بسم الله الرحمن الرحیم نکاتی در خصوص ایمان یه بحث در مورد ایمان اینکه وقتی شما به یک فرد یا یک شیء ایمان میاری توجه به سطح ایمان مهم هست خب سطح ایمان از کجا به دست میاد از سطح شیئی یا فردی که مورد ایمان هست هدف ایمان هست یه موقعی یه فردی اومده ادعا می کنه که نبی خداست شما به اون فرد ایمان میارید آیا تمام میشه؟ آیا ایمان به اون فرد تموم شد؟ در مقاطع مختلف شما باید به سطوح مختلفی از اون فرد ایمان بیاری این مسئله مهم هست
در آیه158 اعراف مطرح میشود که « فَآمِنُواْ بِاللّهِ وَرَسُولِهِ النَّبِيِّ الأُمِّيِّ» یعنی به این سطح از رسول که نبی و امیّ میباشد ایمان بیاورید
مثلاً در آیه 158 سوره ی اعراف می فرماید که قُلْ يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنِّي رَسُولُ اللّهِ إِلَيْكُمْ جَمِيعًا الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ يُحْيِي وَيُمِيتُ فَآمِنُواْ بِاللّهِ وَرَسُولِهِ النَّبِيِّ الأُمِّيِّ الَّذِي يُؤْمِنُ بِاللّهِ وَكَلِمَاتِهِ وَاتَّبِعُوهُ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ شما می فرمایید که من به این رسول ایمان آوردم می فرماییم چجوری ایمان آوردی؟ می فرمایید به رسولی ایمان آوردم که الان به سوی ما اومده ادعا کرده که کتابی از جانب خدا داره و فرشته ای به نام جبرئیل بر او نازل میشه و آیاتی رو نازل می کنه، عرض میشه که اون ایمان این ایمان نیست اونجا شما باید به رسول نبی امی، کی هست رسول نبی امی چیه؟ رسول نبی امی چه سطحی از این فرد هست؟ يُؤْمِنُ بِاللّهِ وَكَلِمَاتِهِ رسول نبی امی این هست باید به این فرد ایمان بیارید، آمِنُواْ ایمان بیارید به این فرد این فرد در چه سطحی؟ در سطحی که عنوان او هست رسول نبی امی یعنی چی؟ یعنی يُؤْمِنُ بِاللّهِ وَكَلِمَاتِهِ
وقتی به یک وجه از فردی ایمان داشته باشیم دلیل بر این نیست که به وجوهات دیگر او نیز ایمان داشته باشیم باید به هر یک از آن وجوه معرفت و در ادامه ایمان آورد
یه کم بحث رو بیشتر توضیح بدیم وقتی به یک فردی شما ایمان پیدا می کنید به معنای ساده تر یعنی اعتقاد پیدا می کنید می فرمایید که به فلان آدم یه انسانی یه انسان خوبی دارای صفاتی ویژگی هایی می فرمایید من به تو ایمان دارم ایمان دارم که چی؟ یعنی باورت دارم باورت دارم که چی؟ باورت دارم که چی؟ باورت دارم آدم عالمی هستی تو معلم خوبی هستی هم عالمی هم معلم خوبی هستی ولی شما هنوز ایمان نداری که این فرد ورزشکار خوبی هم هست، به این ویژگی اون رو نمی شناسی نه ایمان داری وقتی معرفت نداری باور هم نداری باور نداری به اون ایمان هم نداری شاید به صورت کلی بفرمایید که خب یه فردی رو من قبول دارم یعنی همه چیزش رو قبول دارم عرض می کنیم این مطلب صحیح هست ولی دقیق نیست شما اگر میخوای دقیق باشی یعنی آن سطوح آن صفاتی از اون فرد که جایگاه داره بر اساس اون ویژگی ها و صفات دارای مراتب میشه و لازم هست به آن ویژگی ها و صفات ایمان بیاری اون رو باید بشناسی و ایمان بیاری گاهی اونها به شکل صفات معرفی میشند گاهی به شکل فعل اون فرد معرفی میشه مجموعه ای از صفات و رفتارها و افعال یک فرد این فرد رو عرض کنیم کی؟ رسول الله صلوات الله علیه
باید به رفتارها و صفات گوناگون رسول الله ص ایمان آورد
