بحث علم کلید بررسی فراز اول از ماجرای آدم ع در سوره بقره


بحث علم کلید بررسی فراز اول از ماجرای آدم ع در سوره بقره

پنجشنبه 20 صفر 1439 –کربلا– سفر اربعین‌

چرا در انتهای آیه 29 سوره بقره که صحبت خلقت است به جای بحث قدرت صحبت از علم خدا به میان آمده؟

صلواتی بفرستیم اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم بسم الله الرحمن الرحیم توکلت علی الله ، چند کلامی در مورد بحث ماجرای اسماء هولاء در داستان آدم علیه السلام صحبت کنیم خداوند می فرماید که اعوذ به الله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُم مَّا فِي الأَرْضِ جَمِيعاً ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاء فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ خدا کسی هست که آنچه در زمین هست رو خلق کرد برای شما همه ی آنچه در زمین هست رو خلق کرد برای شما سپس به آسمان پرداخت و آسمان رو به هفت آسمان تبدیل کرد و خداوند به هر شیئی آگاه هست به هر شیئی عالم هست، خداوند به هر شیئی عالم هست! خداوند اینجا شاید باید می فرمود که و هو بِكلِّ شيْءٍ قدیر ، وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ خداوند به هر شیئی به هر شیئی عالم هست بسیار هم عالم هست، ماجرایی که نقل می کنه چی هست؟ خدا کسی هست که هر آن چیز که در زمین هست رو برای شما خلق کرد سپس به آسمان پرداخت و آسمان رو به هفت آسمان سوّا کرد و خداوند و او به هر شیئی بسیار عالم هست بسیار علم داره، ‌

در آیات بعدی نیز بحث علم تکرار شده است

وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلاَئِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الأَرْضِ خَلِيفَةً و اون موقعی که رب تو، مخاطب رسول الله صلوات الله علیه هست، به ملائکه گفت که وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلاَئِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الأَرْضِ خَلِيفَةً من می خوام در زمین خلیفه قرار بدم، ملائکه گفتند قَالُواْ أَتَجْعَلُ فِيهَا مَن يُفْسِدُ فِيهَا وَ يَسْفِكُ الدِّمَاء وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ ملائکه گفتند که می خوای در زمین کسی رو قرار بدی که فساد کنه در زمین و خونریزی کنه در حالی که ما تو رو به حمد تو تسبیح می کنیم و تو رو تقدیس می کنیم و خدا گفت و رب گفت إِنِّي أَعْلَمُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ من می دونم من علم دارم به آنچه که شما علم نداری، وَعَلَّمَ آدَمَ الأَسْمَاء كُلَّهَا و به آدم کل اسماء رو تعلیم داد، عجب پس در این آیه هم بحث تعلیم اسماء هست بحث تعلیم هست، تا اینجا او کسی هست که به هر چیزی همه ی اشیاء علیم هست یه بحث دیگر در آیه ی بعد إِنِّي أَعْلَمُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ من علم دارم به آن چیزی که شمای ملائکه علم ندارید در آیه ی بعد وَعَلَّمَ آدَمَ الأَسْمَاء كُلَّهَا و خداوند تعلیم داد به آدم، آدم کیه؟ همون خلیفه ی رب که در آیه ی قبل مطرح هست الأَسْمَاء كُلَّهَا کل اسماء رو به او تعلیم داد سپس ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلاَئِكَةِ سپس مسمّاهای اسماء رو نه اسماء رو ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلاَئِكَةِ فَقَالَ أَنبِئُونِي بِأَسْمَاء هَؤُلاء سپس هولاء رو که مسمّاهای اسماء هستند به ملائکه عرضه کرد فَقَالَ و گفت أَنبِئُونِي بِأَسْمَاء هَؤُلاء إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ انباء بدید به من به اسماء آنها اگر شما صادق هستید، آیه ی بعد قَالُواْ ملائکه گفتند سُبْحَانَكَ لاَ عِلْمَ لَنَا إِلاَّ مَا عَلَّمْتَنَا إِنَّكَ أَنتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ ملائکه گفتند که تو سبحان هستی و ما علمی نداریم الا اون علمی که تو به ما تعلیم دادی همانا تو علیم حکیم هستی، آیه ی بعد قَالَ يَا آدَمُ رب به آدم گفت أَنبِئْهُم بِأَسْمَآئِهِمْ اسماء رو به اونها انباء بده فَلَمَّا أَنبَأَهُمْ بِأَسْمَآئِهِمْ وقتی که پس زمانی که پس موقعی که پس چون آدم اسماء رو اسماء هولاء رو به آنها انباء داد به ملائکه انباء داد خداوند گفت رب گفت أَلَمْ أَقُل لَّكُمْ إِنِّي أَعْلَمُ غَيْبَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ من نگفتم که عالم هستم به غیب آسمانها و زمین و وَأَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا كُنتُمْ تَكْتُمُونَ و عالم هستم به آن چیزی که آشکار می کنید و آن چیزی که پنهان می کنید کتمان می کنید ‌

