کرامت در دست خداست و معیار کرامت دادن در نزد خدا، تقواست
بله کرامت در نزد خداوند با تقوا سنجیده میشه إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ. تقوا و کرامت با هم تناسب دارن. هر چی تقوا بیشتر کرامت بیشتر. خداوند کرامت دهنده هست. مکرم خدا هست. اون کسی که کرامت میده خدا هست. خداوند به برخی افراد کرامت میده. به برخی از عبادش کرامت میده. به برخی از انسانها کرامت میده. مثلا در آیه 27 سوره یس می فرماد که: بِمَا غَفَرَ لىِ رَبىِّ وَ جَعَلَنىِ مِنَ الْمُكْرَمِينَ(27). خداوند اون فرد رو وارد جنت می کنه و او رو از مکرمین قرار میده، یعنی از کسانی که مورد کرامت قرار گرفته. مکرِم خداست، مکرَم این عبد خداست. بله این خداست که کرامت میده. معیار کرامت دادن نزد خدا تقواست.
کرامت انسان به خویشاوندی و قبیله و امثال اینها نیست، انسانی که ترجیحش تقواست و از لغو اعراض میکند در واقع با کرامت است
در آیه 13 سوره حجرات مطرح است که إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمَْ. خداوند انسانها رو خلق کرده يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى، ای مردم من شما رو خلق کردم به شکل مذکر و مؤنث وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً، و شما رو شعبه شعبه قرار دادم، وَ قَبائِلَ، و به شکل قبیله ها قرار دادم ، لِتَعارَفُوا، برای اینکه همدیگر رو بشناسید. اینکه شما مذکر یا مؤنث هستید، اینکه شما در شعب مختلف هستید، در گروه های مختلف هستید، اینکه شما در قبائل مختلف هستید، برای این هست که همدیگر رو بشناسید. این فضیلتی نیست. این کرامتی نیست. إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمَْ. با کرامت ترین شما نزد خدا با تقواترین شماست. اینکه من برای کدام گروه هستم، در کدام شهر هستم، تو کدام فرقه هستم، برای کدام نژاد هستم، مردَم یا زنم، اینها کرامت نیست. مرد بودن کرامت نیست. زن بودن کرامت نیست. اهل کدام قبیله بودن کرامت نیست. معیار کرامت در نزد خدا تقواست. بله تقوا معیار کرامت انسانهاست. نه گروههای مختلف انسانی. نه زن بودن و مرد بودن. اگر همسر یک مرد نسبت به او با تقواتر باشه، از او با کرامت تره در نزد خدا. اگر بچه یک خانواده، اگر فرزند یک خانواده از پدر و مادر با تقواتر باشه، از پدر و مادر با کرامتتره در نزد خدا. تقوا در نزد خدا ملاک کرامت است. و این خداست که کرامت عطا می کنه. خداوند مکرم است و افراد باید بواسطه شدت دادن تقوا در وجودشون، خودشون رو بیشتر مشمول کرامت خدا کنن. در صحنه های مختلف تقوا رو رعایت کنن. اون چیز که براشون مهم باشه تقوا باشه تا خداوند برای اونها کرامت قرار بده. این افراد کرامت رو در تقوا می بینن. در صحنه های مختلف در همنشینی های مخنلف در مجاورت با انسانهای مختلف، کرامت خودشون رو در تقوا می بینن. نه در خوشایند دیگران، نه در آن چیزی که در رسم و رسومات هست، نه در آن چیزی که دیگران براشون مهم هست. وقتی وارد یک مجلسی میشه اگر اونجا تقوا رو رعایت کنه، احساس کرامت داره. ولو برای دیگران خوشایند نباشه. اگر تقوا رو رعایت نکنه احساس میکنه که خوار شده. در سوره فرقان در آیه 72 میفرماد که: وَ الَّذِينَ لَا يَشْهَدُونَ الزُّورَ وَ إِذَا مَرُّواْ بِاللَّغْوِ مَرُّواْ كِرَامًا(72). کسانی که در مجاورت لغو قرار میگیرن سعی می کنن که با کرامت اونجا قرار بگیرن. اگه به مجلسی وارد میشه اونجا لغو هست، کرامتش براش مهمه. مراعات کردن کرامت، نگهداری کرامت برای او مهمه. یعنی انسان نگاه کنه در طول روزگار زندگیش چقدر به لغو می پردازه؟ چقدر با دیگران به لغو می پردازه؟ همونقدر که به لغو می پردازه به کرامت خودش لطمه می زنه. به لغو نپرداز، وقتی به لغو می پردازی از کرامت دور میشی. در مجالس لغو، در مواجهه با لغو، در امورات لغو، در کارهایی که لغو هستن، تقوا داشته باش. تقوای در قبال لغو یعنی کرامت خودت رو حفظ کن. انسان وقتی به لغو بپردازه، کرامتش رو از دست داده. اگر از لغو عبور کنه و لغو رو رها کنه کرامتش رو حفظ کرده. به موضوعی رو افرادی دارن بهش می پردازن شما ازش عبور کن. وقتی عبور میکنی کرامتت رو حفظ کردی، نه وقتی بهش می پردازی. وقتی او رو رها می کنی کرامتت رو حفظ کردی. چرا؟ چون اون موضوعات لغو هست. اون موضوعات در راه خدا نیست. اون موضوعات بی فایده هست. اون موضوعات در راه دار السلام نیست. می خواد بنشینه با کسی حرف بزنه. فلانی وقتی حرف می زنه سرتاسر حرفهاش لغو هست. از اون اعراض می کنه. از اون فاصله میگیره. اگر مراقب آن چیزی که می شنوه باشه، مراقب گوش خودش باشه، این فرد کرامت خودش رو حفظ کرده. به هر چیزی گوش نمی کنه. آقا شما دو ساعته می خوای برای من حرف بزنی، یک کلمه در مطالب شما ذکر خدا نیست. همش پر از حرفهای لغوه. اگر انسانی از این عبور کرد، کرامت خودش رو حفظ کرده. حفظ کرامت در مقابل شنیده ها، در مقابل حرفها، در مقابل سخنها. امروز شما می بینید در جامعه این پُره. انسان ها مراقب آن چیزی که می شنون نیستن. مراقب گفت و شنودها نیستن. پر از لغو شده. اگر انسانی از این عبور کنه کرامت خودش رو حفظ کرده. در یه جمع خانوادگی کنار هم می نشینن، همه حرفها شده چه کسی چی داره چی نداره. چه کسی چطور هست چطور نیست. حرفهایی که در مسیر راه خدا نیست. حرفهایی که در مسیر یاد خدا نیست. خوب اینها لغو هست. از اینها عبور کنید، إِذَا مَرُّواْ بِاللَّغْوِ مَرُّواْ كِرَامًا. وقتی به یک فضای لغو می رسن، کرامت خودشون رو حفظ می کنن و با کرامت از اون فضا عبور می کنن.
کرامت لزوما مربوط به رزق زیاد در دنیا نیست چرا که همه رزقها از سر کرامت نیست
بله کرامت از جانب خدا هست. خداوند مکرِم برخی انسان ها رو مکرَم قرار می ده. ارتباطی به دنیای انسان ها نداره. اینکه این انسان چقدر در دنیا متنعم هست. مگر آن کرامت، مگر آن دنیا، مگر آن نعمتها، دقیق ترش این است مگر آن نعمت ها بواسطه کرامت بوده باشه. به دلیل کرامت بوده باشه. چون همه نعمتها و همه رزق ها بواسطه کرامت نیست. برخی از رزقها بواسطه ابتلا هست. برخی از رزقها، رزق عمومی است. برخی از رزقها و نعمتها، رزق و نعمت ابتلا هست. برخی از رزقها و نعمتها، رزق و نعمت کرامت هست. لذا این انسان اون خود رزق براش مهم نیست. خود نعمت براش مهم نیست. ظاهر دنیا براش مهم نیست. بلکه کرامت خدا براش مهم هست.
