بی غیرتی یعنی بی عزمی؛ باید در مقوله تقوا اقامه نماز عزم داشته باشیم.
موضوعاتی که پیش رومون هست مشخص باشه،نمیشه همیشه لب ساحل بود،تکلیفمون رو باید با تقوا روشن کنیم،تکلیفمون رو باید با اقامه نماز روشن کنیم، باید در این دغدغه باشیم،این دغدغه یعنی «عزم».نباید بی غیرت باشیم،بی غیرتی یعنی بی عزمی.باید تکلیفمون رو روشن کنیم.
به خودم نهیب بزنم،با خودم کلنجار برم،در خودم دغدغه داشته باشم،که چی ؟(برای چی اینکار رو میکنم؟)برای اینکه اینهمه فرصت از من در نماز ها از دست رفت،من باید بالاخره تکلیفم رو با نماز روشن کنم.
من برای روشن شدن تکلیفم با اقامه نماز، نیاز به برنامه ی اقامه نماز دارم.
خب اگر به این دغدغه رسیدید که الحمد لله برخی از دوستان یا شاید همه ی دوستان این فضا رو دارن،این دغدغه نیاز به برنامه داره من برای روشن شدن تکلیفم با اقامه نماز، نیاز به برنامه ی اقامه نماز دارم.
نمیشه شما بگی که من یک کار مهمی دارم ، میخوام به یک کار مهمی بپردازم،بعد دوستتون از شما میپرسه برای اینکار مهم برنامه ای داری که با اون برنامه به اون کار مهم بپردازی؟شما اون موقع اگر بگی نه من برنامه ای ندارم،خب جای سرزنش داره دیگه که چرا برنامه نداری؟چه طور این کار برای شما مهمه،ولی هیچ برنامه ای براش نداری،برنامه ی روشنی براش نداری؟
پس چه خوبه که ما برای اقامه نماز برنامه داشته باشیم،در این برنامه، زمان هم مشخص باشه.بالاخره الان شش ماه می گذره از فضای اقامه صلاتی که مینشینم و میگم که عجب چیزی بود!تجربه نکرده بودم این فضا رو،یادتون هست دیگه بعضی ها از این حرفها میزدند.بله خوب وقتی شش ماه از این فضا گذشت،من الان در چه فضایی هستم؟در چه نقطه ای هستم؟با چه برنامه ای حرکت کردم؟چرا برنامه ندارم؟وقتی برنامه ندارم یعنی تکلیفم با اون موضوع روشن نیست.یعنی موضوع برای من دغدغه نیست. من دوستانم رو برای چی میخوام؟