در بحث انقلابی بودن یکی از اصلی ترین عنوان ها بحث جهاد هست یعنی انقلابی بودن رو شما می خوای در قرآن دنبال بکنی یکی از اصلی ترین عناوین و موضوعاتی که باید بحث قرآنی انقلابی بودن رو دنبال کنی بحث جهاد هست جهاد در قرآن تبیین شده جهاد در قرآن روشن هست از حیطه های فردی تا حیطه های جمعی جهاد مطرح هست موضوعاتی که در اون موضوعات جهاد موضوعیّت داره در قرآن مطرح هست ابزارهایی که به وسیله ی اونها و ذیل اونها باید جهاد رو دنبال کرد در قرآن مطرح هست،
در آیه 95 سوره نساء، مجاهدین به اموال و انفس بر قاعدین برتری داده شدهاند
مجاهدین گروهی از مومنین هستند همه ی مومنین مجاهد نیستند اگر مسامحتاً انقلابی بودن رو متناظر با مجاهد بگیریم همه ی مومنین مجاهد نیستند یعنی همه ی مومنین انقلابی نیستند گروهی از مومنین هستند که مجاهد هستند انقلابی هستند و اونها فضیلت دارند بر سایر مومنین بله طبق آیه ی 95 سوره ی نساء در آیه ی 95 سوره ی نساء مومنین دو دسته هستند قاعدون از مومنین و مجاهدون و جالب هست هر زمان که خداوند می خواد مجاهدین رو مطرح بکنه در این آیه می فرماید که مجاهدین فی سبیل الله بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ در ادامه وقتی می خواد بفرماید فَضَّلَ اللّهُ الْمُجَاهِدِينَ عَلَى الْقَاعِدِينَ باز صفت یعنی حیطه ی مجاهدین رو مطرح می فرماید مجاهدین بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ ، یعنی خیلی تأکید هست روی این، الان در این آیه ی در بحث جهاد اموال و انفس تأکید هست بله مجاهدین بر قاعدین از مومنین اولویت دارند اونها مساوی نیستند فضیلت دارند بعد خداوند وعده داده که مجاهدین رو بر قاعدین فضیلیت بده به واسطه ی اجری بزرگ،
در آیه 32 سوره محمد ص، مجاهدین در برابر گروهی قرار داده شدهاند که از مومنان بودند و از هدایت بهره داشتند ولی بواسطه کفرشان و رفتارهایشان دچار حبط اعمال شدند
بله موضوعاتی از این دست یعنی انقلابی بودن اینها سرلوحه ی عمل انقلابیون هست کسانی که به اموال و انفس شون جهاد می کنند بله در همین بحث مجاهدین در آیات سوره ی محمد صلوات الله علیه (اللهم صل علی محمد وال محمد و عجل فرجهم) مطرح هست که خداوند صحنه هایی ایجاد می کنه مسیر رو به شکلی جلو می بره تا معلوم بشه کی مجاهد هست، آزمایشاتی بر سر راه می گذاره صحنه های امتحانی بر سر راه می گذاره تا معلوم بشه که کی مجاهد هست وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ حَتَّى نَعْلَمَ الْمُجَاهِدِينَ مِنكُمْ خدا شما رو به صحنه های آزمایش می کشونه تا معلوم بشه که کدوم یک از شما مجاهد هستید در مقابل این مجاهدین چه کسانی مطرح هستند؟ إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَصَدُّوا عَن سَبِيلِ اللَّهِ وَشَاقُّوا الرَّسُولَ مِن بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمُ الهُدَى لَن يَضُرُّوا اللَّهَ شَيْئًا وَسَيُحْبِطُ أَعْمَالَهُمْ کسانی که کفر می ورزند کفر ورزیدند و مانع راه خدا شدند مجاهدین کیا هستند؟ مجاهدین فِي سَبِيلِ اللّهِ ، اینها کیا هستند؟ صَدُّوا عَن سَبِيلِ اللَّهِ مانع راه خدا شدند آیا این افراد دشمنان هستند؟ در بحث انقلاب آیا این افراد دشمنان انقلاب هستند آیا اینجا مصداق آیه ی 32 در سوره ی محمد صلوات الله علیه دشمنان انقلاب هستند؟ اگر دشمنان اتقلاب باشند این آیه نمی تونه برای اونها باشه، چرا؟ می فرمایید که مِن بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمُ الهُدَى بعد از اینکه هدایت برای اونها تبیین شد و اینها افرادی هستند که اعمال خوبی دارند یا داشتند یه دوره ای و به واسطه ی این رفتارشون در مسیر خدا اعمال شون حبط میشه اعمال گذشته اعمال خوب گذشته شون هم از بین میره لذا در آیه ی 33 می فرماید که يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ای کسانی که ایمان آوردید أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَلَا تُبْطِلُوا أَعْمَالَكُمْ از خدا و رسول اطاعت کنید از خدا اطاعت کنید از رسول اطاعت کنید و اعمال تون رو باطل نکنید
مجاهد بودن در ابتدای انقلاب کافی نیست بلکه خدا صحنههایی را پیش خواهد آورد تا مجاهدان و صابران مشخص گردند ولی برخی از ایمان اولیه برگشته و به سنگاندازی در مسیر انقلاب میپردازند و رفته رفته کار به مخالفت با ولی خدا میرسد ولی، خدا گزندی نخواهید دید و اعمال این افراد حبط خواهد شد
اینکه در سال 57 من چه کردم اینکه در سال قبل از 57 من چه کردم اینکه در اوایل انقلاب چی کار کردم یه بحث هست سر جای خودش خوبه ولی آقای اهل ایمان مراقب باش وَلَا تُبْطِلُوا أَعْمَالَكُمْ اعمالت رو باطل نکنید چگونه نباید اعمالت رو باطل کنی؟ خداوند در مسیر پیش رو صحنه هایی پیش میاره که مجاهدین از شما معلوم بشند مُجَاهِدِينَ مِنكُمْ وَالصَّابِرِينَ مجاهدین و صابرین معلوم بشند اگه اینجا صحیح رفتار نکنی اعمالت حبط میشه اعمالت باطل میشه اونی که صحیح رفتار نکنه یعنی چی؟ یعنی در واقع از ایمان اولیه اش عدول کرده لذا خداوند به اون فرد می فرماید که إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا اون باور اولیه اش رو از دست داده بله در انقلاب هم همین طور هست یه باوری بود و هست برای یک حرکت یه بحث مطرح هست اینکه این باور رو داشته باشی بعد که این باور رو داشتی در ادامه مطرح هست که باید بر اساس اون حرکت کنی مجاهد باشی و اهل صبر یه کسانی هستند که اون باور رو از دست میدند اونهایی که این باور رو از دست میدند حتی گاهی به مقابله ی با مسیر خدا مقابله ی با راه خدا کشیده میشند باور به حرکت در راه خدا رو از دست میدند و گاهی در عمل در حرکت در مسیر راه خدا سنگ میاندازند، امروز بخشی از جامعه از این موضوع خیلی فاصله گرفتند بسیاری از ماها در معرض این خطر هستیم در معرض کفر در قبال ایمانهایی که داشتیم یه روزی ایمان داشتیم به راه خدا ایمان داشتیم به نصرت خدا ایمان داشتیم به مقابله ی شیطان و ایادی شیطان ایمان داشتیم به نور خدا ایمان داشتیم به مقابله ی با ظلمت، ایمان داشتیم به نصرت خدا از مستضعفین، ایمان داشتیم به جهاد در راه خدا ، بعد خدایی نکرده برخی ها بخشی از این ایمانیات شون رو از دست میدند کنار میگذارند یعنی کافر به این ایمان، اینها در معرض حبط اعمال هستند مرحله به مرحله چه می کنند؟ اول بخشی از ایمانیات شون رو کنار میگذارند بعد یه مدت که در این فضا می مونند صَدُّوا عَن سَبِيلِ اللَّهِ سنگ میاندازند در راه خدا سعی می کنند مانع ایجاد بکنند اینها در راه خدا مانع ایجاد می کنند با اعمال شون با گفتارشون با رفتارشون با طرز فکرشون مانع ایجاد می کنند در راه خدا بعد که یه مدت می گذره به مخالفت کشیده میشند با ولیّ در راه خدا با کسی که سردمدار حرکت در راه خدا هست آروم آروم دیگه با او هم مخالف می کنند، چرا؟ چون دیگه ایمان و اعمال شون با راه خدا سازگاری نداره ولی در نهایت خداوند می فرماید که این رو بدونند که رفتارهای اونها به خداوند ضرری نمی رسونه بلکه به زودی اعمال خودشون رو حبط می کنه،