مجموعه ای از رفتارها صفات و افعال اون فرد ذیل عنوان نبی بودن اوست شما اگه ایمان داری به اون مجموعه از رفتارها و صفات شما به نبوت ایشون ایمان داری مجموعه ای از صفات ویژگی ها رفتارها افعال رسول الله صلوات الله علیه ذیل عنوان رسالت ایشون هست اگر اونها رو ایمان داشته باشی شما به رسالت ایشون ایمان داری یا اگر به رسالت ایشون ایمان داری یعنی به اون مجموعهای از افعال و صفات و رفتارها ایمان داری و باید داشته باشی مجموعه ای از صفات و رفتارها از رسول الله صلوات الله علیه ذیل عنوان ولایت ایشون هست شما اگر به ولایت ایشون ایمان داری باید اون مجموعه از رفتارها و صفات رو ببینی بفهمی معرفت کنی و ایمان داشته باشی
وقتی در قرآن دعوت میشویم به موضوعی ایمان بیاوریم و آن موضوع دارای اوصاف و یا رفتارهایی است در واقع منظور این است که به آن وجه از موضوع مورد نظر ایمان داشته باشیم
قرآن ما رو دعوت کرده به شناخت این مراحل ایمان شاید بشه گفت شناخت مراتب ایمان در مورد یک فرد در مورد یک موضوع که خداوند ما رو دعوت کرده به اون موضوع رو یک طریق پیدا کردن اون مراتب از همین اوصافی هست که در مراتب مختلف برای اون شیء یا اون فرد مطرح هست بله باید در ایمان فعل کسی که باید به او ایمان آورده بشه صفات کسی که باید به او ایمان آورده بشه مهم هست یه موقعی شما ایمان میاری به کسی که اقامه کننده ی نماز هست پس باید ایمان شما حاکی از معرفت شما به اقامه کنندگی نماز او باشه، شما می فرمایید که به اللهِ اَلرَّحیم ایمان دارم عرض می کنیم که منظورتون چی هست؟ میگی به خدا دیگه خدایی که خالق هست میگیم ببخشید شما گفتید اللهِ اَلرَّحیم، یعنی شما باید به رحیمت خدا ایمان داشته باشی به رحیمت خدا معرفت داشته باشی و ایمان داشته باشی شما می فرمایید من به اللهِ خالق ایمان دارم یعنی شما باید به خالق بودن خدا ایمان داشته باشی شما می فرمایی من به خدای خالق ایمان دارم از شما سوال میشه که خب به خدای خالق ایمان داری یعنی چی؟ یعنی ایمان داری به خدا که چی؟ میگی ایمان دارم اینکه خداوند برخی از انسانها رو انسانهای خوب رو به بهشت میبره و انسانهای بد رو به جهنم میگیم خب این چه ارتباطی با خدای خالق داره چرا گفتی خدای خالق؟ اگه کسی اینطوری حرف بزنه درواقع صحبتش کلامش حکیمانه نیست حکیم باید بگه که من به خدای مثلاً حاسب خدای حاسب ایمان دارم خدای حسیب خدای قسیم ایمان دارم میگیم یعنی چی؟ یعنی خدایی که برخی آدمها رو میبره بهشت برخی آدمها رو میبره جهنم، پس وقتی در قرآن دعوت میشیم به ایمان و موقع مورد ایمان با صفات و اخباری منتسب به خودش منسوب به او معرفی میشند اون اوصاف در ایمان ما باید پیدا باشه ایمان ما باید مرتبط به اون اوصاف باشه مرتبط به آثار اون اوصاف مرتبط به موضوع اون اوصاف مطرح شده باشه مرتبط به اون فعلی باشه که از اون فرد از اون شیء توصیف شده، می فرماید که به عنوان مثال فرض کنید بفرماید که به رسول ایمان بیاورید به رسول خدا ایمان بیاورید کسی که کتاب را به سوی شما نازل کرد شما می فرمایید ما ایمان آوردیم بهش آدم خیلی خوبی هست، در این جمله منظور این نبوده در این جمله منظور این بوده که به کتابی که آورد ایمان بیارید به اینکه او آوردنده ی این کتاب هست برای شما به آوردگی کتاب از جانب او ایمان بیارید به نزول کتاب ایمان بیارید و به اون کتاب ایمان بیارید نه اینکه بفرمایید او فرد خوبی هست ما قبولش داریم ایمان آوردیم، پس توصیفی که اونجا مطرح میشه مد نظر هست در ایمان
یک بحث در رتبه بندی ایمان، اوصاف و رفتارهای آن موضوع مورد ایمان میباشد
از همین بحث میشه مراتب ایمان رو دنبال کرد افرادی که باید ایمان بیارند بر اساس این موضوع می تونه ایمانیات شون رتبه بندی بشه موضوعاتی که مورد ایمان هستند و باید بهشون ایمان آورده بشه بر اساس این موضوع می تونه رتبه بندی بشه، پس وقتی دعوت به ایمان هست باید دید که دعوت به چه سطحی از ایمان هست یکی از راهکارهاش شد اوصاف اون شیء اوصاف اون موضوع مورد ایمان اوصاف فعلی اون اوصافی که به شکل رفتار برای اون موضوع مورد ایمان مطرح هست،
