نگاه دین به ماجراها و اثبات موضوعات الهی، اقامه برهان و بینه


نگاه دین به ماجراها و اثبات موضوعات الهی، اقامه برهان و بینه

پنج شنبه 26 شعبان 1437 -حکیم‌

نداشتن ابزار صحیح برای اثبات، از دلایل خودبرتربینی هر فرقه و مذهب

یکی از معضلاتی که در دین بروز کرده، شما وقتی که واکاوی کنی و به عقبه برگردی حس خود برتر بینی هست، موضوعی که انسانها، فرقه‌های مختلف، گروههای مختلف، مذاهب مختلف احساس می‌کنند که برتر از دیگران هستند و نه تنها خودشون برتر هستند بلکه باقی در ضعف جدی هستند و چه بسا در انحراف هستند و این را تحمیل کردن. شاید این را واکاوی کنی یکی از نقطه ضعفها اینجا عدم وجود ابزارهای صحیح و دقیق و روشن، "بیِّن" برای اثبات ماجراست.‌

معجزات و بینات ارائه شده توسط انبیاء ع برای اثبات برتری ایشان نسبت به مردم

ببینید مثلا در یک شاخه‌ی علمی یک استاد فیزیکی از چند نفر دیگری برتره و همه برتری او را می‌پذیرند، چرا؟ چون به راحتی اثبات میشه، "بیِّن" هست، روشنه که فلانی برتر از بقیه هست و بقیه هم می‌پذیرند حتی حاظرند که پای درس او بنشینند و شاگردی کنند، یعنی اینجاها وضوحش بیشتر هست، در موضوعات دینی یک مقدار شاید ضعف اینجاست که وضوحش خیلی زیاد نیست، باید " بیِّنه" ارائه کرد که برتریم، انبیاء(علیهم السلام) هم " بیِّنه" ارائه میکردند، " بیِّنه" ارائه می‌کردند که چی نشون بدند؟ نشون بدند که برترند. خداوند " بیِّنه" ارائه میکنه که نشون بده که برتر هست، نشون بده که «ربِّ اعلی» اوست، خداوند "بیِّنات" نشون میده، "آیات بیِّنات" ارائه میکنه که نشون بده که «ربِّ اعلی» هست، برتره، اگه خدا هم نشون نده نمی‌تونه ادعا کنه که برتره، یعنی یه کسی نمی‌تونه بیاد و ادعا بکنه که من هیچ آیه‌ای نمیارم، هیچ "آیات بیِّنات" نمیارم ولی شما قبول کنید که من برتر هستم. ‌

از دلالیل تعلیم اسماء به آدم ع، اثبات برتری ایشان بر ملائکه

بله در ماجرای آدم(علیه السلام) هم همینطور هست، وقتی که ملائکه اعتراض می‌کنند نسبت به برتری آدم که چرا او باید برتر باشه؟ چرا او باید این سمت را داشته باشه؟ چرا او باید این چنین جایگاهی را داشته باشه خداوند به این اعتراض ملائکه بها میده و براشون کلاس می‌گذاره تا متوجه بشند که آدم برتره. یه مسأله‌ای مطرح می‌کنه که این اسماء من، شما بگید، شما وارد این میدان بشید، یه میدان مطرح می‌کنه و ملائکه در اون میدان شکست می‌خورند، آدم(علیه السلام) را وارد اون میدان می‌کنه و آدم(علیه السلام) سرافراز میشه، میگه که دیدید که آدم برتره، پس یه میدانی مطرح می‌شه، یه صحنه‌‌ای مطرح میشه اونها نقطه ضعفشون را بفهمند نسبت به این آدم، نسبت به این فرد، بفهمند که آدم (علیه السلام) برتره، واقعا برتره و از سر فهم و شعور سر تسلیم فرود بیارند. ‌

لزوم استفاده از بیّنه در صحنه‌ها برای اثبات برتری دین و اهل بیت ع بر دیگران

اینه نگاه خدا، نگاه خدا وقتی که ماجرای اولیه‌ی خلقت را مطرح می‌کنه فهم و شعور براش قیمت داره، صحنه‌هایی که برتری ها روشن و "بیِّن" باشند برای خدا مهمه. ما همین یه رفتار خدا را ملاک قرار بدیم، آقا ما می‌خواهیم نشون بدیم که دین بهتره باید تو صحنه‌ها نشون بدیم که برتره، ما می‌خواهیم نشون بدیم که اهل بیت(علیهم السلام) برترند باید تو صحنه‌ها نشون بدیم، شما میگی که بیا و بپذیر که خلیفه‌ی خدا هستند، به زور بپذیر، نه! روش خدا اینجوری نیست، به ملائکه می‌تونست زور بگه، خداست اونور هم ملائکه، ملائکه هم خدا را قبول دارند، می‌تونست زور بگه، بگه اینی که من میگم قبول کنید، ملائکه من می‌گند باشه چشم. به ملائکه می‌خواد بفهمونه که فلانی خلیقه هست تو صحنه یه کاری میکنه که بفهمند که او برتره و واقعا خلیفه هست. ‌

روش رسول الله ص در تعیین خلیفه خود، آوردن بینه و نشان دادن برتری خلیفه‌اش بر دیگران

