هر کسی در هر جایپاهی باید خود را به مسیر انقلاب که شاخصهای تبیین شدهای دارد عرضه کند
در بحث انقلاب اسلامی ایران باید یک مطلبی رو داشته باشیم با عنوان عرضه به مسیر انقلاب و هر کسی هر مجموعه ای هر فردی خودش رو عرضه کنه به مسیر انقلاب که در مسیر انقلاب چه کرده و چقدر تطابق داره با مسیر انقلاب این خارج از مسئولین نیست یعنی اینجوری نیست که مسئولین این کار رو نکنند در اولویت مسئولین در طول انقلاب و بعد مردم، همه عرضه کنند به مسیر انقلاب و اینکه با مسیر انقلاب چقدر تطبیق داشتند هر کی فراخور حال خودش جایگاه خودش مسئولیتی که بر عهده داشته باید عرضه کنه عرضه اش هم معلوم هست با یک سری شاخص ها
جهاد در راه خدا با اموال و انفس از شاخصههای انقلابیون
یعنی انقلاب رو وقتی تعریف می کنی یک سری شاخص ها ذیل انقلاب هست مثلاً جهاد، جهاد فِي سَبِيلِ اللّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ این یکی از شاخصهای ذیل انقلاب هست آدمها خودشون رو عرضه کنند مسئول خودش رو عرضه کنه اینکه چقدر جهاد گر بوده در مسیر انقلاب بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ یا جهاد کرده در راه أَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ جهاد در راه خدا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فرق داره با جهاد لِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ یا فِي أَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ اینها با هم فرق داره از پایه های اصلی انقلاب جهاد هست
صالحیت از شاخصههای انقلابیون
موارد دیگر هم هست مثل صالحیّت بعد که شما اهل جهاد بودی چقدر دنبال صالحیّت بودی؟ صالحیّت در جامعه در جامعه ی بین الملل،
قیام و اهل مقاومت بودن از شاخصههای انقلابیون
در قیام، قیام یک شاخص هست شما چقدر قائمانه رفتار کردی چقدر اهل قیام بودی چقدر ایستادگی کردی ببینید اهل قیام اهل استقامت هستند اهل قیام اهل مقاومت هستند برای اینکه اهل قیام بودن خودت رو متوجه بشی باید ببینی چقدر اهل استقامت بودی چقدر اهل مقاومت بودی و هستی در راه خدا چقدر استقامت کردی در ارزش ها چقدر استقامت کردی در مقابل دشمن چقدر مقاومت کردی چقدر استقامت کردی یک روز مقابل دشمن بودی تو پس اهل استقامت نبودی یعنی اهل قیام نیستی یعنی یک پایه ی انقلاب رو نداری انقلاب یکی از پایه های مفهومیش قیام هست
ضعف در هر کدام از شاخصههای انقلابی بودن، شخصیت یک انقلابی را دچار نقصان میکند
تو یی که استقامت نکردی یعنی اهل قیام نبودی یعنی پایه ی قیام تو لنگ میزنه پس از این منظر انقلابی بودنت ضعف داره، تو یی که اهل جهاد نیستی جهاد بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ انقلابی نیستی از این جهت انقلابی بودن تو لنگ میزنه تو یی که اهل صالحّیت نیستی یعنی اهل اصلاح امور داخل و خارج و بین الملل بر مبنای دین تو یی که اهل این صالحیّت نیستی انقلابی بودنت لنگ میزنه،
باید فضای عرضه به مسیر انقلاب در جامعه باز گردد تا همگان در این عرضه ورود نموده و نمره بگیرند
یعنی باید فضای عرضه به مسیر انقلاب باز بشه مسیر انقلاب تبیین بشه همه خودشون رو عرضه کنند در مسیر انقلاب به نظرم این یک موضوع خوب هست یعنی بستری آماده بشه همه بیاند عرضه کنند همه، من، شما، افراد عامّی، افراد مسئول، افراد دارای جایگاه، بیاند خودشون رو عرضه کنند به مسیر انقلاب با مسیر انقلاب با صراط انقلاب با راه انقلاب خودشون رو بسنجند ما چی کار کردیم، ما وقتی عرضه می کنیم نمره مون چند هست نمره ی کارنامه ی ما در عرضه ی به مسیر انقلاب چند هست
