جلوههای محبت او برای همراه کردن شیعیان در فضای سلام به سوی ظهور
1394/12/23
جلوههای محبت او برای همراه کردن شیعیان در فضای سلام به سوی ظهور
یکشنبه 3 جمادی الثانی 1437 - ( شب دفن مادر مهربان س)- جلسات عمومی - منزل آقای روزبه
او پنهان در لیلۀالقدر و برای رسیدن به او نیازمند دستی از جانب اوییم
خداوند میفرماید که« تَنزََّلُ الْمَلَئكَةُ وَ الرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبهِِّم مِّن كلُِّ أَمْرٍ(4) سَلَامٌ هِىَ حَتىَ مَطْلَعِ الْفَجْرِ(5)» یک جایی هست« لیلة القدر » او در آنجا پنهان شده، برای درک آنجا دستی از او نیاز هست، دستی از جانب او میآد، کمک کنه، ببره اونجا، ببره پیش او. او با جلوه های مختلف، با شیعیان و فرزندان خودش مواجه میشه. ببینید درآیه ی اول خداوند میفرماید که« إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فىِ لَيْلَةِ الْقَدْرِ(1) ».
فاطمه، روح القدس و ربّ جلوهای از او
« او »؛ « او » چه کسی هست؟ میفرماید صبر کنید، جلوه های او رو خواهید دید، او در لیلة القدر هست، اونجا پوشیده است، جلوه های او رو خواهید دید. « وَ مَا أَدْرَئكَ مَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ(2) » به جلوه ی فاطمیت او در زندگی خودتون نگاه کنید، بارها و بارها فاطمیت رو چشیدید، شما میگی بله او رو شناختم؛« او فاطمه است »، جلوه ای از او« فاطمه » است، او هر کسی که هست یک جلوه از او فاطمه است و او با همین جلوه میتونه به من درکی از لیلة القدر بده، اونجا که از هزار ماه بهتر است و برتر است. « تَنزََّلُ الْمَلَئكَةُ وَ الرُّوحُ »؛ جلوه ای از او« روح القدس »، پیشاپیش لیلة القدر پائین میآد، شما رو تائید میکنه، دمادم لیلة القدر کمک کنه، تایید کنه، دستی برسونه برای اینکه وارد لیلة القدر بشید. دیگه او چه کسی هست؟« بِإِذْنِ رَبهِِّم » او رب این ماجراست. او داره این ماجرا رو مدیریت میکنه« مِّن كلُِّ أَمْرٍ» به همه چیز حواسش هست، همه ی امور رو رصد میکنه، رتق و فقت میکنه.
جلوههای محبت مادر مهربان س به سوی دنیا برای سلام بر بچههای شهر غریب
چرا؟ چرا این ماجرا؟ اونجا کجاست؟ چرا ایشون رفته اونجا؟ چرا این جلوه ها؟ چرا این محبت ها؟ بخاطر دو گام، دو فضا؛ یک – « سلام ». او که از دنیا رفته، میتونست بره. نه! با جلوه هایی میآد، با جلوه ی« فاطمه ی زهرایی »، با جلوه ی« روح القدسی »، تحت لوای« رب »، با رصد همه ی امور، که چی باشه؟ که فضا فضای« سلام » باشه. که بچه های خودشون رو در فضای« سلام » قرار بدهند، بچه ها احساس امنیت بکنند. ببینید بچه وقتی کنار مادرش هست، وقتی حضور مادرش رو حس میکنه، وقتی یک کوچولو دست مادرش رو میگیره، وقتی یک کوچولو گوشه ی چادر مادرش رو به دست میگیره احساس امنیت میکنه. « سَلَامٌ » برای اینکه بچه ها احساس امنیت بکنند، برای اینکه بچه ها احساس کنند که او به این بچه ها توجه داره. یک جهت این ماجرا یعنی همه ی این داستانها برای این هست که« او به این بچه ها یک سلامی بکنه ». یک سلام عملی، شما اینجا میگی« السلام علیک یا فاطمة الزهرا ء » مادر مهربان هم سلام میکنه، جواب سلام میده. میدانید چه جوری؟ در عمل، در زندگی، شما رو مشمول« فاطمه ی زهرایی » میکنه. این یعنی« علیک سلام ». با جلوه ی روح القدسی میآد، میآد نزدیک، میآد در وجود این بچه ها، در سرزمینی که بخش هایی از این سرزمین خشک شده. این یعنی« بچه ها سلام ». کسی که میآد سلام میکنه دیگه، خب ایشون هم میآد و سلام میکنه« سلام ». شما پاسخ میدی، این مادر مهربون هست. اینکه الان در زندگی من اومده مادر مهربون هست. اینکه الان داره در وجودم داره اثر میگذاره مادر مهربان هست. یک سلام عملی به داشته است.
جلوههای محبت مادر مهربان س به سوی دنیا برای حرکت بچههای شهر غریب در همراهی ایشان به سوی ظهور امام ع
خب سلام یک شروع هست. وقتی کسی به کسی سلام میکنه یعنی یک کاری ادامه داره. خب مادر جان! داستان چی هست؟« هِىَ حَتىَ مَطْلَعِ الْفَجْرِ(5) »بچه ها بیایید راه بیفتیم، بیایید راه بیفتیم به سوی« مطلع فجر ». بچه ها! من اومدم کنار شما که با همدیگه در فضای« حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقا » با هم راه بیفتیم به سوی« مطلع فجر » به سوی مولا، به سوی امام زمان، به سوی ظهور مولا، بچه ها! بیایید راه بیفتیم. بله مادری یا به تعبیر دقیق تر« او » که در لیلة القدر پوشیده شده در یک دوره طولانی رفتارهای زیاد« فاطمه ی زهرایی »،« « منصوریت »،« صدیقه ی کبری » بودن،« روح القدس » بودن« مربی گری » کردن،« به همه ی امور رسیدگی کردن » برای اینکه هم بچه ها احساس امنیت کنند و هم به بچه ها بگه که بچه ها! من هستم، من کنار شما هستم، من اومدم کنار شما، بیایید راه بیفتیم، راه بیفتیم به سمت ظهور مولا.
صلواتی بفرستیم أللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.