وقتی برای ملائکه بحث جعل خلیفه مطرح میشود دو خط را بیان میدارند یکی فساد و خونریزی خلیفه و دیگر نوع رفتار خودشان که تسبیح و تقدیس است
در بحث آدم علیه السلام میشه چند خط مسیر رو دنبال کرد یکی از موضوعاتی که میشه دنبال کرد بحث رفتارهای ملائکه در این داستان هست وقتی مخاطب این مطلب قرار میگیرند که خداوند می خواد در زمین خلیفه ای قرار بده اولین عکس العمل شون بیان یک سری ماجراهاست که از درک شون خارج هست از فهم و علم شون خارج هست یه سری اتفاقات که به ظاهر بسیار منفی هست واقعاً هم منفی هست و از درک و فهم اونها خارج هست أَتَجْعَلُ فِيهَا مَن يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاء خلیفه قرار میدی که این اتفاقات بیافته، بعد مسیری هست که خودشون رو معرفی می کنند وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ ملائکه دارند تسبیح می کنند و تقدیس خدا می کنند
گام بعدی بروز ضعف ملائکه که عدم علم کافی است میباشد که با انباء جبران میگردد و بعد سجده میکند
ولی همین جا نقطه ضعف شون معلوم میشه إِنِّي أَعْلَمُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ خداوند می فرماید که من چیزی میدونم علم به چیزی دارم که شما به اون علم ندارید در ادامه مطرح میشه که این علم علم اسماء هست و علم غیب آسمانها و زمین، در گام بعد ملائکه نسبت به اشراف نداشتن به علم نداشتن به اسماء هولاء اقرار می کنند قَالُواْ سُبْحَانَكَ لاَ عِلْمَ لَنَا إِلاَّ مَا عَلَّمْتَنَا وقتی در معرض اون صحنه قرار میگیرند متوجه میشند که این علم رو ندارند و اقرار می کنند در گام بعد انباء میشند به وسیله ی آدم علیه السلام در گام بعدی سجده می کنند به آدم،
دوبار بحث تسبیح در مورد ملائکه بیان شده یکی قبل از بحث خلیفه و دیگری بعد از مواجهه با هولاء، تسبیح دوم بستری شد برای اقرار به عدم علم
ببینید در مسیر ملائکه در این مسیر رفتارهای ملائکه در داستان آدم دو بار تسبیح مطرح هست یک بار که می فرمایند که نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ ما اصلا داریم تو رو تسبیح می کنیم نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ یه بار دیگه تسبیح مطرح هست با این عنوان سُبْحَانَكَ لاَ عِلْمَ لَنَا دو جا تسبیح مطرح هست یه بار تسبیح قبل از بحث خلیفه قبل از مواجه شدن با هولاء بعد اینکه شما باید به اسماء هولاء آگاهی داشته باشید قبل از این بحث تسبیح مطرح هست یه بار دیگه بعد از بحث وقتی مواجه میشند تسبیحی که بستر اقرار به عدم علم هست اقرار به عدم علم اسماء عدم عالم بودن عدم آگاه بودن از اسماء .