بالاتره. ‌

مطالب مرتبط
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به بالقرآن است