حالا این ماجرای خدا، آدم(علیه السلام) و ملائکه را شما این صحنه را بیارید در جامعه‌ی اسلام، الله، بجای الله هم بگذارید رسول الله، بجای ملائکه هم بگذارید امت مومن به رسول الله و مطیع رسول الله، باید خلیفه معلوم کنیم، کی خلیفه باشه؟ خلیفه‌ی رسول الله کیه؟ اینجا صحنه‌هایی وجود داشته که خلیفه‌ی رسول الله در اون صحنه‌ها نسبت به امت رسول الله برتریش معلوم بشه، شما نمی‌تونی بگی که فلانی حتما باشه به زور، فلانی باشه به رأی، خداوند منشش اینطور نبود که به ملائکه بگه که خب رأی گیری کنید و یکیتون بشه خلیفه. فلانی خلیفه، البته به نوع فکر و سوال شما توجه می‌کنیم و نمی‌گیم حتما، رسول الله نمی‌گه حتما فلانی، چرا رسول الله نگفت حتما فلانی؟ محرض، صریح، بارها، هزاران بار، فلان، خیلی صریح بگه. نه، به فکر شما بها داده بشه، فلانی خلیفه هست، رسول الله میگه که من میگم که فلانی خلیفه هست ولی شما باید بفهمید، بیایید تو صحنه و بفهمید که فلانی بالاتره، صحنه‌هاش را هم برپا می‌کنم، فلانی بالاتره. فلانی سزاوار و شایسته‌ی خلافته، امیرالمومنین(علیه السلام) شایسته هست، با رأی گیری انتخاب نکنید، اگه اینجوری بود خداوند می‌گفت که با رأی گیری انتخاب کنید. لزوما پیر مردتون هم نباید بشه، اگه اینطور بود اون ملائکه‌ی با سن و سال باید می‌شدند، آدمی که تازه به لحاظ سن و سال از ملائکه سن و سالش شاید کمتره. ‌

لزوم ارائه برهان در اثبات موضوعات الهی

بله ملاک انتخابات و ملاک سن و سال و ملاک این بحثها نیست، ملاک برتری هست. مد نظر خدا اینه که یک سری ویژگیهایی را باید داشته باشی، یکسری کارهایی را باید بتونه که انجام بده، لذا تو صحنه چه کسی می‌تونه این کار را انجام بده، کسی نمی‌تونه. او می‌تونه، اثبات می‌کنه که او خلیفه هست، یعنی برهان میاره، برهان آوردن یعنی دست بقیه را خالی کردن، یعنی شما برهان را بگذارید کنار "برهنه"، خودتون می‌بینید که تقریب به ذهن میشه مطلب روشن تر میشه، شما برهان بیارید یعنی طرف را برهنه می‌کنید، یعنی طرف مقابلت را برهنه کنی، موضوع را شسته رفته میکنی، دست همه خالی میشه و خود موضوع را هم برهنه می‌کنی، یعنی پوشیده نباشه، برهان آوردن یعنی چیزی پوشیده وجود نداره، رمز و اما و اگر وجود نداره، شما لباسش را می‌کنی، میگی که اینه. ‌

تطبیق ماجرای الله، آدم ع، ملائکه با رسول الله ص، امیرالمومنین ع، امت مسلمان

باید جالب باشه که بتونیم ماجرای رسول الله، امیرالمومنین(علیه السلام) و امت رسول الله را در یک تطبیقی با ماجرای الله، آدم(علیه السلام) و ملائکه دنبال بکنیم، مثلا به عنوان یک کد این تطبیقها داده شده گاهی در روایات، ماجرای غدیر خم ارتباطش با ماجرای سجده‌ی ملائکه بر آدم(علیه السلام) این تطبیقها گاهی، داده شده، منتها این ماجرا را کلا بررسی کنیم که از این نگاه صحنه‌ای که خلیفه باید اونجا معرفی بشه و هم معرفی بشه و هم برتریش روشن بشه. شما برتریش را روشن بکنید، اگر کسی نپذیرفت او در خط شیطانه. ‌

کلا خوبه اگر در یک فرصتی این "بیِّنه"ها، این صحنه‌ها که برتری اهل بیت(علیهم السلام) را نشون میده احصاء بشه، جمع بشه، هم صحنه‌هایی که در صدر اسلام بوده و هم در طول تاریخ بوده و هم الان وجود داره، اینها جمع بشه، صحنه‌هایی که برتری اهل بیت(علیهم السلام) را به نمایش می‌گذاره. یعنی ببینید معجزات "بیِّنات" رفتارهایی که انبیاء و رسل(علیهم السلام) انجام میدند اینها همه در این راستا هست، خداوند برای این مطلب قیمت قائل هست، حتی مومنین را دعوت به این ماجرا می‌کنه، میگه که اینجوری فکر کنید.‌

عباد الرحمن اگر در برابر آیه‌ای به سجده می‌افتند کورکورانه نیست بلکه از سر فهم می‌باشد

در سوره‌ی خداوند می‌فرماد که وقتی در مورد "عباد الرّحمان" در سوره‌ی فرقان صحبت هست خداوند یکی از ویژگیهای "عباد الرحمان" را می‌فرماد که «والذین اذا ذکروا بآیات ربهم لم یخروا علیها صما و عمیانا». وقتی آیات ربشون براشون ذکر میشه کورکورانه تسلیم نمیشند، کورکورانه سر به سجده نمی‌گذارند، یعنی اگر دیدی "عباد الرحمانی" در قبال آیات خدا سر به سجده گذاشته بودن که فهمیده، بدان این با فهم و شعور هست، این خیلی مهمه، اینهاست نگاه دین، قیمت داده به انسانها، در قبال کی؟ داره به "عباد الرحمان" میگه، "عباد الرحمان" اینطوری هستند.‌

بله این یه نگاه عمیق به دین هست، یه نگاه ظاهری نیست، خداوند اینطوره، قیمت داره براش، اینکه در صحنه‌ها برتریها را نشون بده و مخاطبین متوجه ماجرا بشند، فقط با امر و نهی نباشه. ‌

مطالب مرتبط
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به بالقرآن است