با توجه به آیه 15 سوره فجر ، کرامت لزوما به میزان رزق دادن مربوط نیست ، رفتار مناسب در قبال رزق خدا از سر کرامت میبایست کریمانه رفتار کردن باشد
در آیات سوره فجر می فرماد که: فَأَمَّا الْانسَانُ إِذَا مَا ابْتَلَئهُ رَبُّهُ فَأَكْرَمَهُ وَ نَعَّمَهُ فَيَقُولُ رَبىِّ أَكْرَمَنِ(15). وقتی خداوند انسانی رو مورد ابتلا قرار میده و از سر کرامت به او نعمتی میده او میگه که خداوند منو مورد کرامت قرار داد. چی براش مهم هست؟ اون نعمتی که داده شده اون رزقی که داده شده نه کرامت خدا. چرا؟ چون در آیه بعد می فرماد: وَ أَمَّا إِذَا مَا ابْتَلَئهُ فَقَدَرَ عَلَيْهِ رِزْقَهُ. وقتی او رو مورد ابتلا قرار می دیم و رزقش رو تنگ می کنیم و رزقش رو کم می کنیم فَيَقُولُ رَبىِّ أَهَانَنِ، میگه که خدا منو خوار کرد. این نگاه درست نیست. اینکه خدایا این نعمت را به من دادی، این نعمت کرامت هست. نه کرامت یک چیز دیگری است. چه در زمان نعمت، چه در زمانی که نعمت تنگ شده، رزق انسان کم شده، کرامت خدا یک چیز دیگری است. در زمان بسط رزق اون فرد باید کرامت خدا رو بشناسه و کرامت خدا براش مهم باشه. باید چی کار کنه؟ تُكْرِمُونَ الْيَتِيم، به یتیم کرامت داشته باشه. اگر خداوند به او نعمتی داده از سر کرامت به جهت ابتلا، او باید درست درس پس بده و به آن کسانی که مد نظر خداوند هست، ایتام، با کرامت برخورد کنه. اینکه خداوند رزق او رو کم کرده به این دلیل نیست که خداوند او رو خوار کرده. نباید این برداشت رو بکنیم. بلکه بخاطر این هست که در اون فضای کرامت خدا درست رفتار نکرده. وقتی در معرض کرامت خدا بوده، کریمانه رفتار نکرده. وقتی نعمتی به او داده شده از سر کرامت به جهت امتحان و ابتلا درست رفتار نکرد. کریمانه رفتار نکرد.
هر فضایی تقوای لازمه خود را میطلبد، عطای رزق از سر کرامت نیز تقوای خاص خود را نیاز دارد
هر مقامی تقوای خودش رو می خواد. وقتی خداوند نعمتی داده در شرایط اون نعمت شما باید تقوای خودش رو داشته باشی. خداوند به شما نعمت داده بدون حساب باید تقوای خودش رو داشته باشی. خداوند به شما نعمت داده از سر کرامت، شما باید تقوای اون مقام رو داشته باشی. در آیه 15 سوره فجر می فرماد که خداوند به اونها نعمت داده. به اونها کرامت کرده و نعمتی داده، البته زمینه این کار ابتلا هست. برای اینکه اونو آزمایش کنه. ببینه او چگونه رفتار می کنه. این فرد باید اینجا در این آزمایش سربلند بیرون بیاد. باید تقوای این نعمت رو داشته باشه. باید بفرماد که فَيَقُولُ رَبىِّ أَكْرَمَن، خدا به من کرامت کرد، پس من این تقوا رو انجام می دم. پس من این تقوا رو مراعات می کنم. پس من اینگونه رفتار می کنم. چگونه رفتار کنه؟ رفتارش در آیات 17 تا 20 سوره فجر هست. به یتیم کرامت کنه. طعام مسکین براش مهم باشه. همش به دنبال ارث و میراث و میراث خوری و میراث گذاری و انجور چیزها نباشه. حب مال دنیا نداشته باشه. اگر این تقوا رو رعایت نکنه از اون قائده إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ، تخطی کرده. تقوا رعایت نکرده سقوط می کنه. خداوند نعمت رو می گیره. این یک قائده هست.