یک ملاک دیگر در رتبه بندی ایمان، اوصاف و ویژگیهای ایمان آورندگان میباشد مثلا در مورد ایمان به غیب که در ابتدای سوره مطرح است، ایمان آورندگان خاصی هستند با ویژگیهای منحصر بفرد
یه جهت رتبه بندی اون ایمان هم هست اوصاف افرادی که ایمان می آورند باید ایمان بیاورند گاهی از این طریق مطرح هست می فرماید که مثلاً به اون موضوع فقط این آدمها ایمان میارند از اوصاف این آدمها شما می فهمید که اون موضوع چه رتبه از ایمان هست مسیر به سوی ایمان آوردن اون موضوع چی هست از این قبیل موضوعات به صراحت یا به روشهای مختلف در قرآن مطرح هست از جمله ایمان به غیب، شما می فرمایی ایمان غیب چه سطحی از ایمان هست؟ میگیم ایمان به غیب ایمانی هست که همه ی انسانها باید به غیب ایمان بیاورند، اینطور نیست انسانها شنیدند غیبی هست برخی شون قبول دارند غیبی هست برخی شون شنیدند قبول ندارند برخی شون قبول دارند و موضوعاتی از این دست، این به غیب در قرآن یعنی در واقع کسی که ایمان به غیب دارد در قرآن چه کسانی هستند چه کسانی معرفی شدند؟ متقین، فقط متقین متقین آیه ی دوم سوره ی بقره، ایمان به غیب ایمان داشتن به غیب برای کسان دیگری مطرح نیست حتی دعوت هم نشدند در واقع دعوت به ایمان به غیب در آیات ابتدایی سوره ی بقره غیر مستقیم انجام شده اونجا یه جور دعوت هست ولی می فرماید که شما باید جزء این متقین باشید این متقین کسانی هستند که يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ هستند لذا مسیرش مطرح شده پس طبق آیات ابتدایی سوره ی بقره شما یه پلکانی داری برای اینکه تازه به مرزی برسی که اونجا فضای ایمان آوردن به غیب هست، یه کسی ممکنه بفرماید من به غیب ایمان دارم عرض میشه شما شنیدی شما قبول داری ایمان داشتن جایگاه میخواد ایمان داشتن آثار داره ایمان داشتن به یک موضوعی نوعی ارتباط خاص با اون موضوع هست یه نوع ارتباط ایمانی با اون موضوع هست آآاثقصبثبشسیبر
مومن به یه موضوع یعنی کسی که ارتباطی با عنوان ایمان، ارتباط ایمانی ایجاد می کنه با اون موضوع دانسته نیست ارتباط این فرد با اون موضوع به عنوان یک دانسته نیست این میشه ارتباط دانسته ای، ارتباط ایجاد می کنه با اون موضوع ارتباطی که عنوانش هست ایمان، تبعات خودش رو داره آثار خودش رو داره یک تناسبی بین مومن و موضوع مورد ایمان وجود داره هر کسی نمی تونه دعوت به هر موضوعی برای ایمان آوردن بشه، به عنوان مثال فرض کنید شما میرید به یه بچه که از نظر فهم از نظر سطح عقل مبتدی هست به او می فرمایی که شما باید به خدایی که این گونه تحول ایجاد می کند این گونه تبدیل ایجاد می کند در آسمانها و زمین به آسمانها و زمینی دیگر، آسمانها و زمین رو تبدیل می کند به آسمانها و زمینی دیگر ایمان بیار اون بچه تنها کاری که می کنه اینکه فقط به شما نگاه می کنه شما در مورد چی حرف میزنی، شما به اون بچه می فرمایی که شما به خدایی که تو رو خلق کرده ایمان بیار به خدایی که این اشیائی که می بینی آفریده ایمان بیار تناسب ایجاد می کنی تناسب در معرفت باید یک معرفت به اون موضوع پیدا کنه تا ایمان بیاره وقتی معرفت به اون موضوع نیست وقتی هیچ شناختی از اون موضوع نیست چگونه به اون ایمان بیاره باید به اون موضوع علم پیدا کنه معرفت پیدا کنه تا ایمان بیاره پس این تناسب باید وجود داشته باشه .