محور بودن بحث علم در ماجرای آدم ع که خود فتح بابی در معارف مربوط به ماجرای آدم ع می‌باشد

خب چند تا نکته اینکه تا اینجا بحث علم خداوندی خیلی پر رنگ هست در این چند آیه بحث علم خداوندی پر رنگ هست و مطرح هست انگار موضوع حول و حوش علم مطرح هست بله در این آیات نکات زیادی وجود داره از این نگاه باید این نکات رو دنبال کرد بحث علم در آیات مربوط به آدم علیه السلام در سوره ی بقره یک فتح باب هست یک نگاه هست یک نگاه جدید هست به ماجرای آدم علیه السلام،‌

آیه 29 بقره را باید در حیطه بحث علم خدا بررسی نمود

بحث خلقت هر آنچه که در زمین هست برای انسانها و سوّای آسمان به هفت آسمان رو باید از نگاه علم پرداخت ببنید در آیه ی بیست و نه مطرح هست که خداوند هر آنچه که در زمین هست رو برای شما آفرید برای شما خلق کرد برای شما پرداخت کرد و آسمان رو به هفت آسمان تبدیل کرد سوّا کرد و این خدا بسیار عالم هست در چند آیه بعد نتیجه گیری مذاکرات و مکالمات با ملائکه و تعلیم اسماء به آدم و انباء اسماء به ملائکه این هست که خداوند می فرماید که أَلَمْ أَقُل لَّكُمْ إِنِّي أَعْلَمُ غَيْبَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ من نگفتم که غیب آسمانها و زمین رو عالم هستم این یه مطلب، ‌

برای اینکه ملائکه معرفت پیدا کنند که خدا عالم غیب و شهادت است مقدمه‌ای لازم است و آن انباء اسماء هولاء است که توسط آدم ع انجام پذیرفت