صرفا جهاد با انفس کفایت نمیکند، جهاد با اموال نیز باید باشد
مثلاً دست بگذاریم آقای مسئول فلانی در عرضه ی به انقلاب در این چند معیار در جهاد فِي سَبِيلِ اللّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ در قیام که از شاخص های قیام هست ذیل قیام هست استقامت مقاومت در صالحیّت و چند موضوع دیگه در اینها شما خودت رو عرضه کن کارنامه ات رو نشون بده، در راه جهاد ، جهاد بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ یعنی اول باید از مالت بگذری که معلوم باشه که تو اگر از جونت می گذری در راه مال نیست در راه خداست لذا از مالت باید در راه خدا مایه بگذاری بعد از جانت هم در راه خدا مایه بگذاری خب این شاخص رو کی داره؟ فلانی ممکنه بگه من خیلی زحمت می کشم در انقلاب میگم میشه جهاد أَنفُسِهِمْ و نه أَمْوَالِهِمْ ؟! وَ لا أَمْوَالِهِمْ ؟ این غلط هست جهاد بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ ،
مهاجرت از بلاد کفر به بلاد ایمان برای خدمت، از شاخصههای انقلابیون
مهاجرت یک شاخص انقلابی بودن هست ولی نه اون مهاجرتی که الان در جامعه باب شده در بین برخی از فرزندان مسئولین باب شده در بین برخی از نخبگان جامعه باب شده، مهاجرت معکوس از بلاد کفر به بلاد اسلام این نشان انقلابی بودن هست کسی از بلاد کفر بلند شد اومد به بَلَد اسلامی این مهاجرت هست مهاجرتی که انقلابی بودن هست مهاجرتی که در کنار جهاد در راه خداست هم سنگ با جهاد در راه خداست مثلاً مثل شهید چمران، مهاجرت از بلاد کفر به بلاد اسلام به بلاد ایمان الان مهاجرت معکوس شده این اصلاً خلاف انقلابی بودن هست نه تنها انقلابی بودن نیست بلکه بر عکس هست، این همه آقایون فرزندانشون خارج از کشور زندگی می کنند خانواده هاشون خارج از کشور زندگی می کنند یعنی چی یعنی مهاجرت کردند از بلاد ایمان به بلاد کفر برای آسایش بیشتر اسم این انقلابی بودن نیست که اگر شما از اونجا بلند شدی اومدی ایران انقلابی بودن هست برخی از آقایون در مملکت ما هستند که اینجوری هستند یعنی از بلاد کفر بلند شدند اومدند داخل اومدند در بلاد ایمان زندگی شون رو اوردند اینجا بچه هاشون رو اوردند اینجا در صورتی که اونجا می تونستند زندگی بکنند این میشه انقلابی بودن این یکی از شاخص های انقلابی بودن رو داره، حالا این بحث میبره ها شاید مثلاً فقط موقعیّت جغرافیایی نباشه حالا شما در بلاد اون طرف هم باشی ولی در خدمت بلاد ایمان بگیری کارت رو،
تفاوت دین قبل از انقلاب با دین بعد از انقلاب در شاخصههای انقلاب مانند جهاد در راه خدا و صالحیت و امثال آن است
دین قبل از انقلاب چی بود؟ قبل از انقلاب اسلامی ایران، خب دین نماز بود دین روزه بود دین عزاداری و گریه برای امام حسین بود دین همه ی اینها وجود داشت هر کی هم مواردی رو داشت ولی یه سری موضوعات درش نبود جهاد فِي سَبِيلِ اللّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ نبود صالحیّت نبود قیام نبود اینها در اون دین نبود آیا دین قبل از انقلاب خوب بود؟ مردم که دیندار بودند میگیم خب کدوم دین؟ انقلاب یکی تغییر دین، یعنی ارتقاء دین، یعنی قلب کردن دین قبل انقلاب به دین بعد انقلاب دینی که یک سری موضوعات هم درش هست دینی که یُؤْمِنُونَ بِبَعْضٍ وَیكْفُرُونَ بِبَعْضٍ نیست کامل تر هست