مجاهد بودن باید اولا در سبیل خدا باشد و ثانیا با اموال و انفس صورت پذیرد
بله یکی از عناوین قرآنی ذیل بحث انقلابی بودن مجاهد بودن هست اهل جهاد بودن هست جهاد در راه خدا به وسیله ی اموال و انفس، جهاد فی سبیل الله جهاد در راه خدا خب خیلی ها اهل جهد و تلاش و کوشش موضوعاتی از این دست هستند ولی در راه خدا باید در راه خدا باشه یه کسی جهاد می کنه فی سبیل اموال یه کسی جهاد می کنه فی سبیل انفس خداوند می فرماید اینطور نباشه جهاد کن فی سبیل الله به وسیله ی اموال و انفس، تلاش در راه مال این جهاد مدّ نظر خداوند نیست تلاش در راه انفس جهاد مدّ نظر خداوند نیست بلکه باید مال و جان صرف راه خدا بشه،
جهاد به اموال و انفس ملاکی برای ارزیابی ایمانیات انقلابیون
طبق آیه مربوط به مجاهد ایمانی قیمتی هست یعنی در واقع ایمان باید به شکلی باشه که وقتی صحنه به صحنه ی جهاد رسید جهاد بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ اون فرد پای این کار باشه ایمانی که فرد رو به این صحنه نکشونه اون ایمان ضعیفی هست ایمان قاعدین هست اینها معیار هست معیار دیگر اینکه ایمانیات باید منتهی به جهاد باشه جهاد فی سبیل الله، اگه ایمانیات به شکلی شکل گرفته که به گونه ای شکل گرفته که صدّ در راه خدا هست در عمل شما می بینی نوع فکر و ایمانی که داری در راه خدا سنگ میاندازی این ایمان ایراد داره این نوع تفکر ایراد داره، جهاد بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ یک معیار هست برای صحّت ایمانیات انقلابیون، کسی حرف از انقلاب زد برای انکه معلوم بشه باور انقلابی داره یا نه در واقع باور انقلابی داره یا نه و یا از باورهاش عدول کرده باید به جهادش نگاه کرد جهاد بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ ،
هجرت مقدمهای برای جهاد است، در واقع هجرتی که برای جهاد در را ه خدا با اموال و انفس صورت میگیرد هجرتی الی الله خواهد بود
مقدمه ی جهاد مهاجرت هست هجرت هست هجرت به بلاد ایمان نه به بلاد کفر این مقدمه ی جهاد هست هجرت به خاطر ایمان هست شما به واسطه ی ایمان و باور به راه خدا به بلاد ایمان مهاجرت می کنی و درون بلاد ایمان در راه خدا مجاهدت می کنی، کسی که رفت به مهاجرت به سمت بلاد کفر باید خودش رو یه عرض یابی بکنه چرا؟ برای دنیاست یا برای راه خداست این الان در بحث جامعه ی ما یک معیار هست مهاجرت به بلاد کفر داره زیاد هم میشه خب چرا؟ آیا معیار تو برای مهاجرت جهاد در راه خداست مهاجرت باید مقدمه ی جهاد در راه خدا باشه حالا شما اگر به هر بلادی مهاجرت کردی و انگیزه ی مهاجرت به هر بلادی داری آیا این رو به عنوان مقدمه ی جهاد در راه خدا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ داری انجام میدی اگر اینطور نیست به ایمانت شک کن اگر اینطور نیست تو یا ایمان نداری یا اگر فکر می کردی که ایمان داری از ایمانت عدول کردی از ایمانت خارج شدی از برخی از ایمانیاتت خارج شدی مهاجرت برای ورود به صحنه ی جهاد هست هجرت کن که وارد صحنه ی جهاد بشی نه هجرت کن که از صحنه ی جهاد خارج بشی مهاجرین در راه خدا قیمت دارند کدام مهاجرین؟ مهاجرینی که هجرت می کنند برای ورود در صحنه ای به منظور جهاد در راه خدا صحنه ای که اونجا جهاد در راه خدا بر پاست جهاد بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ ، اهل ایمان دنبال اینگونه هجرت هستند در رفتن گریز از صحنه ی جهاد اسمش مهاجرت نیست تلاش برای ورود به صحنه ی جهاد اسمش مهاجرت هست مهاجرتی که در راه خدا هست مهاجرت الی الله ، مهاجرت الی الله حرکت به سوی صحنه ی جهاد فی سبیل الله هست مهاجرت الی شیطان حرکت به سوی گریز از صحنه ی جهاد فی سبیل الله هست مهاجرت الی دنیا گریز از صحنه ی جهاد فی سبیل الله هست اگر کسی مدعی هست که انقلابی هست باید مهاجرت کنه به سمت سرزمین های جهاد فی سبیل الله به سمت صحنه های جهاد فی سبیل الله، مهاجرت او باید در خدمت جهاد فی سبیل الله باشه این یه معیار هست با این معیار خیلی ها می تونند خودشون رو بسنجند شما می فرمایید که من اهل علم هستم می خوام برم در یک کشوری علم آموزی کنم تحصیلاتم رو ادامه بدم خب در این مقطع میشه مهاجرت، مهاجرت شما مقدمه ی چه چیزی هست؟ باید با خودت این رو تعیین تکلیف کنی اگر مقدمه ی ورود به صحنه ی جهاد فی سبیل الله هست انجامش بده اگه نیست به راه خطایی رفتی این هجرت الی الله نیست شما مسئول هستی می فرمایی من خانوادم رو هماهنگ کردم رفتند در یک کشوری دارند زندگی می کنند پس خانواده ات رو هجرت دادی خانواده ی خودت رو هجرت دادی به سرزمینی به عنوان مسئول یک خانواده مسئول چند نفر اونها رو هجرت دادی و در یک سرزمینی ساکن شون کردی برای چی این کار رو کردی؟ اگر این مقدمه ی جهاد فی سبیل الله هست کار درستی کردی اگر نه راهت باطل هست،
در انقلابی بودن ملاک حال افراد است و نه گذشته ایشان؛ چرا که اگر کسی که در گذشته انقلابی بوده ولی الآن از ایمان خود عدول نموده باشد همه اعمال گذشتهاش حبط خواهد شد
گذشته ی اعمال در انقلابی بودن چقدر مؤثر هست؟ گذشته ی اعمال به حال رفتارها بستگی داره اگه کسی می خواد انقلابی باشه باید الان مجاهد باشه، کسی که الان مجاهد فی سبیل الله بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ نیست گذشته اش رو هم از دست داده سَيُحْبِطُ أَعْمَالَهُمْ اعمالش حبط شده اعمالش به زودی حبط خواهد شد اعمالش باطل خواهد شد پس گذشته خیلی معیار نیست؛ معیار حال افراد هست؛ به کلام امام رحمت الله علیه معیار میزان حال افراد هست حال افراد هست یعنی چی؟ یعنی الان مجاهد فی سبیل الله باشه قبلاً بوده یه ایمانیاتی هم داشته از این ایمانیاتش عدول کرده، من چهل سال پیش فلان کار رو کردم آقا اون کار رو کردی تموم شد الان چی کار می کنی؟ آیا همچنان در اون مسیر هستی؟
مدیر مجاهد کسی است که اهل جهد و تلاش مضاعف است و در این راه از اموال و انفس خود مایه میگذارد، اگر کسی بیشتر کار کند تا بیشتر مال دار شود مجاهده نکرده است
مثلاً مطرح هست که مدیریت جهادی داشته باشید یعنی مدیر باش ولی جهادی باش یعنی مدیر مجاهد، مدیر مجاهد یعنی کی؟ یعنی کسی که مسول هست ولی مجاهد هست مجاهد هست یعنی بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ یعنی هم از اموالش هم از انفس اش صرف می کنه برای مسئولیّتش نمیره مسئول بشه که هم اموال اضافه بکنه هم جون بخره، ترگل ورگل بشه میره مسئولیت پیدا می کنه روز به روز جون تر میشه خوش تیپ تر میشه مدیر مجاهد یعنی کسی که در راه مسئولیّتش هم از اموال خودش هم از جون خودش مایه می گذاره، ایا جهاد به معنای کار بیشتر هست؟ شاید یک معنای جهاد این هست که باید تلاش کنی تلاشی طاقت فرسا ولی یه رمز داره بحث بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ ، اگر از اموال خودت و جان خودت مایه گذاشتی وارد حیطه ی جهاد شدی بله در مسیر فی سبیل الله، در مسیر خدا جهاد یعنی بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ یعنی باید بیای از مال و جانت مایه بگذاری، مدیری که کارمندی که از جان و مال خودش مایه نمی گذاره مدیر خوبی هست مدیر مجاهد نیست، اینکه شما بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ با همین اولویت با همین ترتیب وارد صحنه نشی شما به سمت جهاد نرفتی یه کسی ممکنه میدریت داشته باشه به کار مشغول باشه و تا پاسی از شب هم مشغول کار باشه ولی حقوق مضاعف بگیره دستمزد مضاعف بگیره حتی عنوان این فرد این نیست که بِأَنفُسِهِمْ مجاهده کرده چون بابت مجاهده ی بِأَنفُسِهِمْ مال گرفته بابت اینکه از جونش مقداری مایه گذاشته دستمزدش رو گرفته این مجاهده به انفس نیست برای اینکه مجاهده به انفس اتفاق بیافته باید مجاهده به اموال اتفاق بیافته یعنی شما باید اول جهاد به اموال بکنی تا جهاد به انفس بکنی اصلاً باب ورود به مجاهده ی به وسیله ی انفس مجاهده ی به اموال هست حداقل در اکثر موارد اینجوری هست
معیار انقلابی بودن هجرت به سوی خدا و رسول ص و جهاد به اموال و انفس میباشد
اینها یک معیار هست ما باید خودمون رو با این معیارها بسنجیم رفتارهای خودمون رو عملکردهای خودمون رو در درجه ای اول عملکردهای خودمون رو بسنجیم و بعد اگر فرصتی شد عملکرد دیگران رو، انسان باید مجاهد باشه در گام اول باید مهاجر باشه مهاجر الی الله و رسوله ، هجرت کنه به سمت خدا و رسول خدا ، هجرت کنه یعنی بکنه از فضایی که هست از چهارچوب هایی که درون هست از اونجاها بکنه الی الله و الی رسول بیاید در میدان مجاهده ی فی سبیل الله بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ ، بله جهاد به اموال و انفس رو باید با هم داشت
مجاهدت هم باید با اموال باشد و هم با انفس، هر دو با هم، اگر یکی باشد و دیگری نباشد محل آفت خواهد بود؛ اهل مجاهده با اموال و انفس روز به روز نسبت به آنچه میتوانستند به مال و جان برسند در مرتبه پایین تری قرار میگیرند ونه اینکه بر مال و جانشان افزوده شود
این دو تا در کنار هم معنا داره تک تک خیلی معنا نداره تک تک بهش آفت وارد میشه باید فرد هم از مالش مایه بگذاره هم از جانش یه کسی فقط از مالش مایه می گذاره از جونش مایه نمی گذاره بهش میگیم جون عزیز هست در واقع مالش رو یا بخشی از مالش رو سپر حفاظت از خودش قرار داده، یه کسی از جونش مایه می گذاره از مالش مایه نمی گذاره در راه مال جونش رو مایه می گذاره میگیم این دنیا پرست هست به دنبال جمع مال هست باید این دو تا کنار هم باشه، مدیر مجاهد یعنی کی؟ یعنی مدیری که مسئولی که اهل مجاهدت هست به اموال و انفس یعنی کسی که مجاهده می کنه به اموال و انفس یعنی روز به روز مقطع به مقطع اموال و انفس اش افت می کنه یا مال و جانش رو در راه خدا داره خرج می کنه می تونسته یه مقداری مال داشته باشه می تونست مثلاً فلان حجم از اموال رو داشته باشه الان اون حجم از اموال رو نداره از اون چیزی که می تونست باشه افت کرد، حداقلش هست، نه از اون چیزی که می تونست باشه بیشتر شد، شما به اون آدم نگاه می کنی میگی از اون چیزی که می تونست باشه واقعاً خیلی بیشتر شده، هم از نظر اقتصادی تپل تر شده هم خودش خیلی تپل تر شده مدیریت بهش ساخته، طرف میگه من وقتی اینجا مدیر بودم در این مدیریتم می تونستم این حجم از اموال رو جمع کنم نکردم اصلاً از نظر شرعی قانونی می تونستم به این حجم از ثروت برسم نرسیدم مثلاً به نصفش رسیدم این یعنی مجاهده کرده، به میزان اون مقدار کمتری از آن چیزی که می تونست دست پیدا کنه قانونی و شرعی می تونست دست پیدا کنه به میزان اون کمتره مجاهدت کرده به میزان اون فاصله ای که از اون داره مجاهدت کرده.