مطلب دیگه اینکه خداوند این عالم بودن به غیب آسمانها و زمین رو در نتیجه ی چه بحثی مطرح می کنه در نتیجه ی انباء اسماء به ملائکه، وقتی آدم اسماء رو به ملائکه انباء می کنه خداوند می فرماید که من نگفتم که من عالم به غیب آسمانها و زمین هستم، چه ارتباطی هست؟ ملائکه ای که تحت انباء اسماء اسماء هولاء توسط آدم قرار می گیرند باید به این باور برسند و این نتیجه براشون بوجود بیاد که خداوند عالم به غیب آسمانها و زمین هست، چه ارتباطی اینجا وجود داره؟ وقتی گفته شد که فَلَمَّا أَنبَأَهُمْ بِأَسْمَآئِهِمْ وقتی آدم اسماء رو به ملائکه تعلیم داد باید نتیجه گرفته میشد که منطقی اینطور بود گرفته میشد که من نگفتم خلیفه لازم هست من نگفتم خلیفه خوبه من نگفتم که آدم خوبه شما برا چی اعتراض کردی، باید در مورد آدم نتیجه گرفته بشه ببینید بحث چی بوده بحث این بوده که ملائکه من می خوام خلیفه قرار بدم ملائکه اعتراض کردند خداوند علم اسماء رو به آدم داد از ملائکه خواست که اگه راست میگید اسماء هولاء رو بگید اونها نتونستند بگند به آدم گفت به اونها انباء بده آدم به اونها اسماء هولاء رو انباء داد، خداوند باید چه نتیجه ای بگیره؟ بگه دیدید گفتم آدم قوی تر از شماست دیدید گفتم آدم علم داره شما ندارید دیدید گفتم آدم برتر از شماست دیدید گفتم خلیفه لازم هست، یه نتیجه هایی از این دست از این جنس نتیجه باید گرفته بشه، خداوند می فرماید که أَلَمْ أَقُل لَّكُمْ إِنِّي أَعْلَمُ غَيْبَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ من به شما نگفتم که من عالم به غیب آسمانها و زمین هستم، چرا خداوند در نتیجه ی انباء اسماء هولاء با ملائکه به ملائکه می فرماید که پس متوجه بشید من عالم به غیب آسمانها و زمین هستم با انباء اسماء هولاء به ملائکه خداوند این انتظار رو داره که ملائکه به این نتیجه برسند که خداوند عالم به غیب آسمانها و زمین هست، در آیات مختلفی برای ما انسانها مطرح هست که خداوند عالم به غیب آسمانها و زمین هست عالم به غیب هست عالم به غیب و شهادت هست عالم به غیب و شهود هست، آیا پی بردن به اینکه خداوند عالم به غیب هست باور پیدا کردن به اینکه خداوند عالم به غیب هست نیاز به مقدمه داره؟ خداوند برای ملائکه یه مقدمه چینی می کنه یه صحنه بر پا می کنه و یه انباء براشون انجام میده انباء اسماء هولاء توسط آدم، بعد نتیجه میگیره میگه دیدید گفتم من عالم به غیب آسمانها و زمین هستم ‌

بعد از اینکه هولاء به ملائکه عرضه شد رفتار در قبال مطرح شده انباء اسماء ایشان بود یعنی یک رفتار اسمائی در قبال ایشان ولیکن ملائکه از معرفت و رفتار اسمائی در قبال هولاء بی بهره بودند

بله نکته ای دیگه اینکه خداوند در آیه ی سی و یک می فرماید که ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلاَئِكَةِ سپس هولاء رو مسماهای اسماء رو به ملائکه عرضه کرد فَقَالَ أَنبِئُونِي بِأَسْمَاء هَؤُلاء إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ و سپس گفت که اگر راست میگید به اسماء هولاء انباء بدید بگید اسماء هولاء رو بگید قَالُواْ سُبْحَانَكَ لاَ عِلْمَ لَنَا إِلاَّ مَا عَلَّمْتَنَا ما علمی نداریم ملائکه گفتند که ما به اسماء هولاء علمی نداریم هولاء به ملائکه عرضه شد خداوند از ملائکه چی خواست؟ رفتار در قبال در معرض قرار گرفتن هولاء چی بود؟ پرداختن به اسماء هولاء ، آگاه بودن نسبت به اسماء هولاء ، پرداختن به وجه اسمائی هولاء این رفتاری بود که خداوند از ملائکه خواست گفت اگه راست میگید این رو بگید ملائکه این رو نمی دونستند ملائکه ای تا اون روز نسبت به این رفتار آگاه نبودند نسبت به رفتار اسمائی نسبت به هولاء در قبال هولاء آشنا نبودند خداوند آدم رو قرار داده خلیفه ی رب رو قرار داد که ملائکه رفتار اسمائی نسبت به هولاء رو یاد بگیرند با وجه اسمائی هولاء آشنا بشند با اسماء هولاء آشنا بشند، ‌