ابتدا باید تبیین قرآنی از مسیر و مفهوم انقلاب صورت گیرد و بعد افراد با آن سنجیده شوند و نمره بگیرند؛ اگر بسیاری از افراد نمره کم بیاورند باز دلیل بر ضعف مسیر نیست
ما عرض نمی کنیم همه چیزش تکمیل شده عرض نمی کنیم با انقلاب اسلامی ایران همه چیز کامل شد دیگه به دین کامل رسیدیم انقلاب یعنی قلب کردن دین به سمت دین کامل انقلاب یعنی دینی که درش ولایت هم باشه درش امارت هم باشه درش امامت هم باشه جهت گیری به این سمت هست حالا چقدر موفق بودیم چقدر می تونیم این کار رو انجام بدیم یک بحث دوم هست یعنی لازم هست که ما اول بحث انقلابی بودن رو انجام بدیم قرآنی، بعد ببینیم که بحث قرآنی انقلابی بودن چی هست، بعد دوباره اگر حاشیه ها یا نقدهایی بهش هست اونها رو بهش بپردازیم و تکمیلش بکنیم بعد از اون که بحث کامل شد یعنی راه معلوم شد راه تبیین شد بعد از اون بپردازیم به عملکردها، حالا چه کسانی عمل کردند بر اساس این راه چه کسانی نکردند نمره ی آدم ها در عرضه ی به این راه چی هست؟ ممکنه شما بفرمایی که نود درصد آدم ها نمره شون پایین هست میگیم خب باشه باز دخلی به این راه نداره یعنی راه مورد خدشه قرار نمیگیره،
دشمن، نفاق و سستی مومنان از چالشهای مسیر انقلاب است
یه نکته عرض کنیم مثلاً اینکه در جمع انقلابیون یا به ظاهر انقلابیون برخی ها ممکنه واقعاً به ظاهر انقلابی باشند منافق باشند خب این دیگه خودش یه موضوع هست یعنی خدشه هایی که در واقعیّت چالش هایی که در واقعیّت در مسیر راه وجود داره چی هست اینها رو باید جدا جدا بررسی کرد برخیش دشمن هست برخیش نفاق هست برخیش سستی آدم هاست نه نفاق برخیش سستی آدم هاست سطح ایمان شون هست یعنی همه ی اینها چالشهایی هست که در مسیر وجود داره ما در مسیر انقلاب فقط با دشمن مواجه نیستیم با نفاق هم مواجه هستیم فقط با نفاق مواجه نیستیم با سستی مردم هم مواجه هستیم ایمان رو قبول دارند راه رو قبول دارند در عمل سست هستند در عمل پا کار نیستند نفاق ندارند، ولی در عمل پا کار نیستند اونجوری که باید پای کار نیستند این خودش یک معضل هست
ایمان به خدا و دست معجزهگر او در باز نمودن درهای بسته، از ویژیگیهای انقلابیون
بله باید این رو بررسی کرد نوع تفکرات یک فرد انقلابی چی هست نوع عملکردش چی هست مثلاً در انقلابی بودن اعتماد به خدا خیلی پر رنگ هست در انقلابی بودن باور به اعجاز خیلی مهم هست ایمان داشتن به خدا ایمان داشتن اعتماد داشتن به خدا از جهت اینکه خداوند مسیرها رو باز می کنه این تفکر انقلابیون هست
انبیاء و رسل، از مصادیق بزرگ انقلابیون که به دین موجود بسنده نکرده و در مسیر رسیدن به «رَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ دِينًا» حرکت نمودند
برخی مصداقهای انقلابیون رو میشه بررسی کرد مصادیق رفتاری انقلابیون بسیاری از مصادیقی هست که در مورد انبیاء و رسل علیهم السلام مطرح هست مثل موسی علیه السلام مثل عیسی علیه السلام مثل طالوت مثل ابراهیم، در اوج شون مثل خود رسول الله صلوات الله علیه، انقلابی بودن یعنی دگرگونی طلبی یعنی قلب طلبی، یعنی حرکت به سمت دین کامل یعنی راضی نبودن به دین موجود راضی بودن به دین کامل اسلام رَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ دِينًا خداوند می فرماید من رضایت دارم که دین اسلام دین شما باشه دین کامل اسلام، یعنی دین کامل دین شما باشه و شما در این مسیر بیاید پس تبعه اش میشه چی ؟ اینکه فرد به دین موجود اگر دینش ضعف داره که داره و بخشهایی از دینش در دینش نیست بخشهایی از دین کامل در دین او نیست به این راضی نباشه.