نقص ملائکه در ماجرای آدم ع، عدم آشنایی با اسماء هولاء بود

ملائکه اهل تسبیح هستند اهل تقدیس هستند شاید تا حدی با هولاء هم آشنا هستند ولیکن نسبت به اسماء هولاء بیگانه هستند آشنا نیستند این یه نقطه ضعف هست اون ضعف از ملائکه که در این آیات مطرح هست آشنا نبودن ملائکه به اسماء هولاء هست ‌

آشنایی ملائکه با اسماء هولاء موجب فتح باب به سوی مقولات عالی برای ملائکه شد از جمله معرفت به عالم غیب و شهادت بودن خدا

ملائکه باید با اسماء هولاء آشنا بشند اگه با اسماء هولاء آشنا بشند مسیر جدیدی مسیر مرتفع تری به روشون باز خواهد شد چون با اسماء هولاء آشنا میشند خداوند می فرماید که أَلَمْ أَقُل لَّكُمْ إِنِّي أَعْلَمُ غَيْبَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ باب آشنایی با غیب آسمانها و زمین، باب معرفت به غیب آسمانها و زمین، تا وقتی که ملائکه با اسماء هولاء آشنا نیستند حتی این معرفت شون نسبت به خدا که خداوند عالم به غیب آسمانها و زمین هست نقص داره، معرفت به عالم بودن خداوند به غیب آسمانها و زمین با معرفت به اسماء کامل میشه با معرفت به اسماء انجام میشه با معرفت به اسماء هولاء ، ‌

سیاق بندی آیات آدم ع در سوره بقره ذیل آیه 29: آیه 30 تا 33 یک فراز و آیه 34 تا 39 فراز دیگر

بله در آیات مربوط به آدم علیه السلام در سوره ی بقره ی آیه ی بیست و نه رو باید بالا گذاشت چند فراز ذیل آیه ی بیست و نه وجود داره یکی آیات سی تا سی و سه هست این چهار آیه این یه فراز ذیل آیه ی بیست و نه هست، فراز بعدی آیه ی سی و چهار هست تا آیه ی سی و نه، این فراز هم ذیل آیه ی بیست و نه هست. ‌

نتایج آیات فراز اول: خدا عالم غیب و شهادت است، خدا عالم به آشکار و نهان ملائکه است، ملائکه توسط آدم ع به اسماء هولاء آگاهی یافتند

بله در آیات سی تا سی و سه نتیجه ی آیات چی میشه؟ خوبه که نتیجه هایی که در این آیات هست لیست بشه یکی از اصلی ترین نتیجه ها أَلَمْ أَقُل لَّكُمْ إِنِّي أَعْلَمُ غَيْبَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ یعنی خداوند در خاتمه ی آیه ی سی وسه دو تا نتیجه گیری می کنه یکی عالم بودن خدا به غیب آسمانها و زمین دوم عالم بودن به آن چیزی که ملائکه آشکار می کنند و ان چیزی که پنهان می کنند این دو تا نتیجه رو می گیرند دو تا نتیجه ای که مربوط به علم خداست، دیگه اتفاقاتی که افتاده چی هست؟ ملائکه نسبت به اسماء هولاء انباء شدند تا الان آگاه نبودند به اسماء هولاء الان آگاه شدند توسط آدم علیه السلام آگاه شدند آدم تعلیم اسماء شده آدم خلیفه ی رب هست خداوند خلیفه ی رب رو قرار داده به خلیفه ی رب تعلیم اسماء داده آدم به عنوان خلیفه ی رب اسماء هولاء رو به ملائکه انباء داده ملائکه اسماء هولائی که در معرض اونها هست رو آگاه شدند و این مسیر در مورد ملائکه میشه آگاهی ملائکه به اینکه خداوند عالم به غیب آسمانها و زمین هست و خداوند عالم هست به آن چیزی که ملائکه آشکار می کنند و پنهان می کنند، ‌

محوریت بحث علم در فراز اول

یه مطلب اینکه یکی از خطوط محوری در آیات ابتدایی مربوط به آدم علیه السلام در سوره ی بقره بحث علم هست خداوند در آیه ی بیست و نه می فرماید که او به خداوند به همه ی اشیاء علیم هست در آیه ی بعدی به ملائکه می فرماید که من عالم هستم به آن چیزی که شما علم ندارید در ایه ی بعد تعلیم اسماء به آدم مطرح هست در فراز بعد بحث علم نداشتن ملائکه مطرح هست در فراز بعدی بحث عالم بودن خداوند به غیب آسمانها و زمین مطرح هست و اینکه ملائکه به این اعتقاد به این باور برسند که خداوند عالم به غیب آسمانها و زمین هست، بحث تعلیم اسماء به آدم رو باید در این خط دنبال کرد جاش رو اینجا پیدا کرد، ‌

لائکه در معرض اهل بیت ع بودند ولیکن ضعفشان ندانستن اسماء ایشان بود پس باید به دنبال معرفت نسبت به اسماء اهل بیت ع بود

طبق آیات آدم علیه السلام ملائکه در معرض هولاء قرار می گیرند ضعف شون ندونستن خبر نداشتن از اسماء هولاء هست خداوند به آدم علیه السلام می فرماید که اسماء هولاء رو به اونها خبر بده در مورد اسماء هولاء به اونها بگو، فقط در معرض هولاء بودن کافی نیست ببینید شما طبق روایات از مصادیق عالی هولاء اهل بیت علیهم السلام هست فقط در معرض هولاء یعنی فقط در معرض اهل بیت علیهم السلام قرار گرفتن کافی نیست رفتار اینجا تمام نشده باید نسبت به اسماء هولاء خبردار شد آگاه شد شاید گام اول علم پیدا کردن انباء هست خبر دار شدن هست در آدم علیه السلام علم اسماء مطرح هست در ملائکه انباء اسماء، خبردار شدن مطرح هست یعنی کسی که علم اسماء داره به کسانی که هیچ چیز از اسماء هولاء نمی دونند به اونها خبر بده تنها در معرض اهل بیت علیهم السلام بودن کفایت نمی کنه و اگر نسبت به اسماء هولاء آشنا بشی ‌

معرفت ملائکه نسبت به خدا زمانی کامل‌تر شد که به اسماء اهل بیت ع انباء داده شدند این توضیحی بر کلام اهل بیت ع که می‌فرمایند بوسیله ما معرفت خدا فهمیده می‌شود

وقتی ملائکه نسبت به اسماء هولاء آشنا شدند معرفت شون نسبت به خداوند کامل شد، تا اونجا معرفت شون کامل نبود خداوند بعد از انباء اسماء هولاء به ملائکه می فرماید که أَلَمْ أَقُل لَّكُمْ إِنِّي أَعْلَمُ غَيْبَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ من نگفتم که من به غیب آسمانها و زمین آگاه هستم ملائکه جواب شون این هست بله ، ما به این باور رسیدیم ما به این باور رسیدیم که تو عالم به غیب آسمانها و زمین هستی، این چه معنا داره معناش چی هست جای خود فعلا به عنوان یه جمله این رو داشته باشیم یه جمله ای که ملائکه به این باور رسیدند، یه معرفتی که ملائکه بهش رسیدند ملائکه به معرفت عالم بودن خدا به غیب آسمانها و زمین چجوری رسیدند با خبردار شدن به وسیله ی خبردار شدن از اسماء هولاء این خیلی جالبه، معرفت به خدا از طریق خبردار شدند از اسماء هولاء ، در روایات زیادی از این بحث ها داریم مثلا می فرماید که معرفتُ الله چیه؟ می فرماید معرفتُ الامام ، یا به وسیله ی ما بِنا عُرِفَ الله به وسیله ی ما خدا شناخته میشه، به وسیله ی ما معرفت به خدا ایجاد میشه، اونهایی که مطرح می کنند با معرفت اهل بیت علیهم السلام نمیشه به معرفت خدا رسید این آیات داره داد میزنه، خبردار شدن از اسماء هولاء یک معرفت بزرگ پیش پای ملائکه باز می کنه معرفت به عالم بودن خداوند به غیب آسمانها و زمین.‌

مطالب مرتبط
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به بالقرآن است